تبليغاتX
میراث سبز ایران
طبیعت - فرهنگ - زندگی - دانش - آینده

سنگها ، سختی و صلابت کوه ،همواره این گمان و باور سنتی و عوامانه را دامن زده که هر بلایی می توان برسر کوهستان آورد .

۳-میلیاردها تُن، سنگ و معدنش را در بیاوری و بفروشی یا سیمان توسعه و توصیه را فراهم کنی و نما سازی شهرشهر شهر(کدام شهر؟شهری ساختیم -که از آلودگی- نمی توان نفس کشید) ،یا مانند کلاردشت مازندران و نیز دامنه های تهران، همه کوه را شهرک سازی و از کوه بودن، بیرون کنیم یا برای بدست آوردن آب معدنی ،کارخانه و ماشین آلات سنگین و مخرب طبیعت را به کوههای عمارلوی داماش گیلان، که زیست بوم و سوسن  چلچراغ نایاب دارد ببری( و آقایان مالک کارخانه از پایتخت،با مانور ماشین های بالای ۱۰۰ میلیون تومانی، جز تحقیر روستائیان بومی آنجا که مالک واقعی آنجا بودند، سودی نه برای روستاییان و نه طبیعت بی جانشین آنجا داشتند)

هرچه گلوله و تیر است می توان بسوی کوه شلیک کرد، چون در برابر کوه ایستاده ای- و پیروزی بر کوه- کم قدرت و کم پیروزی نیست و چه مانوری برتر و بهتر از شکست و لرزه بر اندام  کوه انداختن!

۲-رامیار عزیز-از دیار مهربانان و خوبان کردستان- در وبلاگ کوهستان، به نکته ای بسیار مهم و دقیق، اشاره نمودند و در بخشی آوردند:

-مدتی پیش با خبر شدیم که برای بزرگداشت یک روز _ که هنوز هم نمی دانم چه روزی است_ صعودی سراسری به کوه شاهو در قلب اورامانات تدارک دیده شده است . چند هزار نفرکمر به ویران کردن طبیعت این کوه بسته اند . و تنها جمله ای که برای دوستاران طبیعت باقی مانده است تاسف خوردن است که به چه قیمتی حاضر به نابودی این منطقه ی بکر می شوند .  بردن چند هزار نفر غیر کوهنورد به این مناطق جز ویران کردن و نابود کردن گونه های گیاهی و جانوری و صلب آرامش جانداران این منطقه هیچ دستاورد دیگری ندارد . متاسفم و هزاران بار برای این افراد و غیرمسئولان بی خیال این برنامه متاسفم .طبیعتی که دلسوزان این دیار برایش جان ودل سوخته اند اما چه آسان مورد هجوم قرار می گیرد ؟! خوشبختانه کوهنوردان سقزی (به جز غیر کوهنوردان و افرادی که هدفشان خوش خدمتی ایست ) برای حمایت و حفاظت از طبیعت بکر شاهو ، از شرکت در این صعود سراسری  که توسط یکی از ارگان های دولتی  برنامه ریزی شده است خودداری نموده اند ،  تا صدای مظلومیت این طبیعت را ،هرچند اندک اما به گوش مسئولین برسانند ....

۱-بدبختانه چندسالی به بهانه و اهداف  زیبای گل گشت،کوهنوردی ،تفریح سالم،صعود و اردوهای سراسری ، مانورهای چندهزار نفری و ... و با نامهای زیست محیطی،کوهنوردی،نظامی،دانشجویی،مذهبی،ورزشی و...دیده بان لگدمالی سرمایه و میراث طبیعی بی جانشین کشور هستیم و این اکوسیستم سترگ و باارزش را به گونه های گوناگون به نابودی کشاندیم .آری ما در حال مانور و نابودی سرمایه های کشور هستیم.اما بی غرض! 

 

+ نوشته شده در  88/02/04ساعت 11:22  توسط احمدپور  | 

ما هم جایی درین مشارکت جهانی برای نگهداشت بیشتر تنها زمین مان داشته باشیم- تنها 1 ساعت   چراغ ها خاموش با شمع و گل و پروانه سر کنیم.سازمان ملل  متحد از همه ما میخواهد که در "ساعت زمین (8:30 تا 9:30 شنبه 28 مارس  برابرهشتم فروردین ) چراغ ها  را خاموش کنند .

در همین زمینه :   سبزپرس  -فصل سبز  -چشمهای همیشه بیدارزمین(دماوند)

 

+ نوشته شده در  88/01/08ساعت 15:14  توسط احمدپور  | 

 اگر همه مردم عالم  ندانند ، ما که می دانیم ، بخشی ازهنر(کمی بیش از 99/99درصد) تنها نزد ایرانیان است و بس. واسه همین هنره بود که، با پیشنهاد ایران، یک سال به نام گفتگوی تمدنها واسه جهانیان (و هر روز[...] در ایران)، از سوی سازمان ملل با دبیر کلی یک آفریقایی (کوفی عنان)، ثبت میشود.پس چرا یک روز از 365 روز سال را به نام روز جهانی ذغال، در زمانی که رییس سازمان ، یک آسیایی است ،انتظار نداشته باشیم؟ حالا چرا ذغال؟

1- رفتم گوگل و دیدم برای خیلی روزا ، روز جهانی داریم : روز جهانی محیط زیست ، تنوع زیستی ، روز جهانی توالت یا دستشویی(19 نوامبر هر سال ، روز جهانی توالت یا دستشویی نامیده می‌شود. این نامگذاری در سال 2001 انجام شد و از آن زمان تا کنون مراسم جهانی و کنفرانسهای منطقه‌ای برای این روز برگزار می‌شود ) ، روز جهانی زبان مادری ، روز جهانی رقص ، کوهستان و ... و روز جهانی آب

2-هر چه گشتم (به جز چند وبلاگ عمومی ، که 3 تاریخ گوناگون از روز جهانی آب ، 1 فروردین ، 2 فروردین و یکی هم 3 فروردین یاد کرد)، ندیدم  دوستان در وبلاگ خودشون از آب مطلبی بنویسند، و جناب مجابی هم که تو گویی [همچنان]معاون سازمان هستند، دستور فرمودند که امسال به پسماند بپردازیم ، من هم در راستای ارج نهادن به تنوع زیستی و راستاهای دیگر،  خواستار جابجایی روز جهانی آب به روز دیگر و ایجاد روز جهانی ذغال شدم! 

3- این حق مسلم ماست با توجه به اینکه کمی بیش از 99/99% هنر نزد ماست و به محیط زیست و آب نگاه تحاهلی( یک نوع نگاه جدید مدیریتی با توجه به  کشف جدید خاصیت آب که: همانا باعث حل و هل میشود) داریم و آنرا در فرهنگ و چه و چه خودمان در بالای سرمان، در میان یکی از مجموعه تعطیلی ها ( که از چند هفته  مانده به عید آغاز میشود وتا 2- 3 هفته پس از عید ادامه دارد و سالی که نکوست از میزان تعطیلیش  پیداست) نباشد، و اگر قرار است روزی جهانی در این یکماه باشد بهتر است به خواب ، خوراک و کباب و [...]  ربط داشته باشد و ذغال از همه بهتر ، چون به جای گریه برای تخریب هزاران هکتار جنگل که بخشی هم ذغال میشه، این ذغاله خیلی حال میده.۴-۵-۶-...در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/02ساعت 11:40  توسط احمدپور  | 

1- سخنرانی پیشنماز مسجدی را می شنیدم  که بارها از عضویتش در کمیسیون نفت و انرژی در مجلس(دوره های پیشین) یاد می کرد و سفرهایی  که همراه اعضا کمیسیون نفت به ژاپن و کشورهای دیگر داشته و از مسائل ترافیک و کیفیت فرودگاهها و امثالهم،با چه شیرینی یاد می کرد و نظر کارشناسی می داد و هیچ از وظایفش و توانش در آن کمیسیون، چیزی نمی گفت! اما از کشورداری،اخلاق و بویژه ترافیک(البته بطور کلی) چنان نطقی سر می داد که مستمعینش او را شایسته امپراطوری بر ژاپن می دانستند. البته خیلی با خود کلنجار رفتم ارتباط این حاج آقای بزرگوار را با آن کمیسیون بسیار مهم در آن کوران جنگ بدانم، که یکی از دوستان کمک کردند_ چون تاحدودی آن بزرگوار را میشناختند_ که ایشان چون در یک منطقه محروم استان زیسته اند و همیشه با مشکل نفت مواجه بوده اند این ارتباط از آنجا نشات یافته است و این پیشینه، مرا به یاد نوشته جالب جناب ناصرکرمی انداخت که چندی پیش در ابتدای پست خودآوردند:

- گفته شده وقتی که کاسترو، چه گوارا و همراهانشان از کوههای سییرا مایسترا فرود آمدند برای فتح هاوانا سن آنها معادل متوسط سن یک تیم فوتبال بود، یعنی حدود بیست و هشت سال. بدیهی بود که این گروه جوان تازه به حکومت رسیده برای تشکیل یک کابینه کامل آدم کم بیاورند و مجبور بشوند هر ربط کوچکی بین یک آدم و یکی از حوزه های حکومتی پیدا کنند وی را به وزارت همان حوزه منصوب کنند.(مردم ایران با چنین انتصاباتی اصلا ناآشنا نیستند.) از جمله اینکه برای وزارت راه در به در میگشتند برای یک آدم مناسب و در نهایت برای این پست چریکی را انتخاب کردند که در دوران مبارزه کارش منفجر کردن پلها بود، با این استدلال که بالاخره او ارتباطی با مقوله راه و اهمیت آن داشته است!

۲- در برنامه زنده چند روز پیش(جمعه ساعت 18.40 ) که از شبکه 4 پخش میشد، در جایی مجری برنامه نظر نماینده 2 سازمان حفاظت محیط زیست (آقای صدوق)و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور (آقای منتظری) را از طرحی که در کمیسیون کشاورزی،آب و منابع طبیعی در حال بررسی است جویا میشود.که هردو نمایندگان آن سارمانها ، مخالفت صریح و شفاف خود را به آگاهی می رسانند.

پس از آن مجری، رو به رییس کمیسیون کشاورزی مجلس میکند (آقای رجایی )، که میهمان  تلفنی برنامه زنده است و او با کمال شگفتی(که باعث بهت همگان شد) بیان می کند طبیعی است که این طرح مخالف و موافقان خود را داشته باشد که مجری نیز با تعجب دو چندان به آقای رجایی می گوید که اینها  دو نفرنیستند ،نماینده دو سازمان تخصصی و صاحب نظر هستند و ایشان(آقای رجایی – که پیش ازنمایندگی مجلس ، از سوی وزارت جهاد کشاورزی به مدیرعاملی شرکت شفارود منصوب بوده اندو تخریب جنگلهای بکر و باارزش شمال توسط این شرکت جای بحث مفصل خود را دارد)با  خونسردی پاسخ می دهد متوجه ام.

حال آنکه علاوه بر نمایندگان دو سازمان تخصصی ،سازمانهای مردم نهاد و تخصصی و کارشناسان و بیشتر اساتید دانشگاه با این طرح مخالفت و موضع بسیار جدی و شدید دارند- و این نماینده بزرگوار مردم! در مجلس ،از چه و از که هزینه می کند؟و ایا به جایگاه خود بعنوان نماینده مردم می اندیشد؟ یا هنوز هم خود را از مدیر عاملی شرکت جنگل شفارود  وزارت جهاد کشاورزی بیرون نیاورده؟

۳-جالب است در همین برنامه، درجایی، آقای مهندس صدوق، طرح فعلی را غارت منابع طبیعی می داند و در عوض ، آقای رجایی، آنچه اکنون بر منابع طبیعی می رود را غارت ملی یاد کردند.

با این فرمایشات که از نمایندگان دو قوه شنیدیم، آیا غارتی در کار است؟

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 13:4  توسط احمدپور  | 

بنابر نظر بیشتر متخصصان ،کارشناسان و دست اندرکاران، دو سازمان مهم و کلیدی: سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور ،از نبود بهره وری و اشکالات بسیاری در بخشهای گوناگون رنج می برد ،که بطور مفصل گفته ،نوشته ،تشریح و بیان شده و این پست نیاز به تکرار آنها نمی بیند چرا که  همگان به خوبی بدان آگاهی دارند. اما چه باید کرد؟

دیروز علی رغم میلم ،به فراخوان استاد ارجمند، جناب درویش، لبیک گفتم و در نشستی که در محل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور با عنوان : «ظرفيت‌ها و چالش‌هاي سازمان‌هاي مردم نهاد و جوامع بومي و محلي در حفظ، احياء، توسعه و بهره‌برداري پايدار از منابع‌ طبيعي تجديد‌شونده».برگزار شد، حضور یافتم (استقبال بسیار بسیار کم و سرد و حاشیه های این نشست بماند که خود ضرورت این نوشته ام را دو چندان نمود)

 و دلیل حضورم ،بیان یکسری مطالب و مهمتراز همه، دیدن دو نفر آدم متفاوت! در آن نشست: یکی آقای درویش نازنین، تا موضوعی را با ایشان مشورت کنم(همین نوشته و طرح) و نیز زیارت جناب  آقای دکتر کردوانی و توضیح خواستن از معظم اله- برای فرمایشات حیرت انگیز اخیرشان درباره: باید تالاب‌های کشور را خشک کرد! و نیز ببینم که در شریط کنونی ،ایران چگونه می تواند تکافوی ۲۰۰ میلیون نفوس را بنماید!! که ایشان تشریف فرما نشدند.

و اما مشورتم از استاد درویش گرامی، همان ادغام دو  سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور و ایجاد یک سازمان یا وزارتخانه حفاظت منابع طبیعی و محیط زیست ایران (البته ایجاد وزارت بدلایل قانونی که در برنامه چهارم آمده، در کوتاه مدت کمی سخت است ولی در حال حاضر، راه عملی تر و جوابگو ،همان یک کاسه و هماهنگ شدن این دو سازمان مهم  و مهمتر نگاه و رویکرد کاملا حفاظتیConservation of Natural Resources است ،با ارتقا به معاونت ریاست جمهوری)بود و اینکه  ببینم دیدگاه این فرد دلسوز و دانا چیست؟

خوشبختانه هنگام پرسشم، فرد دلسوز و فرهیخته دیگری که همگان می شناسیدش ، یعنی آقای ناصر کرمی گرامی نیز تشریف داشتند که بر خوشحالیم افزود.

آقای درویش ضمن تایید و لزوم  این طرح بیان کردند (نقل به مضمون)بهترین دوران وضعیت منابع طبیعی ما آن هنگامی بوده که مستقل بعنوان یک وزارتخانه بوده(به گمانم زمان گلسرخی فرمودند)و اینکه منابع طبیعی از وزارت جهاد کشاورزی که ماهیت آن، ویژگی خود را دارد، بهتر است جدا گردد.

اکنون که در هفته منابع طبیعی هستیم از همه دلسوزان و حامیان فرهیخته سرزمین کهن، درخواست میگردد بدور از  هرگونه حب و بغض  و فقط  برای نجات محیط زیست ومنابع طبیعی کشورمان طرحی دراندازیم تا با جمع آوری دست کم 1000 امضا و فرستادنش به دو قوه مجریه و مقننه  این کار عملیاتی شود.

البته بنابر آنچه جناب درویش فرمودند، طرحی شبیه به همین ،در مجلس وجود دارد و همانگونه که شما عزیزان، بهتر و بیشتر از حقیر می دانید، متاسفانه بعضی از نمایندگان و وزارتخانه ها و به ویژه استانداران و مسئولین محلی ، به دلایلی که خارج از حوصله این نوشته است، تمایل قلبی برای عملی شدن این طرح ندارند، چرا که با وضع فعلی، براحتی می توانند از دیوارکوتاه و کم حامی این دو سازمان، نهایت بهره را، که خسارت ملی باید نامش نهاد ببرند و در این شرایط ارتباطات و تعاملات حقیقی و حقوقی  و تشکیلاتی هرکدام  از ما و فشار و امضا شمار بیشتر متخصصان و نهادهای صنفی مانند سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی، که بیش از 120000نفر عضو دارد می تواند بسیاربسیار موثرو تعیین کننده باشد

در پایان خواهش میکنم:

1-  نام سازمان حفاظت منابع طبیعی و محیط زیست ایران تنها یک پیشنهاد اولیه است اگر نام بهتری در نظر است، خوب است  بیان شود

2-متن نامه و جمع‌آوری امضا برای این  پتیشن را یک سایت تقبل بفرماید(چون به هیچ وجه نمی خواهم،گمان گردد، بنده کاری کردم ،بلکه تنها 2باره و اینهنگام را مناسب این کار می دانم و بس- هدف این است که این کار مثبت به فرجام انجامد با یاری شما)– اگر جناب درویش این زحمت را بکشند – مانند همیشه_ همگان دعاگویش خواهند بود

3- موارد دیگری چنانچه باید لحاظ شود را بفرمایید و...لطفا نظر بدهید

+ نوشته شده در  87/12/15ساعت 17:3  توسط احمدپور  | 

چندی پیش ،نگرانی شماری از دلسوزان و متخصصان محیط زیست، از جمله آقای محمد درویش با وبلاگ گرانسنگ مهار بیابان زایی را از اظهارات یا به عبارتی تئوری های شگفتی آفرین جناب دکتر  پرویز کردوانی، شاهد بودیم .نمی دانم محک و معیار گزینش چهره ماندگار از چه مدلی پیروی میکند ؟البته  بیش از عجیب بودن گزینش اقای دکتر کردوانی ،انتخابجناب آقای دکتر ملکوتی بعنوان چهره دیگر ماندگار امسال عجیب  بود.

  دیگر بزرگوارانی که امسال چهره ماندگار شناخته شدند را نمی شناسم و امیدوارم آنان مانند دکتر ملکوتی بزرگوار نباشند، پیش ازپرداختن و دلیل این گله من ،بد نیست به موضوعی اشاره کنم که ممکن است کمتر عزیزانی آنرا بدانند که جای تامل و تاسف و تالم دارد.

دیروز استانداری محترم گیلان در پی نامه شبکه سبز گیلان در مورد قطع درختان کهنسال ، پاسخ مفصلی با ۴ برگ مستندات به پیوست ،فرستاد ـ که همین جا از پاسخگویی شان سپاسگزاری میگردد -آنچه در این پاسخ جالب است اینکه اوقاف ، ظاهرا مجوز و چراغ سبز منابع طبیعی  را داشته و اما نه چندان شگفتا از اداره تخصصی و کارشناسی منابع طبیعی...

*  شگفتی من از جامعه علمی و کسانی که عنوان دکترای تخصصی دارند بوده و آنجا که پی بردم  عامل قطع درختان کهنسال،- در ظاهر- اگرچه یک مسئول روحانی اوقاف است، ولی پشتیبان و همراهی تئوریک تحصیل کرده در مقطع دکتری را با  خود دارد، که خود را شاگرد بزرگان دانشگاهی ایران  هم می داند.

این بزرگوار که با افتخار ،تئوری خود برای بلامانع بودن قطع چندتا درخت !به بعضی از مسئولین تصمیم گیر و اثر گذار، داد .وبحث مفصلی هم بین بنده و ایشان در گرفت و فایده ای هم نداشت،چرا که گفتمان ایشان همان سبک گفتمان جناب دکتر کردوانی ها می باشد .آنچه که می دانیم و باید پذیرفت ،این است که هیچ کار- درست یا نادرستی- در هیچ جای دنیا بدون یک تئوری و تئوریسین صورت نمی گیرد ،یعنی این خروجی های عملی، یک ورودی نظری بعنوان نرم افزار پشت خود دارد که رفتار مدیران و تصمیم گیران را باعث میشود.

 که از آن جمله می تواند چهره های ماندگاری همچون دکتر پرویز کردوانی،دکترملکوتی و دکتر... باشد.(البته این نوشتار زحمات و منشا کارهای مثبت بودن بسیاری از اینان را مد نظر دارد ، بویژه در آموزش دانشجویان بسیار،نگارش متون و کتب و...  ولی از یاد نبریم که در علم کشاورزی مبحثی است بنام بازده نزولی- جدای تعاریف و برداشتی که در علوم دیگر از آن دارند مانند اقتصادـ، که مواقعی آن فاکتورهای میکرو و خرد، بسیار اثرگذار و تعیین کننده هستند و نباید ما تنها به فکتورهای کمی و کلان و پرشمار بسنده کنیم، که در اینجا نیز صادق است و در کشور ما هماره این آمارها و بیلان کمی و پرشمار  و سوابق و بی تردید ارتباطات هم مد نظر بوده و ...)

 اینکه جریان چهره های ماندگار چیست و مکانیزم گزینش را چه کسان و عواملی هدایت می کنند و آیا داوریها مستقل و علمیست یا نه بماند، ولی امسال تصادفن یک بخشی از مراسم معرفی را از یکی از شبکه های سیما دیدم و انتخاب  آقای دکتر ملکوتی(رییس پیشین موسسه تحقيقات خاك و آب که از نزدیکان وزیر کشاورزی وقت هم بودند ) را بعنوان چهره ماندگار از صدا و سیما شنیدم ،دچار شگفتی شدم(چرا که کسانی که با ایشان در زمینه اب و خاک آشنایی دارند و آنزمان که ایشان مسئول آن در کشور بودند و تغییر یک شبه یک نوع کود شیمیایی و مصرف اجباری آن برای مزارع شمال-علی رغم مخالفت کارشناسان  - و بلایی که بر خاکهای شالیزارها آمده را فراموش نمی کنند-)  و در ان زمان بود که نمی دانم چرا چهره ماندگار برایم معنی دیگری یافت که برای هرکس دیگری هم چنین میشود.

چه زیبا، ناصر خسرو  همیشه ماندگار ،در داستان  تیر خوردن عقاب ( از ماست که بر ماست) به زیبایی کم نظیری برای ما روشن نمودند :

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

 واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

. .. . . . .

ناگـه ز کـمینگاه یکی سـخت کمانی

 تیری ز قضاو قدر انداخت بر او راست

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز

 وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

 وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجبست اینکه ز چوبست و ز آهن

 این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست

چون نیک نگه‌کرد ، پر خویش بر او دید

 گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست

+ نوشته شده در  87/12/08ساعت 21:24  توسط احمدپور  | 

۱-سالانه ٨٠٠ ميليارد تومان يارانه براي كودهاي سرطان زا پرداخت مي شود

*بزرگ بودن بيش از حد سيب زميني ها يكي از نشانه هاي بالا بودن نيترات و خطر ناک بودن ان است

۳-كارخانه‌هايي‌كه تولید انها مرگ است

۴-آلودگی رودخانه های خوزستان

۵-گزارشي از فاجعه زيست محيطي پساب‌هاي صنعتي در خليج فارس

دنباله در وبلاگ اهواز سبز 
+ نوشته شده در  87/11/10ساعت 19:23  توسط احمدپور  | 

به این چند عکس که دیروز از رانش  و درختان انجیلی سقوط کرده از کوه، بر روی جاده قدیم رشت -تهران گرفتم(شما کف جاده ای خاکی را می بینید ،که در قدیم ،از همین راه،از تهران به رشت وبندر انزلی و پس از آن به باکو و اروپا می رفتند، این جاده خود یک اثر تاریخی و فرهنگی است) ، و پس از آن به نوشته زیبای آقای هومن روانبخش گرامی،نگاه بفرمایید،که تاسف انسان دو چندان میشود از این بی مهری ها که به این گونه تنوع زیستی و سرمایه جهانی میشود.

گونه باارزش و کمیاب انجیلی( Parrotia persica ) که به دلیل سختی چوبش به درخت آهن -Ironwood tree  ـ نیز شناخته میشود و از دوران سوم زمین شناسی،تنها در دامنه های البرز ایران ،ردپای آن را می توان یافت ،از دیگر جاهای جهان رخت بر بسته ،بنابراین، نگهداری این گونه شگفت انگیز که علاوه بر ارزش اکولوژیکی و تاریخی،دارای زیبایی خیره کننده ای برای هر ببیننده است، یک وظیفه همگانی و جهانی است.

     

لطفن روی عکس کلیک فرمایید 

          

          

 

 

نوشته زیر، از سایت For nature آقای هومن روانبخش  

 انجيلي داراي ويژگيهاي زيبايي شناسي منحصر بفرد است : رنگ و شكل خاص پوست تنه ، جوش خوردن شاخه هاي مجاور هم و خلق اشكال عجيب و جالب ، منظره پاييزي با برگهاي قرمز و زرشكي و زرد .
درخت انجيلی ( Parrotia persica ) از درختان جنگلهای پهن برگ خزان کننده و اندميک (انحصاري) جنگلهای خزری است . اين درخت که از جلگه تا دامنه های ميان بند شمال به چشم می خورد ، از جمله درختانيست که در عصر يخبندان با گسترش يخچالهای قطبی در بخش وسيعی از جنگلهای معتدله از بين رفت و تنها دامنه های البرز پناهی شد براي بقاي آن . 

                            

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/10/18ساعت 0:22  توسط احمدپور  | 

تو فکر میکنی ساعت به چه نامی صدایت می کند؟ لقب تو پیش کلاغان چیست؟  حس ابرها از تو چگونه است؟  فکر می کنی قاشق از تو خوشش می آید؟  کارد آشپزخانه چه احساسی به تو دارد؟-فرشته ساری

            

 غازها را محکم بهم بسته اند        پرهاشان کنده میشود                 

      

  

  و قطعه قطعه میشود

             

      

و.....

             

             

         

            

          

     

           

      

+ نوشته شده در  87/09/27ساعت 1:56  توسط احمدپور  | 

 

  

    سخنرانی عباس پالیزدار _ دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه - در دانشگاه بوعلی همدان ، این روزها، نقل بسیاری از محافل است  و آوازه اش به بسیاری از سایت ها ، خبرگزاریها و مجامع کشیده شده(  چرایی این سخنرانی و مسائل حاشیه ای و سیاسی و... مورد بحث ما نیست) بلکه یک  اشاره ای، آقای پالیزدار(که نه وبلاگ زیست محیطی دارد و نه NGO  سبز) به منابع طبیعی کشور داشت، که این مورد، نگاه بسیاری از  دوستداران محیط زیست را برانگیخت ،در بخشی ازبند3 امده : (...3ـ خوب مجددا آقای آیت الله یزدی نامه ای می نویسد برای آقای فروزش وزیر صنایع که پسرم حمید بیکار است. ترتیبی فرمایید از جنگل های شمال در جهت صادرات چوب بهرمند شود. جالب است که حمید یزدی دراین زمان در قوه قضاییه مدیر کل بود. یعنی بی کار نبود. و به این صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.)

    خیلی ها به سازمانهای های غیر دولتی ومردمی (  NGO ) ، ایراد می گیرند که چرا ( به ویژه در گذشته ) ساکت بوده اند یا اقدام بارز و موثر و...انجام نداده اند ویا نمی دهند.

 

شاید امروز علت را بهتر می توان فهمید

 

 

 داوری با مردم

 

           

+ نوشته شده در  87/03/26ساعت 2:18  توسط احمدپور  | 

1-ترس من این است  ، که در آینده ببینم( وببینیم !)، این وبلاگ نویسی ما هم (حتا گونه علمی و تخصصیش هم )،یک جور بازی بوده ،مانند دیگر بازیهایی که در زندگی شاهدیم،و برایش نامهای بزرگ و پرطمطراق می گذاریم ،که علاوه بر اقناع خودمان و دیگران ، گمان ببریم ،تکلیف ، وظیفه و مسئولیت خودمان را به قول اکثر ماها در حد وسع( !) و بضاعت(!) ، به انجام رسانده ایم، ولی حقیقتن برایندش چنین نباشد...!( چه باشد؟)

 

2-     رفتار امروز ما ، با فرهنگ واقعی ما ، وقتی که به فرمایشات استاد حکیم فردوسی توسی ،نگاه می کنیم ، اصلن جوردرنمی آید.

 

فردوسی یک شاعر معمولی و در حد یک کشور نبود ، او اندیشمند و متفکری بزرگ برای معرفی تمام عیار اندیشه و فرهنگ  ایرانی ، به جهان است ،وقتی این حکیم  می فرماید :

 

میازار موری که دانه کش است          که جان دارد و جان شیرین خوش است  

 

نشان می دهد انسان با فرهنگ  ایرانی،حتا  نسبت به آزار یک مورچه هم ،بی تفاوت نیست و نباید باشد ،آنگاه آزار دیگر موجودات ، تکلیفش معلوم میشود، که درخت ، پرنده ، شیرایرانی ، یوز ، ببر ، گربه ،آلودگی آب و آزار موجودات ریز و درشتش  و انسان که جای خود دارد.

 

ولی چرا چنین است و چنین میشود؟

3- تا چند ماه پیش، بریده یک روزنامه را با خود داشتم ، که مربوط بود به مشکل مادرزادی یک خر از ناحیه پا _ درکشور استرالیا  _ که پزشکان استرالیایی، برای درمانش ، یک تیم پزشکی را تشکیل دادند و چند ساعت بر رویش، کارجراحی کردند ، چندی در بیمارستان تخصصی حیوانات بستری و مراقبت و پس از مرخص کردن از بیمارستان تا 6 ماه  مورد فیزیوتراپی  و... قرار می دادند و به پول خودمان حساب کنیم بیش از 10 میلیون تومان برای یک الاغ ، هزینه کردند.

 

4- دیروز یک بلوتوثی دریافت کردم (با عنوان خرآزاری)و به گمانم خیلی از شما سرورانم، آنرا دیده باشید، چندتا پسر بچه ایرانی ،تفریح وار و به زور، خری سالم و چابک  را هل می دهند و از یک پل مرتفع به داخل رودخانه می اندازند و خندان و شاد ازین کردار

 

چرا ما چنینیم ؟

میازار مور ما چه شد؟

۵-امروز نه تنها به پرنده ، خزنده ، چرنده ، گیاه رونده  ، آزار می رسد، که انسان هم به راحتی مورد آزار روحی و جسمی قرار می گیرد (  معتاد ، به مادرش رحم نمی کند . آیا سلامتی  محیط زیست  من و تو از آزار ، ایمن است)

 

۶-به گمانم ، نگاهمان را باید عمق ببخشیم ، از فرهنگ و هویت و هنر و ذوق و عشق و ویژگیهای ایرانی بیشتر سود ببریم.

 

۷- میزان کتابخوانی ما 2 دقیقه در روز، و بیشتر جوانان و نوجوانان ایرانی ،  با موضوعات جدی فرهنگی و اجتماعی و... دلبستگی و وابستگی نیافته اند و سخن فردوسی و فردوسی ها را یا نشنیده اند یا چنان بی تفاوت که به سخره می گیرند و بهتر از این نیست برای سخنان بزرگان دینی و آن ایرانی  که از هویت ایرانی  خود دور میشود و ناآشنا ، نه چنین است که به دین خواهد گروید و این است که از همه می افتیم 

۸-  دل مشغولی و تفریح بسیاری از جوانان sms ، جک و پر سه زدن در خیابان است ، نه آموزش درست ، که یکی از آنها ، کتابخوانی که منجر به شناخت فردوسی ها و سهرابها و... شود و محیط زیست  و خرآزاری و جمعی را هم خر نامیدن و به جمعی گوشت خر دادن و در جایی دگر، خر را دوست داشتن و برایش حقوق قایل شدن و همه اینها از فرهنگ و دانش ، آب می خورد

، پس آب را گل نکنیم .

 

 ترسم این است که در جایی دگر پسری به جای نوازش عزیزترین آفریده جهان _ مادر _  با داسی دگر مادرش را و زمین ما را آزار که نه ، نابود کند ...

 

+ نوشته شده در  87/03/16ساعت 20:4  توسط احمدپور  | 

با خود فکر می کردم چرا این همه در وبلاگها و فضای  مجازی از کار محیط زیست، در دادن مجوز به سیرک پارک پردیسان نوشتیم ،ولی کوچکترین تاثیری به مسئول مربوطه  نگذاشت و سیرک تمام وکمال به کار خود در داخل حیاط خلوت سازمان ادامه داد وماهم ، نوشتیم ونوشتیم!

 

 وبلاگ نویسان ،چقدر از جاده جنگل باستانی ابر ،جاده وپتروشیمی گلستان ،قطع درختان،تالاب انزلی، آلودگی نفتی، رودخانه سیپدرود،آلودگی هوا ، آب،بی پناهی حیوانات و... نوشتند ؟  ( اگر یک هزارم این اعتراض منطقی در کشور بورکینافاسو صورت می گرفت ، بالاترین مقامش  ،100 بار استعفا داده بود یا پوزش می خواست یا قدمی بر می داشت)، خدایا چرا اثری ندارد ؟سهراب ، تو می دانی ؟ شاید این سخن مولانا گویا باشد:

 

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد              به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد

ترا بر در نشاند او به طراری که می آیم                    تو منشین منتظر بر در ، که آن خانه دو در دارد

بنال ای بلبل دستان ، ازیرا ناله مستان                   میان صخره و خارا ، اثر دارد اثر دارد

 

  یک بار به کنایه گفتم، شاید دلها سنگ خارا شده، چون معماری ما به جای الگو برداری از طبیعت خدادادی، با چسباندن سنگ سخت به ساختمانهای شهرها (همان سنگی که در گورستان هم بر روی قبر می بینیم ) امروز  دل سنگی را به ما تحمیل و نهادینه نموده و امروز جهانیان با بهره گیری از علم ودانش ، چه زیبا راه برون رفتی برای همه آنها یافتند و به طبیعت ، دانایی، هنر و زیبایی و رنگ و شادی و خلاقیت و نوآوری روی آورده اند و مدیران، اکثرا سیاسی صرف اند  و کمتر،سری با فراق بال به طبیعت می زنند،برای همین کمتر، توجه ای به انتقاد ، اعتراض ، پیشنهاد ، حرف منطقی و...دارند و در قاموسشان استعفا وجود ندارد ولو بزرگترین اشتباه را هم کرده باشند و به عبارتی جانشان را بگیر ، ولی میزشان را هرگز.

 

این روزها شاهد  نوشته های جالبی از دوستان مختلف در مورد نقش ngo ها ، تاتثیرگذاری ، سکون و ... هستیم.

 

این حقیر بعنوان یکی از اعضا خانواده بزرگ ،ولی کم بنیه ngo, های مستقل، مواردی را جهت بیشتر روشن شدن و یا دست کم، اشاره به بعدی دیگر از آنچه بر اینان می گذرد،و در ریشه یابی یک سری از به نتیجه نرسیدنها در امر منابع طبیعی و محیط زیست  مفید فایده می تواند باشد، خواهم آورد، چراکه احساس می کنم به فرمایش مولوی

 

هرکسی از ظن خود شد یار من                از درون من نجست اسرار من

 

سال 84 ،متاسفانه  اخرین مجمع سالانه و کشوری  سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی ایران، در محل سازمان ( همان سالی که خانم جوادی و شوهرشان که قبلا در دفتر مشارکتهای مردمی سازمان مشغول بوده و کینه زیادی از ngo ها دارند، وارد محیط زیست شدند)  برگزار گردید .

 

این شبکه افت و خیزهای خاصی (!) را طی کرده بود و خوشبختانه به نقطه نسبتا خوبی رسیده بود و قرار شد برابر اساسنامه در شرف تصویب نهایی ،هیات مدیره جدید برابر قانون در یک مجمع انتخاب شوند و سروسامانی به فعالیت ها داده شودو استانها و کمیته های مختلف شکل گرفته و به پایش کلیه مسائل به طور مستقل و علمی ،با کمک علاقه مندان ، کارشناسان و اساتید دانشگاه و...بپردازد ، و حتی قرار شد مجمع چند ماه بعد در مشهد و اگر نشد در اراک جلسه برگزار کند، کار که به اینجا رسید و خانم بزرگوار سرکار خانم توسلی ( و به فرمایش خود از انگلستان آمده بود) و  خود را نماینده تهران معرفی می کرد، احساس کرد در این ترکیب جدید ممکن است ،دیگر نتوانند مانند گذشته  ،که با مدیر عامل وقت  شبکه ملی و... یک باند را تشکیل داده بودند و منفعت  داشتندو خارج از کشور رفتن و... از هیات مدیره خارج شوند و چوب  لای چرخ گذاشتن آغاز شد که آغاز شد.

 

 و دوستی می گفت کمتر هفته ای است که ایشان در وزارت کشور نباشد و  حتی ، دریک اقدام عجیب ،اساسنامه این جمع را در وزارت کشور با چالش واهی مواجه نمود و چون این جمعیت در تهران مستقر است و سایرین در استانها، عملا کارها ی مثبت پیش بینی شده ، که حق سرزمین ایران و این بخش کره زمین بود، بخاطر منفعت چند ngo  ،که نام زیست محیطی داشتند ولی باطنا از آن به مثابه یک شرکت خصوصی برای گرفتن بودجه و طرح از سازمان جنگلها و محیط زیست و شهرداری تهران سود می جستند، با چالش اساسی مواجه گشت و امروز همه ما متضرر شده ایم

 این جمعیت (البته  این حقیر برای بسیاری از اعضا ان به ویژه خانم  دکتر ملاح ، احترام خاصی قایل است)

 با اسم و رسم ظاهرفریب و زیست محیطی ، چون در تهران مستقر است  ووقت و امکانات مالی قوی ،دیگر کار ngo و محیط زیستی برایشان دون شان شد و تافته جدا بافته ، جون سودشان و طرح و بودجه در گرو همگامی با بودجه دهنده بود، نه ما که می خواستیم مستقل باشیم.

 

حال از شما می پرسم، براستی چرا این چند ngo  زرد با ماهیت شرکت زیست محیطی، به ویژه، جمعیت زنان ( که معروف شده به جمعیت زبان مبارزه با محیط زیست) در هیچ اعتراض و تجمع و...حضور موثری ندارد، حال آنکه در سازمان جنگلها ، وزارت کشور و  جاهای دیگر، خود را بعنوان رییس هیات مدیره سازمانهای غیردولتی تهران و ایران( که 2 سال پایان یافته ) و عناوین بزرگ و کوچک دیگر معرفی می کند و بودجه های کلان و خارج رفتن آنها هم از نام محیط زیست براه است؟

 

سخن بسیار است و آنچه بر ما می گذرد و جفا ها و فشارها که از هر سو بر ما روان است ،ولی آنچه سخت و درد آور است این سخن سعدیست :

 

از دشمنان بریم شکایت به دوستان          چون دوست[ ...] است شکایت کجا بریم

 

البته در این فضا ، بسیار مشکل است همه آسیبها و علل ضعف را اورد و تحلیل کرد(خوشحالی مخالفان طبیعت و سوء استفاده هم جای خود را دارد)، و من هم در نوشتن با تنگی مجال مواجه ام و چه بسا اینگونه خلاصه نویسی و نرساندن کافی و وافی مطلب، سوء برداشت را هم بدنبال داشته باشد و باعث اعتراض و پیچیدگی ، ولی آب دریا را اگر نتوان کشید  هم به قدر تشنگی باید چشید ( اگر عمری بود،تا پستی دیگر)

+ نوشته شده در  87/02/27ساعت 13:38  توسط احمدپور  | 

 سهراب کجایی؟ که گفتی : جای مردان  سیاست بنشانید درخت / تا هوا تازه شود ...من قطاری دیدم که سیاست می برد/ وچه خالی می رفت  

روی  یک)

1- آقای درویش در وبلاگ خود آورده: ... نوشتم كه بزرگترين جنايت صدام، آن چيزي نيست كه گمان مي‌بريم رخ داده و حاصل آن ده‌ها هزار انسان آرميده در زير خاك است، بلكه... :دنباله در مهار بیابان زایی

 

2-خانم ژاله ف در وبلاگ خود _ گربه ایرانی _ به همه مخلوقات خدا می پردازد و حیوان اهلی - حیوان وحشی

 

3-ناصر خان کرمی (البته به گمانم با آن ناصر خان _ حجازی اسطوره فوتبال ایران _  و پهلوان و اسطوره دیگر _ حسین رضازاده _ که زیست بوم امارات و دبی  را تبلیغ می کنند خیلی تفاوت داشته باشد)  هم ، در وبلاگ خود،از سال بد برای زارعان و زیستبوم های ایران  ، یاد می کند

 

4- در وبلاگ فرزند ایران ، شاهد نظرسنجي برترين وبلاگ زيست محيطي هستیم و آقای سپهر سلیمی هم به دنبال راهی  در راستای طرح "سبز کردن وبلاگستان فارسی"

 

5- سرباز زمین در وبلاگ خود راهکارهای ساده ای  برای حفظ محیط زیست به همگان  پیشنهاد می کند و...

 

روی  دو)

1- به نوار غزه حمله می کنیم (اسراییل)

2- اسراییل را محو میکنیم ( ایران)

3- ایران را محو می کنیم ( خانم کلینتون)

4- به گرجستان حمله می کنیم ( روسیه )

5-به تایوان حمله می کنیم (چین ) و...

 

به قول مهران مدیری در مرد هزارچهره : به به

 

                               هر دم از این باغ بری می رسد  تازه تر از تازه تری می رسد

 

دست و پنجه شما درد نکند ، چقدر باحالید، چقدر دلسوز و مهربان و به فکر منافع ملی و محلی(جهانی ، پیشکشتان)هستید، چقدر به فکر امنیت و آسایش یهودیان ، مسلمانان ، مسیحیان ، روسها ، چینیها و... هستید. باز، به به

یکی به این دسته های گل که خیلی به فکر مردمند!، حالی کند ، باباجان : همه ما و شما و آنها ، سوار یک کشتی به نام کره زمین هستیم ، یک گوشه کوچک این کشتی آلوده یا سوراخ شود همه باهم غرق میشویم.

 

سهراب کجایی / که گفتی :

من قطاری دیدم که سیاست می برد/ وچه خالی می رفت

جای مردان [ وزنان] سیاست بنشانید درخت/ تا هوا تازه شود

 

                         نمی دانی! ما کجاییمو به چه کار، و آنها در چه فکرو به چه کار

+ نوشته شده در  87/02/12ساعت 14:40  توسط احمدپور  | 

انتخاب همیشه بین بد و بدتر نیست رادر وبلاگ یک داوطلب درجامعه مدنی ایران  دیدم.

 

چیزی که من می خواهم بگویم اینکه ،این آدما که میروند مجلس ، شورای شهر و... اثرگذارند ،و بر روی همه امور کشور ، چه خوشمان بیاید و چه نیاید، تاثیر می گذارند.

 

آن دکتر وارد مجلس میشود، دیدگاه همفکران خود را در مجلس و جاهای دیگر پیاده می کند و اثرش را همه ما در زندگی خصوصی و عمومی ، در سطح محلی و ملی از خرد تا کلان حس می کنیم ، و اگر دکتر دیگر ( هردو دکترا دارند ) قدرت را در دست بگیرد، اگر نگویم 180 درجه برعکس گروه دیگر، ولی کارکرد و نوع نگاه ، قابل توجه است.

 

یک خانمی وارد مجلس میشود و اثر ملی تفکر گروه خود را در جامعه می گذارد و خانم دیگر می رود، می بینیم، اگر نگویم 180 درجه عکس گروه اول( هردو خانم اند!)، ولی تفاوت فاحش و اثرش ،قابل توجه است .

  

پس چه باید کرد ،من نمی خواهم تبلیغ یا تشویق و... موعظه گونه کنم چون آنچه را برای خود نمی پسندم چرا به دیگران حوالت دهم

 

ولی می دانم این آدما که میروند، اثر گذارند، اثر گذارند،  اثر گذار و نیز از ماست که بر ماست

 

یکی میرود شورا یا مجلس  ،آنچه برایش اهمیتی ندارد بناهای تاریخی و قدیمی است  و یکی می رود عاشقش ، یکی می رود و قدرت در دست می گیرد، حفظ محیط زیست ، درخت ، طبیعت و گل و بلبل را قرطی بازی و غرب گرایی می داند و یکی برعکس ، یکی میرود از خدا می خواهد که کامپیوتر همه ما بسوزد یا دست ما بشکند واز این مزخرفات تو وبلاگ ننویسیم ویکی می رود و تشویق به وبلاگ نویسی، و می گوید دستتان درد نکند ...

 

اینکه چه کسی برود ، در همه ارکان کشور و در زندگی من و تو هم  اثر می گذارد حتا در سرعت اینترنت که کلی اعصاب ما ها را بهم میریزد( وحتی  رو این عدد: 60% مردم دچار افسردگی هستند!!.)من فکر می کنم باید برای فردا فکر کرد و گامی برداشت

 

 

+ نوشته شده در  87/02/05ساعت 22:47  توسط احمدپور  | 

  ما هم به بهانه روز زمین پاک ، دو روز زودتر، شنبه 31 فروردین با گروهی از فارغ التحصیلان مهندسی محیط زیست عضو سازمان نظام مهندسی و فعالان محیط زیست، می رویم به بزرگترین دژ آجری ایران ،در قلب جنگل، یعنی  قلعه رودخان فومن 

 میگن از دژ های کم نظیر و زیبا، نه تنها در ایران که در دنیاست ، و در مسیر هم سری به روستاها و شالیزارها می زنیم  و پاکسازی محیط .

 

بعضی تقارنا خیلی جالبند ، پارسال آقای دکترمجید مخدوم عزیز و مهربان  رو ،برای  روز جهانی محیط زیست ،دعوت کردیم و گفت که روز تولدش 15 خرداده که روز جهانی محیط زیست هم است.

 

در آستانه سی و هفتمین سال روز زمین پاک هستیم و من هم متولد 1350 هستم و 37 ساله شدم ،امان ازسال 50 و عدد 50 و اصل 50 وتولد کنوانسیون رامسر در سال 50 . وقتی می شنوم که زمین مادر ماست و جالبه مادرم روز  زمین پاک (2 اردیبهشت ) به دنیا اومد.

 

و اما...

در روزنامه ای نوشته شده بود، 3بیمارستان کشمیر بیمارانشان را با زالو درمان میکنند.

 

 به عقیده بعضی کارشناسان 100 نوع ماده ویژه با اثرات درمانی گوناگون توسط زالو در خون ترشح می‌شود و مورد توجه پزشکان و جراحان قرار گرفته است و در اروپا و آمریکا در موارد گرفتگی رگهای قلب، گرافتهای پوستی و زیبایی پوست و جراحی قلب و پیوند اعضا و تقویت سیستم دفاعی بدن از آن استفاده می‌شود .و در کشور ترکیه مثل بانک خون، بانک زالو هم وجود داردکشورهایی نظیر روسیه و انگلستان و آلمان از تولید و صادرات زالو درآمد هنگفت ارزی بدست می‌آورند پیگیری درسایت پارسی طب

 

وقتی می شنوم گروه راک مکزیکی برای نجات 16 لاک پشت به کلمبیا میرن و همه چیز در خدمت حفظ کره زمین و تنوع زیستی است و آفریقاییها هم ، شدیدا به فکر سرزمین و محیط زیست خود شده اند و...

 

 به یاد قصه مادربزرگها از آب لاکو (نام گیلکی لاک پشت به معنی دختر آب) و روزهایی می افتم که تو شالیزارها و طبیعت ، لاک پشت آرام و محجوب و خجالتی و البته مفید برای طبیعت، چه بسیار بودند و ما آنقدر پر لطفیم برای بیگانه ! و سموم شیمیایی  وارد کردیم و به مزارع زدیم  تا شرکتهای خارجی سازنده سموم شیمیایی  ورشکست نشن ( چون شرکت سویسی و ژاپنی سازنده سموم، در کشورشان استفاده از سموم ممنوعه و باید تو کشورایی مثل ما بفروشن ).

 

                     

 

 

 

                                                                       حالا وقتی میرم تو شالیزار، نه لاک پشتی دیده میشه نه زالویی. که ماکروسکوپی اند ، وچه بر سر میکروارگانیسما اومده، خدا می داند.ولی چه بر سر کشاورزا  اومده می دانم، چون وقتی سری به  بیمارستانها و آزمایشگاها می زنم،  با چشمم اثرات این سموم شیمیایی را بر روی روستاییها و شهرنشینان مصرف کننده  می بینم و سمی که هر روز به سفره من و تومی آید.

 

 

گروهی از دانشمندان ارتباط میان ابتلا به پارکینسون در سنین سالمندی و استفاده از سموم آفت کش را تائید کردند.

 

         

 

 

آری نفت سالهاست که  به سفره من و تو می آید، شاید هم پیش از  سال 1350 ، با تبدیل و فروش نفت ،سموم شیمیایی بجای عوامل ارگانیک و طبیعی به کشاورزان داده شد و میشود و همه محصولات از سبزی تا صیفی و میوه و شیر و ...و نیز آب ، خاک و هوا و بدن ما،آغشته بدان .و سفره من وتو و سفره سویسی و ژاپنی؟

و می پرسم

 غذای سالم کجاست؟      زمین پاک کجاست ؟

 

+ نوشته شده در  87/01/30ساعت 2:15  توسط احمدپور  | 

چندی است می خواهم در مورد بهم ریختگی معماری و منظر، با عنوان:

<< سنگ سنگ سنگ و معماری سنگی و قلب سنگی (سنگدلی) >>  چیزی بنویسم و هرگاه که معماری ساختمان سنگی  سیاه  رنگ سازمان محیط زیست کشور در بزرگراه حکیم و دیگرسازه های ناهمگون با طبیعت را می بینم ، بیشتر وسوسه  نوشتن. و نیز تاثیر معماری در روح و روان شهروندان،و ایجاد مهر ، محبت وسنگدلی.

 اما چون در هفته سلامت هستیم!  آن را در وقت دیگر خواهم نوشت و تا این هفته به پایان نرسیده (پیشتراشاره شد ،که ما تنها در هفته مربوطه ، اهل کار، برنامه و معجزه کردنیم و پس از آن تعطیل!) حیفم آمد که به یک موضوع مهم دیگر درباره سلامت  اشاره نکنم .

 

موضوع :

    ۱-    100 ٪ باغات انارو زیتون ساوه از بین رفت (شبکه خبری صنایع غذایی ایران)

    ۲-جراید:   60 % مردم دچار افسردگی هستند!!.

 

 

 نابودی100% باغات انارو زیتون،مشکلات  باغداران چای ، مرکبات ، برنج  و... و  استرس و اشک کشاورزان و تهدید سلامت روحی و روانی در جای  جای کشور رخ می دهد و تهدید سلامت و بهداشت روح و روان زنان و مردان و خانواده و اثرش در سلامت جامعه در نهایت عقب ماندگیهای پس ازان، یک وضعیت نه تنها عادی نیست، که بسیار خطرناک و کوبنده است  و از تبعات این ناهنجاری، نابود شدن محیط زیست ، بهداشت و سلامت کشور در ابعاد گوناگون است،  انسانی که فقیر است و بیمار، روح و روانی شاداب ندارد، آیا به پرنده ، گربه و سگ و گنجشک و درخت، رحم خواهد کرد و با اوچگونه می توان از هنر ، زیبایی ، شعر ، عشق ، محبت ،کتابخوانی ، محیط زیست ، حتی  تعهد ، ایمان ، صداقت و دین سخن راند  ؟

 

جراید: 60% مردم دچار افسردگی هستند!!.

افسردگی در روستا بیشتر از شهر است

 

 

 

باز می گویم:

هفته سلامت ،تنها هفته سرماخوردگی ، آنفلوآنزا ، چاقی ،دیابت ، سرطانها ، پیوند کلیه و... نیست

 

 

  بلکه آقای مهندس اسکندری وزیرمحترم کشاورزی، باید وارد شود و  بگوید که هفته:

روحیه و ایجاد انگیزه ، نوآوری و شادابی باغداران انارترش و شیرین ایرانی ، چای سالم و سم نزده شمالی ، گوجه فرنگی کاران ، نیشکر خوزستانی ، سیب آذربایجانی ، پنبه کار گنبدو گرگانی ، برنج کار گیلانی ،کشاورز سیستانی، مرکبات مازندرانی ، پرورش میگو و ماهی و به عبارت جامع همه کشاورزان و تولیدگران بی صدا و خاموش و آرام روستایی ما که از نگاه متخصصان  حرفه ای وزارت بهداشت دور می ماند نیز هست .

 

خانم دکتر چان ! ما به قهرماني در سراسر دنيا نياز داریم ، در ایران همه قهرمانند! چون اینجا همه اهل قهرند .

 

 

جراید: 60% مردم دچار افسردگی هستند!!.

 

+ نوشته شده در  87/01/22ساعت 15:59  توسط احمدپور  | 

 

بخشی از  پيام خانم دكتر مارگارت چان، مدير كل سازمان جهاني بهداشت (WHO)

تغييرات آب و هوايي يكي از بزرگترين چالش هاي عصر ما مي باشد. تغييرات آب و هوايي بر تعدادي از عوامل مؤثر بر سلامت نظير غذا، هوا، آب عميقاً تأثير منفي دارند. در مواجه با اين چالش، ما به قهرماني در سراسر دنيا نياز داريم كه تلاش نمايند حفاظت از سلامت انسان ها در كانون توجه برنامه هاي بحرانهاي ناشي ازتغييرات آب و هوايي قرار گيرد...دنباله از سلامت نیوز

 

 

جالب است: تغییرات آب و هوایی و بهداشت  ،محیط زیست ، جنگل ، انسان و چرا نه وبلاگ!

 

روزهفتم آوریل هر سال برابر با هجدهم فروردین  خورشیدی خودمان ، به مناسبت سالروز تاسیس سازمان جهانی بهداشت (WHO) روز جهانی بهداشت نامگذاری شده است وهمین یک روز برای بیداری جهانیان کافیست ودر سراسر 365 روز سال بطور مداوم به بالا بردن بهداشت و تندرستی جامعه کوشش می کنند

 

 

 

 

 

سازمان جهانی بهداشت سال2008 ميلادی را« حفاظت از سلامت در برابر تغييرات آب و هوايي=

protecting health from climate change  ‌‌ »نامگذاری نموده است.

آنچه که در این پیام بسیار اهمیت دارد پیوستگی بهداشت و محیط زیست است که در کشور ما کمتر به آن نگاه میشود،  آمارها به روشنی نشان می دهد که بیشتر بیماریهای بخش بهداشت از آلودگی محیط زیست و تخریب منابع طبیعی و فرسایش خاک و...ناشی میشود

 بنابراین ما امروز نمی توانیم این حوزه ها را از هم گسیخته نگاه  کنیم و برنامه ریزی ملی و محلی  داشته باشیم( که متاسفانه در ایران با انحلال شورای عالی محیط زیست و دیگر رفتارها،  می توان گفت چنین است) و به عبارتی باید مجموعه اینها را در قالب یک بسته ( (packageدید.

 

 

تخمین می زنند دو سوم سرطانها از آلودگی و تخریب منابع طبیعی باشد .

 

نگاهی به بيانِيه  ریو معروف به دستور کار 21، پيرامون محيط زيست (ريودوژانیرو 1992 ) ، هدف های توسعه هزاره (. نيويورک 6- 8 سپتامبر 2000  ) و  اجلاس سران192 کشور برای توسعه پايدار( ژوهانسبورگ،  2002) و... نشان از پیوستگی  و اهمیت همه این موارد دارد و هشداری  است به همه ما که در این کره زمین یا  دهکده جهانی ، زندگی می کنیم.

 

اما در کشور خودمان ،که همیشه کاسه داغ تر از  آشیم به ویژه در حرف ، نه یک روز ،بلکه یک هفته( از ۱۸ تا ۲۴ فروردین ماه1387 ) به نام سلامت داریم (مانند هفته محیط زیست ،درختکاری و...)، که بیشتر به شعار ، برگزاری مراسم کم بازده و بریزو بپاش و...و روزهای دیگر سال مهم نیست ،چون ما بجای یک روز جهانیان ،به دلیل اهمیتی که به بهداشت و محیط زیست می دهیم(هنر و  نگاه توحیدی و...) یک هفته را به آن اختصاص داده ایم و چون خسته میشویم باقی سال تعطیل.

 

 

 

هفته سلامت ،تنها هفته سرماخوردگی ، آنفلوآنزا ، چاقی ،دیابت ، سرطانها ، پیوند کلیه و... نیست  بلکه خانم  جوادی،

 

باید وارد شود و  بگوید که هفته:

 

 فرسایش خاک ، آزبست ،دی اکسین ، مصرف آفت کشها و علف کشها در

 

 کشاورزی، فلزات سنگین، پسماند ، کاهش جنگلها، محافظت از تنوع

 

 زيستی،آلودگی آب،خاک ،هوا،صوت ،ورود فاضلاب بیمارستانی به طبیعت، انرژی،فقر،

 

 الگوهای مصرف و توليد ،مشارکت مردمی و تغييرات آب و هوايي و ...که از نگاه

 

متخصصان  حرفه ای وزارت بهداشت دور می ماند نیز هست .

 

 

خانم دکتر چان ! ما به قهرماني در سراسر دنيا نياز داریم ، در ایران همه قهرمانند!

+ نوشته شده در  87/01/20ساعت 0:13  توسط احمدپور  | 

 پیشنهاد هم اندیشی وبلاگ نویسان در روز  دوم اردیبهشت ، از سوی  هیات مدیره محترم مرکز صلح ومحیط زیست، گام بسیارمثبت و مفیدی است ، شاید باور نکنید ،همین امروز، تو همین فکر بودم که یک گردهمایی این چنین را پیشنهاد بدهم و برای محل و امکان پذیرایی و... مانده بودم، که با این ایده و گام عملی و کاربردی مثبت از سوی این سازمان غیردولتی ، خیلی خوشحال شدم که ما از حرف به عمل روی می آوریم

مطمئنا نشستهایی اینچنین، دستاورد و خروجی خوبی بدنبال خواهد داشت و همین جا با سپاس از آن مرکز محترم ،از همه دوستان، خواستار حضور ، مشارکت و ارایه طرح در گردهمایی هستم تا کیفیت و انسجام کار ما بهبود پیدا کند.

-----------------------------------------------------------------------------------

برای آگاهی:

در آخرین جلسه هیات مدیره مرکز صلح ومحیط زیست قرار شد روز دوم اردیبهشت سال ۸۷گردهمایی وب نویسان محیط زیست را برگزار کنیم .

قطعا آشنایی متقابل وبلاگ نویسان عزیزی که با علاقه خود به بیان مطالب محیط زیست می پردازند،می تواند فرصت خوبی برای آشنایی حقیقی آشنایان در فضای مجازی باشد!

ضمنا روز زمین پاک نیز زمان خوبی برای این نشست خواهد بود .

متواضعانه از تمام وب نویسان محیط زیست تقاضا می کنم در این هم اندیشی هم اندیشی شرکت فرمایند.با احترام سید محمد مجابی

زمان : دوم اردیبهشت سال۱۳۸۷ ساعت ۱۵ الی ۱۸

مکان :سالن همایش ستاد کارآفرینی شهر تهران

 واقع در : شهرک قدس فاز ۶ ایوانک غرب نبش گل افشان جنوبی

 

+ نوشته شده در  87/01/18ساعت 0:16  توسط احمدپور  | 

 

اگر همه مردم عالم  ندانند ، ما که می دانیم ، بخشی ازهنر(کمی بیش از 99/99درصد) تنها نزد ایرانیان است و بس

 واسه همین هنره بود که، با پیشنهاد ایران، یک سال به نام گفتگوی تمدنها واسه جهانیان (و هر روز[...] در ایران)، از سوی سازمان ملل با دبیر کلی یک آفریقایی (کوفی عنان)، ثبت میشود.پس چرا یک روز از 365 روز سال را به نام روز جهانی ذغال، در زمانی که رییس سازمان ، یک آسیایی است ،انتظار نداشته باشیم؟

 

حالا چرا ذغال؟

 

1- رفتم گوگل و دیدم برای خیلی روزا ، روز جهانی داریم : روز جهانی محیط زیست ، تنوع زیستی ، روز جهانی توالت یا دستشویی(19 نوامبر هر سال ، روز جهانی توالت یا دستشویی نامیده می‌شود. این نامگذاری در سال 2001 انجام شد و از آن زمان تا کنون مراسم جهانی و کنفرانسهای منطقه‌ای برای این روز برگزار می‌شود ) ، روز جهانی زبان مادری ، روز جهانی رقص ، کوهستان و ... و روز جهانی آب

 

2-هر چه گشتم (به جز چند وبلاگ عمومی ، که 3 تاریخ گوناگون از روز جهانی آب ، 1 فروردین ، 2 فروردین و یکی هم 3 فروردین یاد کرد)، ندیدم  دوستان در وبلاگ خودشون از آب مطلبی بنویسند، و جناب مجابی هم که تو گویی معاون سازمان هستند، دستور فرمودند که امسال به پسماند بپردازیم ، من هم در راستای ارج نهادن به تنوع زیستی و راستاهای دیگر،  خواستار جابجایی روز جهانی آب به روز دیگر و ایجاد روز جهانی ذغال شدم!

 

3- این حق مسلم ماست با توجه به اینکه کمی بیش از 99/99% هنر نزد ماست و به محیط زیست و آب نگاه تحاهلی( یک نوع نگاه جدید مدیریتی با توجه به  کشف جدید خاصیت آب که: همانا باعث حل و هل میشود) داریم و آنرا در فرهنگ و چه و چه خودمان در بالای سرمان، در میان یکی از مجموعه تعطیلی ها ( که از چند هفته  مانده به عید آغاز میشود وتا 2- 3 هفته پس از عید ادامه دارد و سالی که نکوست از میزان تعطیلیش  پیداست) نباشد، و اگر قرار است روزی جهانی در این یکماه باشد بهتر است به خواب ، خوراک و کباب و [...]  ربط داشته باشد و ذغال از همه بهتر ، چون به جای گریه برای تخریب هزاران هکتار جنگل که بخشی هم ذغال میشه، این ذغاله خیلی حال میده.

 

4- البته یه ذغالی پریروز ، منو کباب کرد ، وقتی  سلمانی بودم  و تو آیینه ،مردی رو می دیدم و داشت  تعریف می کرد که تمام 2هکتار باغ مرکباتشو سرما و برف امسال نابود کرده و مجبور شده از بازار پرتقال بخره و بعضی وقتا میره سر باغ و گریه می کنه و تنه درختان مرکبات را می برند می سوزانند و تبدیل به ذغال میکنند و...

 گمان می کردم سنش از 40 گذشته، ازش پرسیدم،  گفت متولد 1359 است ، 28 سال ( او میاد بیرون و قصه پر غصه شو ، میریزه بیرون ولی مادر پیرش چی ؟)

 

5- النهایه ، با انتخاب ۳فروردین ،بعنوان روز جهانی ذغال ،چند روزی از  پایان زمستان سپری شده، تکلیف یکی دیگر از هنرهای ما ،که در ضرب المثل ها در دنیا تکیم هم روشن میشود، و  رو سیاهی هم برای دبیرکل  بان کی مون  و همکارانش ، نمی مونه ، که این روزها هم سپری شد و...

  

 - خلاصه

  مجمع عمومی سازمان ملل متحد  در پنجاه و هشتمین جلسه خود در دسامبر 2003 موافقت كرده كه در دهه 2005 تا 2015 ، به عنوان دهه بین المللی برای یك اقدام عملی در نظر گرفته شود  با موضوع "آب برای زندگی" 

و همه ساله در خصوص مصرف آب هشدار می دهد و این سازمان تاکید می کند که اگر جهان به میزان فعلی به مصرف آب ادامه دهد، تا سال 2025 بیش از دو میلیارد و 700 میلیون نفر در جهان با کمبود آب مواجه خواهند شد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

برای آگاهی بیشتر درباره یکی از اون ذغالها!:

ایران برای تامین میوه شب عید سال نو خورشیدی ۱۵۰ هزار تن پرتقال و نارنگی از کشورهای مصر، سوریه، ترکیه، قبرس و پاکستان وارد می کند.

واردات این حجم پرتقال و نارنگی در ایران کم سابقه است و علت آن از بین رفتن بخش عمده ای از مرکبات تولیدی  کشور در ماه گذشته بوده است. سرمای کم سابقه زمستان بخشی از مرکبات مناطق شمالی ایران در ساحل خزر و مناطق جیرفت و کهنوج را از بین برد.

دولت  برای تشویق واردکنندگان میوه، تعرفه ده درصدی واردات میوه را از نیمه بهمن ماه حذف کرده و وارد کنندگان تنها باید چهار درصد عوارض گمرکی بپردازند.

گزارشهای وزارت کشاورزی  نشان می دهد که میانگین مصرف سرانه مرکبات در جهان حدود ۱۵ تا ۱۶ کیلو است ولی این رقم در ایران به حدود ۵۷ کیلوگرم می رسد.

به عقیده برخی کارشناسان، شیوه های نامطلوب برداشت، انبارداری و توزیع نامناسب از جمله دلایل مصرف بالای میوه در ایران است به طوری که برخی ارزیابی ها نشان می دهد که بیشتر از ۳۵ درصد میوه های تولیدی از بین می رود.

 

+ نوشته شده در  87/01/07ساعت 22:50  توسط احمدپور  | 

 

ساعتی  پیش ، شبکه خبر، نمایشگاه کارهای هنری با پوست تخم مرغ در کروواسی را نشان می داد.

 

جدای از زیبایی خیره کننده این کار، هنر و نوآوری  بکار رفته درآن و ایجاد چندین شغل و نقش اقتصادی مستقیم آن ، می توان از دیدگاه زیست محیطی و آنچه که در کشور خودمان ، بنا به آمارها ،رکورد دار اصراف و ریخت و پاش در جهان هستیم ،بدان نگریست.

دوستی می گفت هر ایرانی اگردست کم هفته ای  3 تا تخم مرغ استفاده کند ، بدون در نظر گرفتن استفاده در صنایع و شیرینی پزیها ، به عدد بیش از یک میلیارد  در سال می رسیم و این پوست تخم مرغ  جاهای زیادی کاربرد می تواند داشته باشد.،بهش گفتم خوب برسد ؟ کاربرد داشته باشد ؟ این حرفا واسه کشورهاییه که نفت و جنگل ، تالاب  و  شعار نگاه توحیدی از نوع سرکاری و... نداشته باشند ، تو برو واسه ناهار، رب گوجه فرنگی  ساخت چین که  بازارو قبضه کرده و جایزه ماشین،داره بخر، شاید تو قرعه برنده شدی.

 و مگه یادت رفته پارسال در شبکه ۲ سیما، از مردم ایراد می گرفت که چرا سبزه ، سبز می کنند ، و پیشنهاد نمودند که نوع  پلاستیکی (لابد شرکتی از چین وارد کرده بود) را بخرند و سر سفره بگذارند، براستی که در جهان، فقط ما هنر داریم  ما تخت جمشید و  کوروش و تمدن و... را داریم .

 

همچنین امروز،  بازار پر رونق تجارت مو در  هند، استرالیا و... را شاهدیم .

 

26 اسفند برای کاری به سازمانی  در تهران رفتم ، بخشی از کار ماند ، به من گفتند حالا که پایان ساله ! انشاالله  17 فروردین  به بعد ، پس از  تعطیلات ، تشریف بیاورید ( در کجای دنیا این اندازه مودب و محترمانه با انسان صحبت می کنند!)

 

مثالها زیاد ولی آنچه که درد آور است ، در  کشور خودمان فقط می خوریم ویا دور می ریزیم ، نگاه ما فقط خوردن است ، تو گویی که اینجاآفریقای مرکزیست و قحطی آمده

نفت ، درخت ، سنگ و معدن ، گاز ، خاویار و هرچی که دم دستمان رسید می فروشیم و کالایی را که می توانیم در اینجا تولید کنیم تا هم شغل ایجاد کند و توسعه پایدار، وارد می کنیم ( مانند چای سم نزده خودمان که در دنیا نمونه است ، اشک پیرزن روستایی چایکار را در می آوریم و چای اسانس زده و شیمیایی خوشمزه ! خارجی را چندین برابر وارد می کنیم ، برنج ، پنبه ، شکر ، صنایع و...)  و می خوریم  هی می خوریم ، و به آسانی و بدون کمترین مشکلی، محیط زیست و منابع طبیعی را هم بدون توجه به جایگزینی تخریب می کنیم  و ...

  براستی که هنر نزد ایرانیان است و بس  ، چون بلدند  پوست تخم مرغ را در نوروز  و از  آن بهتر، همدیگر را رنگ کنند!

 

+ نوشته شده در  87/01/02ساعت 16:26  توسط احمدپور  | 

 

از 7 هنر، ظاهرا سینما ، س 7 سین ایرانی را دارد ،که پریروز با بسته شدن ماهنامه هفت ، در آستانه نوروز1387 ، که نزدیک به 7 سال فعالیت در حوزه ادبیات و هنر داشت ، بی شک  شاغلین و خانواده آن مجموعه که از لحاظ اقتصادی بدان وابسته اند و خوانندگانش را دچار اندوه  کرد.

 

درسوی دیگر، در کشور سابقا فقیر، و امروز به  سرعت در حال پیشرفت هندوستان :

طراح  لباس معروف هندی در بالیوود هم در لباسها از مواد سازگار با محیط زیست استفاده میکند ، و از آن به مد زیست محیطی یاد می کنند ، این لباسها که آلودگی کمتر به ویژه در جهت هشدار به تغییرات آب و هوایی طراحی شده اند ، جدای از ویژگی و ارزش گذاری فرهنگی هندیها که با ما تفاوت دارد ،می تواند، برای ما که درالفبای محیط زیست  در عمل(نه در سخنرانی!) مانده ایم و حرف و شعار ما گوش فلک را درحال پر  کردن است ، پیامهای جالبی  داشته باشد .

 

شتاب پیشرفت هندیها ، شگفت آور است  ،که به یک نمونه ، اشاره می کنم،  خبرخبرگزاری آفتاب :شوراي گسترش صادرات نرم افزار هند اعلام كرد؛ قصد دارد تا سال 2008 بيش از 50 ميليارد دلار نرم افزار صادر كند

  که بیشترین علت آن، روحیه مسالمت آمیزو احترام به تنوع فرهنگی و زیستی ، آشتی ، مردمسالاری ، احترام به حقوق همه از حیوان، گیاه ، طبیعت  تا انسان و مشارکت دادن همه آحاد زنان و مردان ، در شهر و به ویژه مبارزه با فقر در روستا هاست.

 

براستی که هنر حرف زدن و عمل نکردن  نزد ایرانیان کم نظیر  است

 

بیش از یک میلیارد جمعیت رو سامان دادن و به فکر کره زمین  بودن هنر است ؟ یا در دل سازمان حفاظت  محیط زیست،  حیوانات را شکنجه کردن و یک فیل هندو را هم از دست دادن؟

 

البته  برخی ngo های ما به ویژه در تهران خیلی باحال و هنرمندتر از جاهای دیگرند !

 

ملاحظه بفرمایید:

برای  اعتراض درخصوص اتفاقات فجيع زيست محيطي و بي اعتنايي مديران سازمان محيط‌زيست ، 5 امرداد، در سازمان محيط زيست واقع در پارک پرديسان تجمعی  با همراهی حدود يكصد تن از نمايندگان سازمانهای زيست محيطي، وبلاگ‌نويسان محيط زيست و جمعي از حاميان محيط زيست، به شکل سوگوارانه صورت گرفت ،  پس از آن با شگفتی دیدم، برخی از بزرگواران ngo تهران و وبلاگ نویسان ، که آنجا با ما عزادار بودند ،پس از پایان مراسم اعتراضی ،پنهانی با معاون مربوطه محیط زیست ، که قاعدتا باید بازخواست میشده ،چای قند پهلو میل می فرمایند!.

 

+ نوشته شده در  86/12/28ساعت 19:10  توسط احمدپور  | 

 

عزت الله فولادوند (کتاب خرد در سیاست ):

<< سیاست زمینی است که روزانه بر آن گام می نهیم و هوایی که هر دم به درون می بریم.

سیاست می گوید که کشور ما از کجا آغاز می شود ...

سیاست شغل ما و درآمد ما و آسایش ماست...

سیاست می رهاند یا بر زمین می زند...>>

آری این سیاست است  که باعث میشود در کشوری مثل ایرلند ، سیرک شکنجه گاه حیوانات ، از کشورشان بیرون رود.

این مدلی از سیاست و دیدگاهیست  که باعث میشود سیرک در دل سازمان مرکزی محیط زیست  ایران مورد حمایت قرار گیرد

و گوزن زرد در لوندویل آستارا آن وضع اسفبار زیستی و...

این سیاست است که تعیین می کند در نان، جوش شیرین که برای تندرستی بسیار خطرناک است ،استفاده شود یا خیر

این سیاست است که اجازه می دهد روغن جامد که برای تندرستی مضر است ، سر سفره مردم بیاید یا خیر

...

این سیاست است که معلوم میکند تا کی، گالش (کفش) پلاستیکی حساسیت زا به پای پیرزن زحمتکش بیسوادو مهربان روستایی باشد و درآمد سرانه هر ایرانی...

وبلاگ نویسها و دوستداران طبیعت و محیط زیست دیدند که حرف حساب و دلسوزی آنها برای صاحبان سیاست محیط زیست و منابع طبیعی اثری ندارد که ندارد

از این بی تفاوتی و نفهمیدن پشت پرده سیاست ، طبیعت ، انسان و همه وهمه صدمه خواهند دید

آیا بهتر نیست در مراکزی مانند مجلس ، که اثر گذاری بر روی سیاست دارد، بی تفاوت نبود و فقط  حرف نزد و غصه نخورد؟!

کدام نماینده اگر به مجلس برود می تواند به طبیعت ، محیط زیست ، ngoها و وبلاگ نویسها ، سود بیشتری برساند؟!

 

+ نوشته شده در  86/12/22ساعت 14:50  توسط احمدپور  | 

 

با تشکر از وبلاگ گرگ تنها  که بخشی از نوشته اینجانب را اصلاح فرمود

دوست عزیزم...سیرک در کشورهای دیگر هم برگزار میشه... درسته ... ولی نه سیرک حیوانات، سیرکی که در اون حیوانات رو اینطوری شکنجه میکنن و با تحمل شکنجه و گرسنگی به حرکات دلقک وار و چندش آور آدمی وا میدارند، سالهاست که منسوخ شده ... امروزه در تمام دنیا سیرک تنها شامل هنر نمایی بند بازها- تردستها -آکروباتها و دلقکهاست.
همین سیرک برادران تونی [ که به تهران امدند] آخرین بار با فضاحت از کشور ایرلند اخراج شدن ... و دلیلش هم واضحه!... منتها چون اینجا محیط زیست یعنی زباله دونی و حیات وحش غیر قابل خوردن یعنی زباله، اومدن و با خیال راحت توی خود "سازمان تخریب محیط زیست "جا خوش فرموده اند...

+ نوشته شده در  86/12/19ساعت 16:37  توسط احمدپور  | 

 و 

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ طرفداران محيط‌زيست درخصوص اتفاقات فجيع زيست محيطي و بي اعتنايي مديران سازمان محيط‌زيست به اين اتفاقات، امروز 5 مردادماه روبروي ساختمان سازمان محيط زيست واقع در پارک پرديسان تجمع کردند

 

 ایسنا:

حدود يكصد تن از افرادي كه خود را نمايندگان تشكلهاي زيست محيطي، وبلاگ‌نويسان محيط زيست و جمعي از حاميان محيط زيست معرفي كردند، در اعتراض به آنچه كه وضعيت فعلي محيط زيست كشور عنوان داشتند، در مقابل ساختمان مركزي سازمان حفاظت محيط زيست، در پارك طبيعت پرديسان تجمع كردند

کاش به اصل ۵۰ قانون اساسی  توجه می شد::«در جمهوري اسلامي حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشد وظيفه عمومي تلقي ميگردد. از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند ممنوع است..»    ولی ...

چه رخ می دهد؟  در :         کجا می رویم؟

خجیر، سرخه حصار، بختگان...               تنوع زیستی؟

تالاب انزلی ، رود خانه سپید رود، دریای کاسپین . . .    فرسایش

 بمو، لار، پارک ملی کویر، نای بندان و ...

+ نوشته شده در  86/06/05ساعت 19:30  توسط احمدپور  | 

 ای دوست

 "امشب همه غم های عالم را خبر کن / بنشین و با من گریه سر کن /گریه سر کن"

گریه سر کن بر بختگان ، سرزمینی که اینک به پایان نزدیک شده و هر ساله از شرم نفس های به شماره افتاده هزاران هزار فلامینگو به خود می پیچد و ناله سر می دهد.

بختگان ! ای بستر خشکیده ! فریاد بر آر و از دولتمردانی که خرامان و پر افتخار بر سکوی سوم سد سازی جهان تکیه داده اند بپرس آیا از این کارزار و قتلگاه هم می گذرند تا ببینند نفس های بند آمده ۷۰۰۰ پرنده و لاشه های قندیل بسته دو هزار جوجه فلامینگو را ؟ ببین آیا از بختگان عبور می کنند تا ببینند لحظات دردناک جان دادن پرندگانی را که توان پرواز ندارند و به هر سو چنگ می اندازند تا قطره آبی بیابند و مکانی که خود را از غرق شدن در نمک نجات دهند ، آنهم در حالیکه دستگاه تنفسی و گوارش شان مملو از بلورهای نمک شده ؟ آیا می بینند چشمان مظطرب و نگران محیط بانان و روستاییان دریادلی را که با وجود زخم های ناشی از شوری بستر بر روی دست و پاهایشان ، اما همچنان برای نجات آخرین بازماندگان به قعر شوره زار می روند ؟...

آنچه خواندید بخشی از متنی است که از وبلاگ دیده بان محیط زیست ایران برداشت شده است.

ما نیز نهایت تاثر و تاسفمان را همچون دیگر دوستداران ایران سبز اعلام می کنیم

ولی افسوس که درک ، شناخت و اولویت لازم ،برعکس کشورهای خردگرا ،در کشور ما پایین است.به ویژه توجه به:
                       طبیعت * فرهنگ* زندگی*دانش* آینده...؟

+ نوشته شده در  86/05/27ساعت 22:26  توسط احمدپور  | 

 

 

 

دیروز نخستین سالگرد تصویب روز جهانی دریای کاسپین(چرا ما خزر می گوییم ؟ همه دنیا از نامی که ریشه ایرانی دارد (کاسپین )استفاده می کند بجز ما ایرانیها)

   امروز ۲۲ امرداد است و آمدم رامسر،اینجا ساحل دریای کاسپین ،کودکان در آب مشغول شنا هستند، درست به فاصله کمتر از ۱۰۰متر آن سو تر ، روخانه ای به دریا می پیوندد، رود خانه ای که فاضلاب شهر از جمله فاصلاب بیمارستانی را با خود به دریا آورده است !

انسان سالم محور توسعه پایدار است؟

طبیعت گردی مهم است ؟

آب مهریه حضرت زهرا(س) است ؟

آب مایه حیات است؟

بزرگ ترین تهدید خزر آلودگی میکروبی است

مشاور ارشد سازمان حفاظت محیط زیست :

  ۱  ) از بین رفتن زیستگاهها ، ویروس و صید بی رویه را از علت های اصلی کاهش ماهیان خاویاری ومرگ و میر فوک های دریای خزر عنوان کرد.
پروین فرشچی در اولین سالروز لازم الاجرا شدن کنوانسیون محیط زیست دریای خزر که با حضور نمایندگان کشورهای ساحلی شب گذشته برگزار شد، به کاهش ماهیان خاویاری در دریای خزر اشاره کرد و گفت: میزان ماهیان خاویاری از ۳ هزار تن به ۸۰ تن رسیده و این در حالی است که در سالهای اخیر شاهد مرگ و میر فوک های این دریا بوده ایم
.

   
    ۲) در سالهای گذشته تمامی مقررات و تعهداتی که میان ایران و سایر کشورهای ساحلی بود به هیچ عنوان با مسائل محیط زیست مرتبط نبود و فقط در خصوص بهره برداری از ماهیان و تردد کشتی ها مذاکراتی صورت گرفته بود اما در نهایت تصمیم بر آن شد تا همکاری همه جانبه ای میان این کشورها شکل گیرد و این امر سرآغاز تشکیل کنوانسیون دریای خزر بود.

+ نوشته شده در  86/05/22ساعت 21:20  توسط احمدپور  | 

 

  برای من یک درخت به اندازه یک انسان ارزش دارد   

بتهوون 

 

موضوع: چرا برای تبریک روز خبرنگار، باید درختی راخشک شده ببینیم ! ؟

 

تنها 2  درخت در آن محل پر رفت و آمد برجای مانده ،و پای یکی از درختها  گازوئیل ریخته اند تا درخت خشک بشود !! می دانید چرا؟

علت ، به خیلی چیزها بر می گردد(از آموزش تا اخلاق زیست محیطی و...) ولی از کسانی که آن کار را کرده اند هم نظر خواهی شود دلایلی دارند که جای تامل دارد.

آنها می گویند شهرداری از این درختها برای نصب  پرده های بزرگ استفاده می کند (نبش خیابان مطهری و شریعتی رشت)،و جلوی دید مغازه ما را می گیرد و حق ما نادیده گرفته میشود.

خودم امروز رفتم و از انجا بازدید کردم ،درست بود پرده ای بزرگ ( تبریک روز خبرنگارو...)  ، طناب از یکطرف به درخت ! بسته شده و از سوی دیگر به چراغ برق.

 غمبار بود ، پای درختی تنومند خیس نفت(از یک سو آلودگی خاک  ، برهم خوردن زیبایی منظر،ایجاد سایه ،پناهگاه پرندگان و دهها سودی که می تواند داشته باشد همه با سهل انگاری و بی برنامگی دود میشود)

احترام به درخت و طبیعت در شهر ما و کشور ما رنگ باخته  و این بدور از فرهنگ وخرد است.از پیامبر گفته شده:

            < شکستن شاخه ای از درخت مانند  شکستن بال فرشتگان است>

                                  

    چرا ما ... ؟

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 21:24  توسط احمدپور  | 

                                    ! ، طبیعت ... ؟

         دوست داشتم آغازین نوشته ام،پیرامون این واژه های کلیدی می بود ،که میخام  چی بگم.

به گونه ای رویکرد این وبلاگ روشن تر میشد،اما همانگونه که دیدید ،چون یک  اتفاق بد رخ داده بود ناگزیر شدم  به اون بپردازم وآرام آرام به اینام اشاره می کنم :

 

1- دیدگاه خودم و دوستان از آن واژه ها

2- بررسی و پرداختن به یک خبرو مسئله مرتبط

3- گوناگون (خیلی چیزا میتونه باشه،یه جوری فکر میکنم هم تنوع میده و رفع خستگی و از  جدی بودن زیاد هم می کاد، مانند:شعر ،جمله و نکته باارزش، لطیفه،عکس، نکات  آموزشی و...)

 

آب را گل نکنیم

 

سخن امروز (مرتبط با طبیعت):

این خبر تو تعداد زیادی از روزنامه های امروز( شما ل) آمده بود ولی کمتر بهش توجه میشه

برای بستر سازی رودخانه  پلرود (در شمال) نیاز به 3000000000ریال است

 علت؟               نبود مدیریت درست و برداشت بی رویه شن و ماسه

اول رودخانه را از کیفییت می اندازند بعد خرج دوباره واسه  بهسازی ،از بین رفتن ذخایر آبزی ، برهم خوردن تعادل اکولوژیک ،سیل، از بین رفتن زیبایی رود ، خساراتی که به روستاییان میاد و...بخشی از جهل  ما به طبیعته.

+ نوشته شده در  86/05/09ساعت 21:50  توسط احمدپور  |