|
|
|
|
|
دوستان وبلاگ نویس و NGO ها به یاد دارند که همواره در درازای ۴ سال حکومت دولت محترم بارها گوشزد می کردیم و می نوشتیم و گله می کردیم و گردهمایی اعتراضی برابر سازمان حفاظت محیط زیست و نامه و بیانیه می فرستادیم و ابزاری نبود که بهره نگیریم تا مدیران ذره ای به سخن و خواست علمی و کارشناسی و زیست محیطی و سبز ما گوش فرا دهند.اما همه آنها بی فایده بود.انگار نه انگار.
یکبار در پستی نوشتم که سیرک و شکنجه گاه حیوانات در درون سازمان محیط زیست و در دل تهران برپا و حیوانات را شکنجه می کنند و هر چه همه اساتید و کارشناسان و حامیان محیط زیست و رسانه ها گفتند بیفایده بود و ذره ای توجه نکردند(و این پرسش ،چرا به این همه دیدگاه ها و نظر متخصصان توجه نمی شود-معمایی برای خود من بود).از نابودی تالاب انزلی نوشتیم-از هامون-پریشان-دریاچه ارومیه-جنگل گلستان و ابر و سرخه حصار و نایبند و خجیر و پالایشگاه و جایی نبود که ما نگفته باشیم ولی دل این خانم جوادی و شوهر همه کارش ،انگار مانند کل ساختمان ۱۰ طبقه سنگی سیاه سازمان-سنگ سیاه سیاه بود و خارا .خیر!چنین نبود!. ما مردم ایران ،این ۳۰ -۴۰-۵۰ میلیون ایرانی خس و خاشاک بودیم و هستیم و خبر نداشتیم. و مگر به خواست و سخن خس و خاشاک باید توجه کرد؟ و من سپاسگزار رییس جمهور محترم هستم که این راز و معما که درین ۴ سال برایم نا مکشوف بود را باز گشودند و راز دل خود را در دومین روز انتخابات بیان کردند تا درین ۴ سال عریان و لخت با مردم یا به قول خودشان خس و خاشاک برخورد نمایند.آری ما خس و خاشاک بودیم و خانم جوادی رییس محیط زیست ایران که این روزها دوستش خانم فاطمه رجبی چه چیزها که نمی فرمایند به ما خس و خاشاکها |
||
|
|
|
|
|
هرکس که بگوید سلیقه ما و اطرافیان ما حقاند و دیگران باطل و مثل خس و خاشاک به آنها نگاه کنند، در هر مقامی که باشد از بندگی خدا خارج شده است.(آقای عسگر اولادی -از مسئولان حزب موتلفه اسلامی -و از یاران آقای احمدی نژاد
هنوز زمان ریاست جمهوری دوره نهم پایان نیافته( چند هفته ای مانده)- و آقای دکتر احمدی نژاد،قانونا رییس جمهور(همه مردم)است ،ولی با کمال شگفتی-روز یکشنبه، دو روز پس از انتخابات -در میدان ولی عصر تهران و نیز در مصاحبه با خبرنگاران ،بعنوان رییس جمهور!شماری از معترضین که شمارشان به چند میلیون می رسد را با کوچک شمردن (تحقیر و استحقار)و استهزا و...خس و خاشاک نامیدند و از واژه هایی که از هیچ مدیر و مسئول ملی سر نمی زند (مانند:كمتر از شركت كنندگان در سر يك صندوق 5 هزار نفره راي -شرکت کنندگان در بازی فوتبال و...)مورد اهانت قرار میدهند. اکنون اگر شماری از طرفداران متعصب آقای رییس جمهور(که کم هم نیستند)بر خود تکلیف شرعی و ملی احساس کنند و به سخن رییس جمهورخود نیم نگاهی داشته باشند و بخواهند این خس و خاشاک مزاحم را از سر راه بردارند و از سر دلسوزی و خدمت و وظیفه این کار خطرناک را انجام دهند،چه کسی پاسخگو است؟و چه کسی مقصر است؟ در قران آمده است: اگر فردي را بناحق بکشند مانند اين است که همه انسانها را کشتهاندو... و این شمار شهروند(نه چند میلیون-همان به فرمایش رییس جمهور محترم،۵ هزار نفر -نه یک نفر که قرآن سفارش می کند؟) و انسان ایرانی را تحقیر نمودن ،توهین و کوچک شمردن و استهزا و... آنهم از سوی یک فرد که رییس جمهور است و همه را باید با یک چشم نگاه کند و زیر چتر و پرو بال خود داشته باشد امری بسیار ناپسند و شگفت آور است ... |
||
|
|
|
|
|
شماری از وبلاگ نویسان محترم، بر ماها خرده می گیرند و کنایه هایی میزنند و از ظن خودشان دلیل گزینش ما را بیان می کنند(که نزدیک به راستی نیست)و نیاز دیدم به چند نکته اشاره کنم(البته اشاره ای کوتاه و تلگرافی-چون پاسخ در خورتر- هم مجال و هم حال می خواهد که این روزها دست نمی دهد)
۴-در عنوان پستم این گفته چرچیل نخست وزیر دوران سخت و جنگ انگلستان را آوردم :دموکراسی چیز بدی است ولی فعلن بهتر از این اختراع نشده،درباره میرحسین موسوی هم می توان این پیوستگی و نزدیکی مضون را دید و گفت: موسوی گزینه بدی برای ایران است!اما اکنون، و در شرایط و قوانین موجود و پیچیدگیها و معادلات سیاسی ایران و در نهایت، در بین این کاندیداها که رای بیشتری داشته باشد و بتواندپیروز گردد و کشور را از رفتن به پرتگاه (گفته آقای محسن رضایی)باز دارد و با ارکان حاکمیت و نیز خواست همگان ،بویژه جامعه دانشگاهی ، فرهنگی ،اقتصادی و این میزان زنان ،جوانان و نوجوانان (کم سابقه است)که به ایشان روی آورده اند، همزبانی و همخوانی و هم نوایی بیشتری داشته باشد،بهتر از او دیده نمی شود ۳-بنابراین همانگونه که دموکراسی راهگشای جامعه جهانی شده ،موسوی هم راهگشای بهتری در شرایط کنونی برای کشور می تواند باشد نه ایده آل ترین.و باید از او حمایت کرد تا پیروز شود و بستر برای کارهای بهتر و بزرگتر ،فراهم و آماده شود ۲- شماری هم خرده می گیرند که چرا روشنفکران از کروبی حمایت کمتری می کنند و او برای کشور بیش از آقای موسوی می تواند سازنده و کارا باشد و این افراد(ماها)چون حدس می زنیم موسوی رای بیشتری دارد و احتمال رییس جمهور شدن ،به او گرویده ایم و...دنبال قدرت و رنگ عوض کنندگی و... پاسخ ساده و روشن است.در کجای دنیا در شرایط حساس و خطرناک و سرنوشت سازی مانند امروز ایران، می آیند چنین ریسک بالایی انجام می دهند و بسوی یک گزینه با اقبال همگانی پایین تر روی میاورند؟- چندی پیش در حزب دموکرات آمریکا دیدیم،نخست- سناتورهایی- از خانم کلینتون معروف و پرقدرت حمایت کردند ،اما چندی پس از آن ،هنگامی که دیدند اوباما مقبولیت و شرایط و رای آوری و ...کاراکتر مناسب تری است بدون تعارف و رودربایستی به سوی اوباما رفتند .برای چه؟برای منافع حزب و کشورشان.چون در نهایت میزان رای تعیین کننده است نه بهتر و ایده ال تر بودن ۱- اگر غیر این شود، یعنی بدنبال صد رفتن و به صفر رسیدن .و عاقل ترجیح می دهد فعلن به ۵۰ بسنده کند و به صفر نرسد.و یکبار دیگر یادمان باشد ما در ایران زندگی می کنیم و مانند بسیار کسان که نسخه غیر واقعگرایانه می پیچند، در اروپا و آمریکا زندگی نمی کنیم . |
||
|
|
|
|
|
و هر کدام ما، دفترچه تلفن کاغذی یا الکترونیکی خود را بگشاییم و ببینیم به چه کسی زنگ بزنیم که آگاهی کمتری از وضعیت بد کنونی کشور دارد و ممکن است از روی کمی آگاهی و تبلیغات بسیار صورت گرفته،انتخاب آینده نگرانه نکرده باشند و او را روشن نماییم .
به فامیل و دوست و آشنای دور از شهرهای بزرگ که دسترسی کمتری به امکانات و اطلاعات دارند زنگ بزنیم و درخواست و خواهش کنیم به این فراخوان روشنتر و بهتر بپیوندند تا آینده آنها بدتر از این نشود.شاید آنها ندانند(گاهی واژه ها و کارهای ساده ما پاسخ می دهد،مانند همین پارچه های سبز،که از صدها همایش و سخنرانی و کنگره ها بیشتر پاسخ داده و گرفت!) *اتفاقاتی در کشور روی داده که کسی پیش بینی نمی کرد. این یک فرصت طلایی برای این سرزمین است که همه جا، شور و شادی شده و سبز.از شادی و سبزی، رشد و بالندگی و پیشرفت بدست میاید. نه از سوگ و عزا ،و جامعه جوان ایران برای دست یازیدن پیشرفت و آبادانی ،به این انرژی نیاز داشت .سپاسگذار و پاسدارش باشیم، نه گله مند . و امروز ،هرکسی از ظن خود از سبزی می گوید یکی برگ درختان سبزش بیند و یکی اهل بیت می خواند، یهود و نصارا و زرتشت و بهایی و سنی یک نگاه و قومی و شماری دیدی دگر و ظن خود و من وشما نیز. *مهم نیست -اما همه دیدها و گمانها و ظن ها زیباست و پاک ، طبیعی،فرهنگی و اخلاقی (به جز آن کسان که وارون می بینند- و مخملین و امنیتی- و کاریش نمی شود کرد-ما جور دیگر و سبز می بینیم و همگان را بدین دید فرا می خوانیم)و زین میان برگ برنده با سبز و سرسبزی است که ماخوشنودیم و پس چه بهتر که همه ما از رویا بدرآییم و بگذاریم سبزی پیروز شود و پس از آن به انتقاد و گله و تحلیل بیشتر بپردازیم که امروز کار دیگری باید کرد و هنگام حمایت و یاریست نه تحلیل و انتقاد گیج و گمراه کننده |
||
|
|
|
|
|
پیشتر اشاره کردم ،۱ خردادی (روز جهانی گوناگونی زیستیbiodiversity )ام نه ۲ خردادی و نه ۳ خردادی ،که نماد روز های سیاسی برای بخشی از مردم-که جای احترام هم دارد-است و ایده سبزها و بویژه آنها که به شناخت خوبی از موضوعات بوم شناختی و گوناگونی زیستی دست یازیده اند بسیار فراخ،ژرف و گسترده تر از این دسته بندیهای بسته و انسانی است.
۳-بنابراین ،بنا به مسئولیت انسانی که پذیرفتم و با مطالعه برنامه های دیگر کاندیداها احساس می کنم ایده و اندیشه آقای میرحسین موسوی، علاوه بر داشتن روح و درون مایه طبیعی، ایرانی،معنوی و اخلاقی و نیز به پاس قدردانی از گستراندن این اندازه سبزی و ایده های سبز و فراهم نمودن زمینه گفتگو و طرح چنین اندیشه هایی، شایسته حمایت و یاری است. ۲-من ندیدم تا به امروز کاندیدایی مانند -و حتا نزدیک به- میرحسین این اندازه موضوعات سازنده و اندیشه های بس پربها و گرانمایه را وارد فضای کشور بنماید (که تا اینجا جای تامل و ستایش دارد نباید قدرنشناس بود-دریابیم!).واژه هایی مانند من ایرانیم- انسانم آرزوست-برتر بودن امنیت مردم به دولت - آزادی -راستگویی -سبزی -هنر - فرهنگ ایرانی-معماری-و...اینها تنها یک واژه یا عنوان نیستند ،راهبرد و برنامه ای و ایجاد گفتمان و بالا بردن سطح توقعات و خواسته هاست که باید بدان پرداخت. ۱-و اینک ،بر من است که گامی هم من بر دارم و گوشه ای از کار و راه را یارشان باشم و روز ۲۲ خرداد در زادگاهم به میرحسین موسوی رای دهم تا ببینم او چه اندازه به شعارش و اندیشه اش پایبند است |
||
|
|
|
|
|
خانم جوادی چه پاسخی برای آیندگان خواهی داشت- تو می توانستی جلوی این کار ضد محیط زیستی را بگیری و اگر نه چرا استعفا ندادی؟
ولی قدرت شیرین تر از این حرفاست و فرقی بین زن و مرد نمی کند .انسانهای حقیر و بی مایه که از جای دیگر دستور می گیرند، برای توجیه رفتار و کردار خلاف علم ،قانون،اخلاق و آینده کشور و...باید دلیلی بیاورند و چه آسان است از خدا و دین خرج کردن که ما نگاه توحیدی داریم. و امروز چنین بلایی بر سر محیط زیست ایران و همه عرصه های طبیعی میاید و سازمان عریض و طویله محیط زیست تنها توپ را به زمین دیگری میاندازد آیا ما باید در این مراسمات دولتی هفته محیط زیست خانم واعظ جوادی شرکت کنیم؟ |
||
|
|
|
|
|
درود.................................................... plz send all لطفا به تاریخ واقدامات توجه شود! چه برداشت می کنید؟ از تکه تکه شدن پارک ملی گلستان جلوگیری کنیم . . . تاریخ 23/12/87 استاندار خراسان شمالی درخواست مدیریت بخش شرقی پارک را می کند. در تاریخ 13 و 14 فروردین خانم جوادی با مقامات استان جلسه ای مهم داشت . {همزمان اقای علی ابادی در بجنورد حاضر بودند .اقای علی ابادی برای ثبت معنوی و جهانی شدن فدراسیون کشتی پاچوخه در اسفراین حاضر شدند ولی از طرف مقامات استان خراسان شمالی هیچ کس وی را همراهی نکردند و در حالی که در مرکز استان در جلسه مهم با سرکار خانم جوادی حضور داشت.} درتاریخ 17/1/88 استاندار خراسان شمالی به شماره نامه 2354/1/41 بتاریخ 17/1/88 ، نامه ای به مضمون اینکه ما مدیریت پارک را می خواهیم و سالانه هزاران گردشگر از این مکان رد می شوند و ارزوی دیرینه مردم را از خانم جوادی طلب می کند. شهریاری نماینده استان خراسان شمالی {عضو کمیسیون امنیت ملی} به شماره 926528 تاریخ30/2/88 به خانم جوادی در رابطه با سهم 43 درصدی از پارک ملی گلستان را کرده ،و ثبت در سازمان محیط زیست کشور به شماره 14217 بتاریخ 4/3/88 ، پاراف سرکارخانم جوادی زیر نامه اقای نماینده اورده : جناب اقای مهندس علی نژاد سازکاری را پیشنهاد بفرمایید که مشکل حل شود وگرنه فکری دیگر کنیم . بتاریخ 5/3/88 انشاالله اسناد و نامه های فوق در اولین فرصت ممکن بدست می رسد و نسخه ای را برایتان ارسال میدارم . حالا که راه را نتوانستیم از تکه تکه شدن پارک ملی گلستان جلوگیری کنیم . یا علی http://www.photoashand.blogfa.com/post-617.aspx مرور اتفاقات از تاریخ 15/11/85 وبلاگ تصویر از پارک ملی گلستان http://www.parkgolestan.blogfa.com/ |
||
|
|
|
|
|
این همه قرمزی در دکور صداو سیما به گمانم در دنیای رسانه و این جور کارها، جزو رکوردها باشد.و حتا گل را هم مصنوعی و غیر طبیعی (و بی شک ساخت چین) برای برنامه تبلیغاتی کاندیداها برگزیدند.(کم مانده بود یک شال قرمز تو گردن هر کدوم از این کاندیداها بیاندازند و سبزی پرچم کشور را هم نشان ندن) و یک نو لج با یکی از کاندیداها که شعارش سبز و روزنامه کلمه سبز را دارد بود.ترس ما این است که از فردا خیلی ها را برای علاقه به سبزی و طبیعت و برگزیدن نام سبز و این جور چیزا رد صلاحیت یا ستاره دار یا غیرخودی و شهروند سبزدرجه۲ بدانند و بیا و درست کن.
بگمانم اگر اون کاندیدایی که شعار سبز می دهد از نخست می گفت من قرمزم- همه دکورها سبز میشد و درخت و گل طبیعی از جنگل میآوردند و پرسپولیسی ها را مجبور می کردند رنگ لباسشان را تغییر بدهند تا نگویند نماد فلان کاندیداست.عجب داستانی ما داریم-می ترسیم از فردا بیشتر به جان این درختان کهنسال و جنگل و طبیعت این سرزمین بیافتند .آقاجان ما قرمزیم-به طبیعت رحم کنید |
||
|
|
|
|
|
مهمتر از چه کسی، اینکه فرهنگ استفاده از این صندوق رای،انتخابات و تغییر- ولو نسبی- را مانند ترکیه و هند در کشور جا بیاندازیم و از عقل و نگاه سنتی به اندیشه بالنده تر روی آوریم.
ممکن است یکی مانند دکتر علی پایا استاد مدعو دانشگاه وستمینستر یا مخملباف ،الهه کولایی و عزت الله انتظامی بازیگر به موسوی رای بدهند- یا یکی مانند خانم فاطمه رجبی و ده نمکی و دیگر چهره های همفکرشان به آقای احمدی نژاد و یکی به جناب رضایی و یکی به جناب کروبی،اما آنچه که مهم است -بدانیم که کمتر پیش آمده این اندازه کشور در وضعیت اورژانسی(حتا بیشتر از هنگام جنگ!) قرار گرفته باشد و سرزمین و وجود کشورمان و آینده کشورمان چنین در پرده ابهام و چالش باشد. من این سخن مخملباف را که صد و صفری به مسائل نگاه نکنیم و :اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند بسیار مهم می دانم *یک پرسش مهم این است چرا،جریان اقتدارگرا و نیز ضد منافع ملی،از حضور گسترده مردم استقبال نمی کند؟و برعکس دلسوزان دانا،دانشگاهیانو روشنفکران واقعی -حتا در بیرون کشور- خواستار مشارکت و حضور همه جانبه مردم هستند- و آیا این که چه کسی رییس جمهور باشد هیچ تاثیری ندارد؟ وزرا و سفرا و استانداران و فرمانداران و صدها مقام عالی رتبه کشور زیر نظر و اختیارات رییس جمهور است و همه اینها تاثیر ژرفی بر همه بنیانهای کشور می گذارد و شماری برنامه ریزی شده جایگاه رییس جمهر را پایین می آورند تا مردم دلسرد شده و پای صندوق نروند و آنگاه هرکاری خواستند بکنند و درین ۴ سال ضررش را در همه ارکان چه درون ایران و چه بیرون ایران دیدیم. شما ندیدید؟شما حس نکردید؟
|
||
|
|
|
|
|
امروز ۲۲ می، برابر ۱ خرداد و روز گیتایی: گوناگونی زیستی-biodiversity -(تنوع حیاتی) است-
دوستانی که از نزدیک با اندیشه ام ،آشنایی دارند.مرا به دلیل اینکه دوستان زیادی بدور از دسته بندیهای سیاسی و ایدئولوژیک و قوم و زبان و .. .دارم و بیشترین دلبستگیم به کره زمین و همه موجوداتش و سلامت و طبیعت است ،به ۱ خردادی می شناسند و هموراه دغدغه ام و راهبردم نیز همین تنوع یا گوناگونی زیستی بوده و خواهد بود اما این گوناگونی زیستی، نباید تنها به گوناگونی ژن و گونه های گیاهی و حیوانی ،ماکرو و میکرو ارگانیسمها بگسترد و بسنده شود.بلکه گوناگونی فرهنگها(اقوام-زبان و گویشها-لباسهای محلی-غذا-موسیقی-هنر و..) و نیز دین و سیاست را هم در بر دارد و این غفلت و کم بها دادن و درگیریها و بد فهمی ها باعث شده که به همه آنها و در پایان به کره زمین آسیب برسد. جنگ ایران و عراق را به یادآوریم (از کشته شدن و زخمی و آسیب دیدن میلیونی انسانهای دو کشور و ۱۰۰۰میلیارد دلار هزینه برای ایران و کینه و نابودی زیستگهاهای طبیعی و مصنوعی و معنوی و... دو کشور ریشه در چه داشت؟)جنگ بین مسلمانان بوسنی و صربهای یوگسلاوی- روآندا-دارفور-تبت-کشمیر-غزه-ترکها بر ارمنیان و... متاسفانه ما دایره پیوستگی راکوچک کردیم و تنها نگاه اکولوژیک بدان بخشیدیم و آنرا از قلمرو برنامه ریزان و تصمیم سازان کلان و ملی که باید بیش از دیگران بدان بپردازند،دور نمودیم و این وظیفه بیش از همه بر دوش سازمان محیط زیست بود و است که رسانه ها و مسئولین دیگر را روشن سازد و نیز من و تو که تنوع زیستی را بسیار بزرگتر و ژرف تر ببینیم و جا بیاندازیم و... * ۲ خرداد یک روز نمادین برای اصلاح طلبان- ۳ خرداد روز نمادین اصولگرایان شناخته میشود! |
||