|
|
|
|
|
1-چند هفته پیش ،همایش بین المللی بزرگداشت رودکی ،در تهران برگزار گردید.در حالیکه براساس برنامه،آغاز پانل عصر روز دوم، ساعت 2 برنامه ریزی شده بود ،با کمال شگفتی ، دیدیم ساعت 3.30 دقیقه، هنوز در سالن تالار رودکی(وحدت)بسته است! و این همایش مهم بین المللی در حضور میهمانان خارجی، که از مصوبات روسای جمهور 3 کشور فارسی زبان ایران،تاجیکستان و افغانستان بود ،با نزدیک 2 ساعت تاخیر آغاز شد. 2-چند سال پیش،در ماه اسفند،به گمانم ،عنوان سمینار بین المللی، ارزیابی زیست محیطی ایران- در دانشگاه تهران - در آنجا هم ،همایشی با آن نام و جا و در آن سطح، با تاخیر زیادی همراه بود. 3- شما هم بسیار دیده اید،بسیاری دیگر از نشستها در جای جای این کشور ،با این وضع روبروست ، و این نهادینه شدن و فرهنگ به وقت و زمان اهمیت ندادن، برای کشور و برای تک تک کسانی که درگیرند، هزینه بسیار داشته و دارد. دیروز شبکه سازمانهای غیردولتی سبز گیلان ـ به مناسبت روز هوای پاک - یک هم اندیشی ،به جای کارهای تکراری و مرسوم، که هرساله سازمانهای گوناگون بویژه حفاظت محیط زیست با هزینه بسیار برگزار میکنند ،و نتایجش را همه مردم به خوبی در حال لمس کردن هستند(مانند زنگ هوای پاک و... که تنها جنبه تبلیغی برای محیط زیست دارد)داشتند ، که از چند جهت بسیار جالب و در خور بود. به ویژه زمان برگزاری که ساعت 3.57 دقیقه اعلام گردید.و خوشبختانه برنامه تنها با ۳ دقیقه تاخیر و سر ساعت ۴ با پخش سرود کشور، آغاز شد . دنباله در:تهرانی دیگر نه - هم اندیشی
|
||
|
|
|
|
|
در گوشه ای از کره زمین کوچک ما، عده ای می میرند(به همین آسانی و سادگی).در جایی از زمین، جنگ است.کودکی در ترس و لرز . زنان و مردان پیر در وحشت و مرگ. (نام موجودات دیگر را که نمی شود برد ، که جرات دارد بگوید: چه کسی به حیوانات گرسنه غذا میدهد؟) و مردان و جوانانی هم سلاح در دست و خشم در سر و سیما.و در سوی دیگر ،در هتلهای مجلل و سالن های زیبا، مردان سیاست، تصمیم گیر و تصمیم ساز و سوز.
پرسش این است آیا جای سهراب در این جلسات خالی نیست ؟که بگوید: جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود. That at the only thing that's worth a damn اگر سیاست،تاریخ،ایدئولوژی و تجزیه و تحلیلهای مرتبط با قضیه فلسطین را کنار بگذاریم و بگزاریم در جای خودش،ما امروز میبینیم، انسانهایی در صده 21 ،با این همه دانایی و تئوری های ضد جنگ و خشونت ،می جنگند و میکشند. همچون انسانهای 10000 سال پیش. انسان در شگفت که نه! گیج و مات میشود. همه این سخن های روشنفکرانه و... به کنار- آهای! !عده ای دارند جدی جدی می میرند- آنجا مادری در حال مرگ است ،آنجا درختان می سوزند ، و حیوانی باردار است و آبی ؟ * پیشنهاد و پرسش مهم دیگر من این است آیا نمی شود منطقه قرمز یا هر رنگ دیگری ایجاد نمایند، تا به آنجا پناه ببرند و جایی امن و با امکانات حداقلی برای زنده ماندن برای آنهایی که آسیب پذیرتر هستند (کودکان ، سالمندان ،بیماران و هرکس که می خواهد از جنگ و خونریزی دور باشد) چطور مردان سیاست می توانند با کت و شلوار اتو کشیده ،مستقر باشند در هتلهای مجلل و سالنهای کنفرانس قطر ، قاهره، تل اویو و دمشق ، که خود و خانواده شان، جنگ نمی کنند و جنگ نمی بینند ، ولی همه چیز ، در دست آنهاست: جنگ و صلح
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
دکتر حسابی در جواب دانشجوی نروژی که از ایشان پرسیده بود جهان سوم کجاست؟ایشان پاسخ جهان سوم جاییست که اگر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش ویران می شود وکسی که بخواهد مملکتش را ویران کند، خانه اش آباد می شود |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
به این چند عکس که دیروز از رانش و درختان انجیلی سقوط کرده از کوه، بر روی جاده قدیم رشت -تهران گرفتم(شما کف جاده ای خاکی را می بینید ،که در قدیم ،از همین راه،از تهران به رشت وبندر انزلی و پس از آن به باکو و اروپا می رفتند، این جاده خود یک اثر تاریخی و فرهنگی است) ، و پس از آن به نوشته زیبای آقای هومن روانبخش گرامی،نگاه بفرمایید،که تاسف انسان دو چندان میشود از این بی مهری ها که به این گونه تنوع زیستی و سرمایه جهانی میشود.
گونه باارزش و کمیاب انجیلی( Parrotia persica ) که به دلیل سختی چوبش به درخت آهن -Ironwood tree ـ نیز شناخته میشود و از دوران سوم زمین شناسی،تنها در دامنه های البرز ایران ،ردپای آن را می توان یافت ،از دیگر جاهای جهان رخت بر بسته ،بنابراین، نگهداری این گونه شگفت انگیز که علاوه بر ارزش اکولوژیکی و تاریخی،دارای زیبایی خیره کننده ای برای هر ببیننده است، یک وظیفه همگانی و جهانی است.
نوشته زیر، از سایت For nature آقای هومن روانبخش انجيلي داراي ويژگيهاي زيبايي شناسي منحصر بفرد است : رنگ و شكل خاص پوست تنه ، جوش خوردن شاخه هاي مجاور هم و خلق اشكال عجيب و جالب ، منظره پاييزي با برگهاي قرمز و زرشكي و زرد .
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
- به این چند عکس، از همایش بزرگداشت استاد رودکی و صندلیهای خالی تالار وحدت (رودکی سابق)، در خیابان شهریار تهران نگاه کنید ، نشان از چه دارد؟اگر میهمانان و شرکت کنندگان خارجی این همایش ، بویژه خوبان و مهربانان همیشه حاضر تاجیکستان که عاشق ادبیات ایران و تاجیک و به ویژه رودکی هستند را جدا کنیم و پرسنل و دست اندرکاران برگزاری را، در روز دوم، که بخش بنیادی و غیرتشریفاتی همایش بود ،شمار ایرانیان حاضر،انگشت شمار و بی فروغ بود!.
-مراکز دانشگاهی، علمی و پژوهشی مرتبط با ادبیات ،فرهنگ و تاریخ و به عبارتی علوم انسانی، که قاعدتا میبایست سکان هدایت و نقش نخست را ایفا میکردند و نیز وزارت فرهنگ ،حضوری بسیار کمرنگ وتشریفاتی داشتند ، که این موضوع برای میهمانان و محققین خارجی منظره خوبی نبود
- و... !
- چرا باید با آدم الشعرا وپدر شعر پارسی که بزرگانی چون فردوسی ، خیام ،مولوی، حافظ و سعدی،دنباله رو راه اویند،چنین بی مهری کرد؟هرچند خود استاد رودکی ،بیش از ۱۰ صده پیش ،به زیبایی و به نیکویی سرود: با صد هزار مردم تنهايي بي صد هزار مردم تنهايي |
||