تبليغاتX
میراث سبز ایران
طبیعت - فرهنگ - زندگی - دانش - آینده
خواهش میکنم احساسی و سرسری با این نوشته برخورد نفرمایید و داوری همراه با اندیشه را خواهانم.

 خود داوری بفرمایید، پیش از آغاز به کار شوراها که جناب اقای خاتمی افتخار راه اندازی این بخش قانون اساسی را همواره گوش زد میفرمایند وضعیت شهرهای ما چگونه بود؟

-همه ما می دانیم مدیریت واحد و جامع شهری نداریم و سازمانها و عوامل گوناگون دخالت دارند و همه را نباید به چشم شورا و شهرداری دید و... ولی چرا خودمان را گول می زنیم! ،آیا شورا، بهتر از این نمی توانست و نمی تواند باشد یا نخواستند و نگذاشتند؟

1-در بعضی از کشور ها، شورای شهری که آن شهر 500 هزار نفر جمعیت دارد ،تعداد اعضای شورا یا انجمن شهر ،بالای 70 نفرعضو با تخصصهای گوناگون دارد، یعنی یک پارلمان شهری واقعی با بیشتر تخصصهای لازم  برای یک شهر جهت نیل به توسعه پایدار شهری،ولی در ایران برعکس است و به دلیل شمار کم اعضای شورا (به نسبت جمعیت وتعدد حوزه کارکرد شوراها)و نبودن بسیاری از تخصص ها و...،شوراها از بسیاری از کارها که برای یک شهر پویا و زنده نیاز است دور مانده اند و نتیجه این راه اندازی همراه با تبلیغ و بی برنامه شوراها را تک تک شهروندان به بدترین شکل ممکن، با پوست و استخوان خود لمس میکنند و به ویژه اگر سری به بیمارستانها و آزمایشگاهها بزنیم و یا از زبان دانشگاهیان و آگاهان شهر سالم بشنویم.

2-بعنوان نمونه شهرمهمی چون رامسر با کنواسیون بین المللی به نام خود و پیچیده بودن زیست بومش و...با  5 عضو باید اداره  شود (پارلمان شهری ۵نفره!) در بین این اعضا محترم و بزرگوار(دوره های پیشین)، کسی که جگر پزی دارد دیده شده که  فاقد تحصیلات عالیه است، علت انتخاب در پارلمان شهری رامسر، چون مردم او را میشناختند و دوستش داشتند و...آیا این مکانیزم درست است،شهرهای دیگر هم چنین است -نمونه دیگر- شهر رشت با آن همه عظمت و سابقه علمی و  فرهنگی ،دارای  پارلمان شهری 9نفره که در بین اعضا شورا گاراژدار وارد میشود( قصد کوچک شمردن شغل یا شخصیت آن بزرگواران نیست، که بنده کوچک همه آنها هستم )ولی توجه کنیم ! آن عزیز یک نهم تصمیم سازی شهر را بر عهده گرفته. و چه اندازه با این همه پیچیدگی های شهری آشنایی و دانش دارد؟

 متاسفانه چنین بزرگوارانی با مقوله مشاور،دانشگاه ومتخصصان هم میانه ژرفی ندارند،تا کاستیها  از آن راه جبران شود.

-تا اندازه ای ، شاید تهران بهتر باشد( که بسیاری براین باور نیستند) ولی بیشتر شهرها و شاید همه شهرهای ایران بعنوان مرکز جمعیتی و رشد و بالندگی کشور،به چنین وضع اسفباری دچارند.

۳- وضعیت ساختمانهای تاریخی و قدیمی شهرهای ایران، چگونه بود و چه تعداد پس از آغاز به کار شوراهای شهر ،به دلیل منافع اقتصادی مترتب برآن برای عده ای، تخریب شدند؟

   

* عکس بالا، دبیرستان ۱۰۵ ساله فروغ رشت است، که از نخستین  دبیرستانهای دخترانه ایران بود ،بزودی جایش را به یک مشت بتن ،اهن و شیشه رفلکس می دهد-که پارکینگ و آسانسور هم داشته باشد!نوسازی و تخریب بافت فرسوده!

۴-چه مقدار ریه شهرها :باغات و فضاهای سبز و طبیعت زندگی بخش شهرها ، باز به دلیل ارزش افزوده ساختمانهای نو که برای بعضی از اعضای شورا داشتند ، تغییر کاربری(البته قانونی!!!)یافتند و شهروندان محروم از حق خود؟

۵-آیا میکانیزم انتخاب و انتخابات شوراها در شان این نهاد مردمی و اجتماعی است ،که باید ماهیت و رنگ ،بوی فرهنگی،اجتماعی ، سلامت شهروندان،توریسم، حقوق شهروندی، محیط زیست، و مانند آن می یافت ،حال آنکه امروز شوراها بیشتر رنگ و بوی سیاسی ، امنیتی به خود گرفته و شهروندان احساس نزدیکی و حس مشارکت جویی با شوراهای شهر را ندارند

۶-سازوکار انتخابات در شوراها به گونه ای است، به دلیل پرشمار بودن کاندیداها و  آشناییهای فردی بین شهروندان، ایجاد تفرقه، کینه ،دشمنی،تهمت، جوسازی و انواع حاشیه های بسیارمنفی مینماید ، آیا این هزینه هنگفت و تخریب سرمایه اجتماعی و شهروندی نیست؟

۷-پیش از آغاز به کار شوراها ،مسئولیت شهر با شهرداری زیر نظر دولت بوده و شهرداران مجبور به رعایت نظرات کارشناسی سازمانهای تخصصی مانند میراث فرهنگی ، محیط زیست،دانشگاهها،منابع طبیعی و... بودند که تا اندازه ای نیاز کارشناسی شهر برآورده میشد ،ولی اکنون این رابطه(به دلایلی از جمله در یک طیف سیاسی نبودن و...که بیرون از حوصله این نوشته است) بسیار ضعیف و مواقعی کاملن قطع و تیره است که آسیب آنرا شهر خواهد دید.

۸-شوراهای شهر، خود ایجاد رانت و منافع ویژه نموده اند ، تنها کافیست به هزینه تبلیغات در شهرهای متوسط و کوچک نگاه کنیم، چه انگیزه و پشتوانه ای  باعث میشود رقمهای نجومی و رفتارهای غیرمتعارف برای رسیدن به  ساختمان شوراها از این خیل عاشقان خدمتگزاری به شهروندان سر بزند

-- در واقع ،عملن با این پروسه ،مردم نه یک پارلمان شهری، که یک شرکت خصوصی  سهامی خاص عجیب و غریب را ایجاد می کنند با سلیقه و افکار و تخصصهای عجیب و غریب تر و برآیندش همین آشی که پخته شده

۹- البته هستند تعداد اندکی که بنا به حس مسئولیت پذیری و تخصص و تعهد شهروندی پا به این وادی میگذارند، ولی برایند خروجی شوراهای شهر( نه روستا که نتیجه بهتری داده) از آن زمان که شوراها نبود بهتر نیست.واگرمانند دیگر کارهای ما ایرانیها نمی شد، نتیجه بهتراز این بود: از جمله پیش از آغاز، کار کارشناسی دقیقتر دانشگاهی – افزایش بیشتر نسبت اعضای شورا ها به جمعیت  آن شهرو الزامات قانونی بیشتر از جمله اختصاص سهمی برای تخصصها ی مورد نیاز در شهر،زنان، صنفها و...

۱۰-موارد دیگری نیز حتمن وجود دارد که چه نیکوست که بتوان اینها را گردآوری کرد و به اصلاح این روند پرداخت تا وضع شهرها بدتر ازین نگردد.

+ نوشته شده در  87/11/23ساعت 16:3  توسط احمدپور  | 

نیروهای ارتش عراق و کماندوهای امریکایی در یک عملیات مشترک این فرد قصاب را دستگیر کردند. روز سه شنبه گذشته در مورد چند تروریست خطرناک که به سربریدن مردم بی گناه و یاد دادن سربریدن انسان به تروریستهای دیگر مشغول بودند به نیروهای ارتش عراق خبر می رسد. به دنبال کسب این خبر نیروهای امریکایی و عراقی در یک عملیات مشترک فرد مجرم و خطرناکی را به نام« ریاض وهاب حسن فه یله» دستگیر کرده که مسئول آموزش سربریدن انسانها به تروریستها بوده است. در این عملیات مشترک ۶۵ نیروی عراقی و امریکایی شرکت داشتند و عملیات ۷۵ ساعت طول کشید.

این نوشته را در بخش آخرین وبلاگهای بروز شده بلاگفا دیدم، که عینن اینجا آوردم تا بیادآوریم این گفته بامداد را که چرا انسان !!!؟ سخن نگفت

انسان سخن نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستینش از اشک تر بود .ـ
 
بامداد

+ نوشته شده در  87/11/22ساعت 2:52  توسط احمدپور  | 

۱-با تبریک پیروزی بزرگ امروز قهرمان جوان شطرنج کشورمان - احسان قائم مقامی -بر آناتولی کارپوف  -اسطوره پیر  روسها

۲- دقایقی پیش تصادفن از بخش  آخرین وبلاگهای بروز شده بلاگفا ،وقتی این نوشته کثیف را در وبلاگی موسوم به دیمیتری مدودف روسيه  (از فردی که نامش را نصیری شناسانده و نمیشود گفت ایرانی یا روس است)می خواندم شوکه شدم و با خود میاندیشیدم این حرفا و طرح ها، از کجا نشات میگیرد؟که ادعا میکنند:

بر طبق گفته های محقق بزرگ ناصر پور پیرار [این آقا لابد حقوق بگیر روسهاست ]و اسناد بسیار معتبر میتوان پی برد که کورش کبیر ایرانی نبوده بلکه وی از نژاد اسلاو (روس) بوده است که از دشتهای روسیه به ایران امده . البته این موضوع از منظر عقل نیز کاملا درست به نظر میاید چرا که ایرانیان چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام مردمانی وحشی و بی فر هنگ - کم استعداد -فاسد و کلاهبردار - خرافاتی و .... بوده اند حال انکه کورش انسانی کاملا عقل گرا - باهوش - با شرافت - والبته   شجاع و از نژاد پاکی بوده است . و البته بر طبق نظر تاریخ شناسان اساسا هخامنشیان همگی از نژاد اسلاو بوده اند و در میان سپاه انان ایرانی نبوده تا انکه ایرانیان خرافه پرست و فاسد و بی لیاقت کم کم بر امور مسلط میشوند و باعث فروپاشی این تمدن بزرگ میشوند . 
 
۳- جالب است امشب در برنامه شبکه ۲ تلویزیون، آقایی که استادو محقق ازو معرفی شده بود! (معتضد)، بیان میکرد: تزار نیکولای در جایی علیه کل ایران چنین می گوید،
<< برای ۸ میلیون ژنده پوش ما نباید با انگلستان جنگ بکنیم>>.(دید بسیار منفی روسها و تحقیرشان و چشم به سرمایه و منافع کشورمان، همیشه از همه کشورهای دنیا بیشتر بوده و ما برعکس)
 
۴- در جایی از کتاب اجاق سرد همسایه نوشته کار پژوهشگر ارزنده کشورمان آقای اتابک فتح الله زاده که پیشتر هم کتاب خانه دایی یوسف و در ماگادان کسی پیر نمی شود را چاپ نمود آمده است:
<<.. روس ها خون آشام تن نحیف ملت ما هستند >>.
 و ایشان در مصاحبه ای به موضوع تکان دهنده ای اشاره می کنند، که روسها حتا بالای ۳۰ هزار ایرانی که به امید آنها و در پناه آنها بودند، رحم نکردند و همه را زندانی و نهایتا کشتند و جالبتر آنکه تمام رهبران و اکثریت کادر حزب کمونیست ایران که طرفدار  روسها بودند(!) را در اردوگاه ها و زندانهای خود از بین بردند(به جز آخوند زاده)...
آیا از ما نیست، که بر ماست؟  
 نکته:
به هیچ وجه منظور این نیست که این وبلاگ متعلق به پرزیدنت مدودف است-این یک نام برای وبلاگ است ،اما 
+ نوشته شده در  87/11/13ساعت 23:25  توسط احمدپور  | 

۱-سالانه ٨٠٠ ميليارد تومان يارانه براي كودهاي سرطان زا پرداخت مي شود

*بزرگ بودن بيش از حد سيب زميني ها يكي از نشانه هاي بالا بودن نيترات و خطر ناک بودن ان است

۳-كارخانه‌هايي‌كه تولید انها مرگ است

۴-آلودگی رودخانه های خوزستان

۵-گزارشي از فاجعه زيست محيطي پساب‌هاي صنعتي در خليج فارس

دنباله در وبلاگ اهواز سبز 
+ نوشته شده در  87/11/10ساعت 19:23  توسط احمدپور  | 

لحظاتی پیش، این نوشته را که عزیزان دلسوز سرزمین پاکمان از دیار فارس فرستادند را..در کامنتم دیدم که عینن درج میشود.باشد راهی پیدا شود و از این گمراهی و چاه را با راه اشتباه گرفتن بدرآییم.

تیغه های آهنین ماشین های راه سازی این بار نگین فیروزه ای سرزمین فارس را هدف قرار داده اند. زیباترین دریاچه آب شیرین ایران «پریشان» در شهرستان کازرون بدون اخذ هرگونه مجوزی مورد هجوم ماشین های راهسازی قرار گرفته. شما نیز با امضا بیانیه «حمایت از تالاب بین المللی پریشان» به جمع مدافعان زیست محیطی و علاقمندان محافظ این گنجینه ی جهانی که به عنوان «ذخیره گاه زیستکره» نیز محسوب می شود، بپیوندید.

در همین ارتباط : 

مستند تصویری خبرگزاری مهر

آدرس جهت امضا:http://parishanlake.blogfa.com/page/petition.aspxلینک خبر در خبرگزاری مهر:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=??????%20&NewsID=823498

+ نوشته شده در  87/11/08ساعت 20:0  توسط احمدپور  | 

 قناری گفت : کُره ی ما
کُره ی قفس ها با میله های زرین و چینه دان ِ چینی .

ماهی  ِ سُرخ ِ سفره ی هفت سین اش به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار
متبلور می شود .

کرکس گفت : سیاره ی من
سیاره ی بی همتایی که در آن
مرگ مائده می آفریند .

نهنگ گفت : زمین
سفره ی برکت خیز ِ اقیانوس ها .

انسان سخن نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستینش از اشک تر بود .
 

بامداد

+ نوشته شده در  87/11/08ساعت 12:27  توسط آروین شهیدی  | 

دانش در دو صورت خطرناک میشود.نخست اینکه در دست آدم نادان قرار گیرد و دوم اینکه فکر کند به هدف خود رسیده است.(برنارد شاو )

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد              تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس.( حافظ)

-آدم بي مايه ، همه افراد را ابزار رسيدن به خواسته هاي خويش مي سازد .( اُرد بزرگ)

-جامعه زمانی حکمت و سعادت می یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.(سقراط)

-دانش به تنهایی، یک قدرت است.(فرانسیس بیکن)

-انسانهای نادان، مانند گلهای مصنوعی هستند

-درس دادن به آدم بی عقل، چون آب دادن به گل مصنوعی است

-ذهن نادان مانند مردمک چشم است هرچه نور بیشتری به آن بتابانی ،بسته تر خواهد شد.(وندل هولمز)

------------------------
** جبران خلیل جبران **

روزی به مترسکی گفتم « لابد از ایستادن در این دشت ِ خلوت ـ خسته شده ای »
گفت: « لذت ترساندن، عمیق و پایدار است ، من از آن خسته نمی شوم »
دمی اندیشیدم و گفتم « درست است ؛ چون که من هم مزه ی این لذت را چشیده ام »
گفت « فقط کسانی که تن شان از کاه پر شده باشد،این لذت را می شناسند»
آنگاه من از پیش او رفتم ، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من .
یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد .
هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند .

+ نوشته شده در  87/11/03ساعت 11:3  توسط آروین شهیدی  | 

خانم جمشیدی گرامی، بیش از سه هفته است که خانواده بزرگ  وبلاگ نویسان ایران ،از نوشته های  دلسوزانه و دقیق شما در امر حفاظت از سرزمینمان محروم اند ،و ظاهرا  روزه وبلاگ ننوشتن گرفته اید.

خانم جمشیدی! شاید شما انسان مهمی نباشید، اما شما انسان مفیدی هستید.خدا را شکر،شما مانند خانم جوادی و دیگر زنان سیاسی نیستید، که سیاست آنها را مهم و معروف کرده و بس.

شما یک انسان مسئول ،متعهد، یک شهروند فرهیخته و با ادب و دانشید، که قلبتان نه برای قدرت و سیاست و معادلات و معاملات سیاسی، که برای سرزمین و جامعه انسانی می تپد، همچون خانم ماری کوری(برنده ۲ جایزه نوبل فیزیک و شیمی) و دیگر ماری کوری ها.

و کیست که نداند چه سود بخش و سازنده اند و عاقبت به خیر، انسانهای مفید. وتاریخ ،همیشه آنان را به نیکویی در یادها دارد.و چه بسیار آدمهای مهم که نامشان، زود محو گشته است .

خدایا! ما رایاری ده ، تا مهم نباشیم ،بلکه مفید باشیم .

وبلاگ خانم جمشیدی :دیده بان محیط زیست ایران

بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

+ نوشته شده در  87/11/01ساعت 22:49  توسط احمدپور  |