|
|
|
|
|
هم اکنون که من و تو، در جای خنکی بسر می بریم و این پست ها را می نویسیم یا می خوانیم ،شماری در جایی داغ داغ ؛چنان داغ و داغان می شوند که خدا کند به سر هیچ کس نیاید.
آنگاه که ازهوای داغ بیرون کلافه می شویم با شتاب به جایی که خنک باشد پناه می بریم و این لینک های داغ بالاترین ،همشون زیر کولر نوشته و داغ میشوند ،اما در سوی دیگر، بیشتر سوژه ها، در جایی رخ می دهد و از جایی برداشت میشود که همچون تنور است و نه از کولر گازی اجنرال خبری است و نه گونه آبی ایرانیش. اما اینا چه پیوستگی به عنوان پست من دارد؟ 3 – روستائی های پرتلاش ،مهربان و فقیر- بیسیارشان بیمار- ایرانی، بیش از آنکه از بی کولری در هوای داغ و سخت و خشک همراه با کار سنگین- بیرون از خانه- افسرده و ناامید باشند با این واردات گسترده و خانه مان سوز 11 میلیارد دلاری : برنج ، چای ، پنبه، میوه،گندم، ابریشم، و. .. واز ترس فروش نرفتن زحمت و رنج یکساله خود چون بید می لرزند و از ترسش می میرند و مگر نه که ترس برادر مرگ است و چه ترسی بس سترگ تر از فقر؟و پاسخگویی به فرزندان این زمانه!،تحصیل،بیماری و هزار و یک مشکل و گرفتاری که در زندگیشان است آنان فراموش شدگان راستین این کشورند که هیچ سازمان حقوق بشری آنها را نمی بیند و لی دست رنج آنها بر سفره همه آنها و ماهاست 2-چند روز پیش در یک شرکت تعاونی روستایی بودم که روغن جامد یارانه ای( با کوپن) به آنها می دادند و شگفت زده شدم که چرا حتا یک دانه روغن مایع به آنها اختصاص نداده اند و روستایی-شاید شادمان –که دولت به انها کالایی ارزان می دهد و به فکرشان است همه ما می دانیم روغن جامد چه اندازه تندرستی انسان را به خطر می اندازد(اما بیشتر کشاورزان کم سواد و کمتر آموزش دیده، نمی دانند) و آیا این خدمت ، مهرو عدالت و یارانه! است یا بیمارانه؟ شما را به که سوگند دهیم که اگر باری ز دوش روستاییان برنمی دارید بر آنها باری دگر نگذارید-یارانه سموم شیمیایی،یارانه کود شیمیایی،یارانه شکر و قند که باعث دیابت روستاییان شده و یارانه روغن جامد .دست کم یارانه زهر یا سیانور هم بدهند، جنس برای پزشکان ،بیمارستانها و آزمایشگاهها جور میشود 1-دیگر انسانهایی که این روزها در داغی داغ، هستند و ما لینکهای داغش را در بالاترین می بینیم و نام درست این گروه را من نمی دانم_چون هر روز به صفت و موصوف و مضاف و مضاف الیهی ،نامیده میشوند- ،اما می دانم پیش از انتخابات، همه مسئولین و همچنین صداوسیما هم از آنها دعوت کرده بود که بیایید و در انتخابات شرکت کنید و نامشان ،حماسه آفرینان بود و پس از آن به خس و خاشاک و اغتشاشگر و... جابجا شد و البته همین الانش که تو زندان هشتند جزو 40 میلیون حماسه سازهم از سوی صداوسیما شمرده میشوند!چون جایی نشنیدم بگویند 40 میلیون منهای این چند هزار بازداشتی و طرفداران میلیونی.و آقای هاشمی رفسنجانی( امام جمعه تهران ، رییس مجلس خبرگان رهبری ، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و استوانه و ...انقلاب و نظام )فرمودند:باید ازآسیب دیدگان حوادث اخیر دلجویی کنیم و سراغ آنها رفت و با آنها ابراز همدری کرد. .البته من پیشنهاد می کنم پیش از هر کاری برایشان کولر روشن کنند تا از گرما و داغی نپزند! |
||
|
|
|
|
|
نخست بخشي از گزارش، ديدار يکي از نمايندگان مجلس(دوره۷)از چين و بيان غذاي چيني ها:
...ذائقه چيني ها واقعا عجيب و غريب است. سوسک،قورباغه،مار ،عقرب ،سگ و گربه و خلاصه هر جنبنده اي ؛اينجا غذا محسوب مي شود و به قول ظريفي ؛از نظر چيني ها ،همه پرنده ها جز هواپيما و همه چارپايان جز ميز وصندلي قابل خوردن هستند!!در اين مدت قوت غالب ما سبزيجات و لبنيات است و اگرچه رستوران هاي اسلامي هم پيدا مي شود اما مشاهده خوراکي هاي عجيب و غريب و بعضا مشمئزکننده ،جرات اطمينان به اينگونه رستوران ها را نيز از ما گرفته است برگرفته از اينجا شما بهترين کله پاچه را در فرانسه بپز و مجاني به مردم بده، همه اش را مستقيما" مي ريزند توي زباله و مي روند همان سوپ حلزون خودشان را مي خورند. 3-يادم است در تکبيرهاي دشمن کوب چندسال پيش-چندگاهي- ،چين کمونيست هم مانند شوروي کمونيست(پدر روسيه کنوني)افتخار مرگ بر!همانند آمريکا و اسرائيل بر او ميشد و روزگار چرخيد و اکنون چين کمونيست از رب گوجه فرنگي ،بادام زميني،مهر و تسبیح نماز،چادر مشکی ،کفش،اسباب بازي کودکان ،پستانک و خلال دندان، تا ساخت مترو و پالايشگاه و دانشگاه و ورزشگاه و فرستادن شيرحشک (ولو آلوده به ملامين) و سموم شيميايي و هرچي گمانش را ببريم و نبريم،برايمان مي فرستند. و اين چيني ها نفت را از چاهمان! بيرون مياورندو ما ... و اژدهاي چيني بيدار و ترتیب کارمان را مي دهد.(من که به چینی ها از یک سو، درود و آفرین می فرستم-این اندازه پر تلاشند و همچون دیگر کشورهای هوشمند ،نگاه به درون و نخست خانه ،راهبردشان است وبه پیشرفت ایل و تبار خود می پردازند) اما ما... 2-اي کاش ميدانستيم اين راه دست یازیدن به پیشرفت و سربلندی نيست و -در بهترین گونه اش- ما در آينده بسان چين نمي شويم -چه اين راه -به فرمایش پشینیان ما، به ترکستان است و مرگ انديشه و نوآوري و کشتن نبوغ فرزندان اين سرزمين و نابودي توليد ،محيط زيست و اقتصاد و سلامت کشور است و به گونه اي امنيت ملي ما را به چالش دارد. اگر نيک بنگريم ، هيچ کشوري بدين راهبرد و شيوه به پيشرفت نرسيد 1-اين روزها، چيني ها با سنگدلی هميشگي خود، به سرکوب و کشتار زنان و مردان مسلمان اویغور ترکستان شرقي که پیوندهایی نیز با فرهنگ پارسي و اسلامي دارند پرداخته اند و ترکيه به انگيزه ترک بودن، شديدا به چين تاخته(در این وبلاگ آمده است: دیروز یک اویغور ساکن ترکیه را می دیدم. می گفت: چرا ایران موضع نمی گیرد؟ لبخندی تلخ کردم و گفتم: فعلا ایران اسلامی، مسائل مهمتری از جمله مدیریت جهان را دارد انجام می دهد و وقت برای مسائل کوچیک ندارد.* بیش از هزار اویغور مسلمان ترک کشته شده اند اما تمامی خبرگزاریهای خارجی از قتل 156 نفر خبر می دهند و دولت چین هم تصاویر چینی های مصدوم را پخش می کند!!..) و ما بسوي چين و ترکستانيم و بپاييم روزي چيني ها ما را به ترکستان نفرستند! |
||
|
|
|
|
|
بیش از ده سال پیش گفته شدو خودم نیز شنیدم که:
جنگ بیش از 1000 میلیارد دلار، برای کشور هزینه داشته(به پول اکنون، بیش تر میشود)وچندصد هزار انسانی که کشته شدند و معلول بدنی،جانی و روانی. بهایش چه اندازه است؟ و جانشان مانند نفت ،مفت به شمار میاید؟ و برای یادبود و سالگرد و مراسمات دولتی و سیاسی و... کارکرد دارد؟ فرسایش خاک ،هنگام جنگ و تاکنون چنان بوده که می گویند اگر بار کامیون چند تنی می کردند چند بار کره زمین را دور می زده و نمونه های بسیار دیگر ۳- بلای دیگری که این روزها بیشتر پهنه کشور را در برگرفته، این گرد و خاک و غبار است.که آسیب بسیار به هر دو کشور ایران و عراق از جنبه های گوناگون وارد ساخته و خواهد ساخت و یکیش برای تندرستی و سلامت است و نیز بر محیط زیست و توریسم و اقتصاد کشور هزینه ای بسیار گزاف خواهد داشت و دود آن جنگ- بین دو همسایه ،که میشد جنگی نباشد و راهکاری دیگر- امروز و آینده نیز بر چشممان خواهد رفت.آیا درس می گیریم؟ ۲- می خواهم چیز دیگری هم بگویم نمی گویم پس از گرفتن خرمشهر چرا جنگ دنبال شد.پرسشم این است اگر یک سال کمتر دنبال میشد و پس از 7 سال ،چه اندازه کمتر آسیب می دیدیم واز 1000 میلیارد کمتر میشد؟ و کشته های ما کمتر و اگر 6 سال و 5و 4 و3و2سال؟ شاید گفته شود امروز آسان است چنین نوشتن و عدد و شماره دادن! باید آن روز و درون جنگ می بودی و سختی تصمیم گیری و...! ۱-خوب امروز چه؟همه کارهای ما جنگی است.همیشه ما در وضعیت جنگی و حساس و مواجه با دشمن هستیم و مردم باید بیگانه و نامحرم باشند و خس و خاشاک و از رای خود هم نپرسند تو گویی درین کره خاکی، تنها ایران است که همه دشمنش اند و به دنبال دسیسه و توطئه برای نابودیش؟و این اندازه دشمن(هم درون کشور و هم بیرون) دارد-و ما شدیم کارخانه تولید دشمن و دشمن سازی.چرا؟سیاست ما دوست سازی و آشتی سازی نیست؟ و چرا از دهان ها این اندازه واژه های دشمن،توطئه و منفی و سرد بیرون می زند و چنین ادبیاتی و سیاستی چیرگی دارد و همه متهم و مجرمیم مگر خلافش ثابت گردد چرا همش مردم باید ساکت باشند و لال و آرام و متحد برای خواست آنان که بر اورنگ و تخت حاکمیت اند؟ و قانع کردن و اعتمادآفرینی و راستگویی چرا نه ؟دروغ و دورویی دشمن است |
||
|
|
|
|
|
روز شنبه بود و میدان انقلاب تا آزادی،سراسر دود و آتش و ترس و به رخ کشیدن زور،زر،تیر و ...
و به جز دلهای جوانان و انسانهای دوستدار این سرزمین ،تنها یک جا،سبز بود - بسیار سبز- که آن هم در پناه نبود. آغاز خیابان آزادی -نزدیک میدان انقلاب-یک پرنده فروشی با شمار بسیاری گونه های پرندگان که پیشترها بدان سر می زدم -ولی آن روز ،پرندگان بیچاره گرفتار سیاست(بهتر است بگویم ناسیاست و بی خردی در سیاست) بودند وگاز اشک آور و اسپری فلفل چنان بلایی برسر این موجودات اسیر انسانها آورده بود که دیدن همین، اشکها را از گاز اشک آور بیش تر ،در میاورد. کمی پیش رفتم،دیدم توان ماندن ندارم و دود پرچگال ، چشمم را می سوزاند(و پرنده های گرفتار و بیچاره ،چگونه تحمل می کردند و البته بسیارشان جان دادند) پرنده فروش،سراسیمه بود- آتش روشن کردند تا دودش ،گاز اشک آور را ازبین ببرد . شمار بسیاری از پرنده ها مرده بودند،برای چه کسی ارزش داشت ؟در سرزمین آلوده به نفت مفت و قدرت ایران(البته با نام خدمتگذاری به مردم و عاشق دین و ...!!)، که این جنگ دعوا دوستداران قدرت که می خواهند هرجور شده بر مردم سلطه داشته باشند، پرنده ها را می بینند؟خنده دار است! و مگر پرنده که هیچ نقشی در این سیاست ندارد و چنان زجرآور می میرد و جان می دهد، شهید می شود !و تنها ما اشرف مخلوقاتیم و برای میز و قدرت و زر و زور همدیگر را می کشیم و همش زِر می زنیم و سخن می رانیم-آری تنها ما اشرف مخلوقاتیم و شهید می شویم و تنها انسان شایسته شهادت! |
||
|
|
|
|
|
این روزها برایم بسیار دردآور و فراموش نشدنی است
آنگاه که می بینم درین هنگامه،بسیاری از کشورهای خردگرا و مردم سالار، چه اندازه به پیشرفت انسانی و رفتارهای سازنده و سالم و سبز و برای دوستی ها و شادی ها و آینده و دانش و زیبایی ،می کوشند. و ما؟ غصه ام دو چندان و ناتوان از بیان میشود و شماری از دانشجویان و جوانان و شهروندان ایرانی به انگیزه اعتراض، کشته میشوند -می می مانم و ناتوان از نوشتن می شوم حتا پیام تسلیت و ابراز همدردی و دختر خانمی به نام ندا و ندا ها و دیگر انسانها که کشته میشوند و یا آسیب بر پیکر و روانشان- خود و خانواده هاشان -و همه مردم به سخن خدا گوش فرا دهیم و این گفته شادروان آیت ا...طالقانی که :سخن مردم ،سخن خداست در پایان دوباره می گویم از قرآن ،که: اگر فردي را بناحق بکشند مانند اين است که همه انسانها را کشتهاند
|
||