|
|
|
|
|
21 فوریه(3اسفند) روز جهانی زبان مادری است ،که ده سال پیش، یونسکو به پیشنهاد بنگلادش این روز را نامگذاری کرد.(آفرین به بنگلادش)
-آن گاهان که سن من و بدنبالش دانش واندیشه ام پایین تر از اکنونم بود ،به زبان مادری ام(گیلکی- هرچند بسیار کسان گویشش میدانند نه زبان- که جای بحث و چالشش درین نوشته نگنجد) کمتر بها میدادم و باز پایین تر- که بچه بودم- داشتن لهجه را عیب و مایه ضعف و تهرونیزم را مایه فخر
امروز درست باژگون می پندارم و زبان،گویش یا لهجه مادری را سرمایه ، گونه ای از گوناگونی(تنوع –diversity)فرهنگها و زیست بومها می دانم که باید نگهش و پاسش داشت وبرایش احترام گذاشت چه آن حس نوستالژیک یا هر چیز دیگری وادارمان نماید ، اما نماید! می بینم وبسیار ماها می بینیم که نگاهی وباوری دیگر هم درین دنیا هست که باور به یکدستی ،تک ساحتی، یک جور شدن و نابودی گونه های دیگر را راهبرد خود و باورشان پذیرفته اند. چه تک زبانی ،یک دینی،تک مرامی،تک بینی،یک حزبی و تک و تک و یک ویک( این ایده دوره بچگی هام بود و افسوس که بسیار بزرگان امروز این باور بچگیهام را در خود دارند و پیادش میکنند- نمی دانم من درجا و یک جا نایستاده ام، یا نه آن بزرگان! به سندرم نا بروز بودن دچارند؟) بسیار دوست داشتم درین پست به بهانه روز جهانی زبان مادری با شکافتن و آوردن مثالهای بیشتر در این زمینه، اهمیت و جایگاه ارزشمند زبان مادری را بیشتر نمایان سازم ولی تنگی مجال اجازه نداد و بماند برای گاه دگر ، تنها به چند نکته اشاره ای داشته باشم بد نیست : 1- آیا میتوان تصور کرد در همین ایران خودمان ،یک آن، به جز پارسی با لهجه تهران یا تهرونی! همه گویشها و لهجه های دیگر (لری،مازنی،گیلکی،آذری،خراسان و کرد و ...)ازبین برود، آیا می دانید چه اتفاقی می افتد یا افتاده؟ بسیاری از واژگان، که پارسی اصیل اند و در ایران باستان و درفرهنگ و تاریخ این سرزمین و... می دیدیم را از دست خواهیم داد و این بانک واژگان بکر و دست نخورده که روزی باید مورد پژوهش دانشمندان قرار گیرد نابود میگردد 2- ضربالمثلها،شعر،داستان،هنر و اختراعات و تمدنی درین زبان مادری نهفته است که ازبین خواهد رفت که نابودی و تحقیر(کوچک شمردن)و حتا دست کم گرفتن آن ،استفاده نکردن از این سرمایه است که برای سیاستمداران و آنان که دغدغه اقتصادی دارند می تواند جذاب باشد 3- این زبانها،گویش و لهجه ها به جز کارکرد های بالا و علمی و دانشگاهی برای گردشگران و صنعت توریسم که می رود یا رفته و صنعت شماره یک جهان شده بسیار اهمیت دارد و به بالندگی و رشد همه جانبه جوامع محلی و بومی می انجامد 4-و بسیار ارزشهای دیگر که متخصصان امر و بنگلادشیها و سازمان ملل بدان پی برده اند با سپاس ازجناب اسپهبد دیلمی که در وبلاگ خود بیشتر به این مهم پرداختند و بنده و خیلی ها را هول دادند تا پستی برای زبان مادری بنویسند و یادی از زنده یاد استاد عاشورپور خواننده فولکلور گیلان: «وقتی آیم گیلان ، غم عجیبی می سینه گیره، کی چره امی جوانان خوشان زبان مادریه فراموشا کودید. فارسی عزیزه. شما تانید صد تا زبان یاد بیگیرید. اما می مار گیلکی خواندی و می گهواره تکان دئی ...» * ۱-آیم = می آیم ۲-تانید = می توانید ۳-می مار = مادر من ۴- دنی = می داد ** همه ما می دانیم زبان پارسی در درازای تاریخش صیقل و روان شد .بعنوان نمونه ،اهورامزدا میشود هرمز *** این پدیده را به زیبایی در همین ۴ واژه گیلکی بالا، نگاه کنید که چه اندازه از فارسی رسمی ما جلوتر است: می توانید صیقل می یابد و ساده و روان ،و تبدیل میشود به تانید و می آیم میشود آیم و... |
||