تبليغاتX
میراث سبز ایران
طبیعت - فرهنگ - زندگی - دانش - آینده
... و زنی از خوشحالی و درد می گرید... در سرزمینی که از جنوب تا شمال تکه تکه شده...آنجا که باد وحشی می وزد کودکی به دنیا آمده...کودکی در میدان جنگ به دنیا آمده ...زندگی کوچکی آغاز شده ، و مادری برای کودک گرسنه اش می گرید...

جان یک کودک بیشتر از یک شکارگاه می ارزد              The life of a child is more than a forest

جان یک کودک بیشتر از یک مرز می ارزد                    The life of a child is more than a border       

جان یک کودک  بیشتر از یک باور می ارزد                    The life of a child is more than religion

ما باید باورکنیم، به خاطر انسانیت                      We must believe, for the sake of humanity  

  باید باور کنیم                                                                                  We must believe
پس کی به این حقیقت ساده می رسیم ، که جنگ فقط شایسته لعنت است... 

When will we see that simple truth                 That the only thing that's worth a damn                 

گزینشی پراکنده و بدون ترتیب از یک ترانه معروف کریس د برگ the simple truth

میراث ما برای کودکان کدام است؟

ازموضوع  شیر خشک آلوده چینی ( که در دنیا خبرسازشد) و در کارخانه ها به شیر معمولی افزوده میشود و ماست و بستنی و شکلات و شیرینی که کامها را تلخ نمود بگذریم ،

سموم شیمیایی  ساخت چین مورد استفاده درکشاورزی و سبزی و میوه که به سفره ما میاید را به کودکانی می دهیم که آسیب پذیری آنها بیشتر است

و پساب  اینها، به آبی که کودکان می خورند

و هوا و نا زیبایی و بی نظمی شهرها و استرسهای دیگر... و پرندگان ،پروانه ها و سنجاقکها و گیاهان وحشی و طبیعتی که این توسعه نفتی ، از آنها گرفت

کودک ایرانی ، بازیچه برنامه هایی که او را از طبیعی بودن و آنچه باید باشد ، به زور نفت ، ازو ستاند، کودک ایرانی ، کودک ایرانی ...  آینده تو را نمی شود نگران نبود 

میراث سبز کودکان را چه خواهد شد

نمی دانم چرا باید  کنسرت کریس د برگ در ایران لغو شود!؟

اين آهنگ در سال‌ تلخ و ظلماني 1988 براي كودكان آواره‌ي كرد عراقي
و با صدای همیشه دلنشین خواننده و گیتاریست انگلیسی کریس دی برگ خوانده شده
و گوياتر از هزاران خبر و تحليل است
.


The simple truth
Chris de Burgh


A child is born on a battlefiel
كودكي در ميدان جنگ به دنيا آمده است
A soldier boy falls to his knees
سربازي زانو مي‌زند
And a woman cries in joy and pain
و زني از شادي و درد مي‌گريد
When will we all live in peace again
چه گاه دوباره در صلح خواهيم زيست؟
A child is born where the wild wind blows
كودكي به دنيا آمده آنجا كه باد وحشي مي‌وزد
In a country torn from the south to the north
در سرزميني كه از جنوب تا شمال تكه تكه شده
And a family runs from day to day
و خانواده‌اي كه روز به روز مي‌گريزند
When will we see our home again
چه گاه دوباره خانه‌مان را خواهيم ديد؟
When will we see that simple truth
چه وقت به اين حقيقت ساده مي‌رسيم
That the only thing that's worth a damn
كه جنگ، تنها سزاوار لعنت است
The life of a child is more than a forest
جان يك كودك از جنگل مهم‌‌تر است
The life of a child is more than a border
جان يك كودك از مرز مهم‌تر است
Could ever be

آيا روزي فراخواهد رسيدكه اينچنين شود؟

A child is born in the desert sun
كودكي زير خورشيد صحرا به دنيا آمده است
A tiny life has just begun
زندگي كوچكي آغاز مي‌شود
And a mother cries for her hungry babe
و مادري براي كودك گرسنه‌اش مي‌گريد
When will I feed my boy again
چه گاه به كودكم غذا خواهم داد؟
A child is born to an ordinary home
كودكي در يك خانه‌ي عادي به دنيا آمده است
East or west, it could be anyone
شرق يا غرب، هر كجا مي‌تواند باشد
But we all want to know
اما همه مي‌خواهيم بدانيم
Will my child survive to see the day
آيا كودكمان زنده خواهد ماند تا روزي را ببيند
When we will be secure again
كه دوباره در امان باشيم؟
When will we see the simple truth,
چه وقت به اين حقيقت ساده مي‌رسيم
That the only thing that's worth a damn
كه جنگ، تنها سزاوار لعنت است
The life of a child is more than a forest
جان يك كودك از جنگل مهم‌‌تر است
The life of a child is more than a border
جان يك كودك از مرز مهم‌تر است
The life of a child is more than religion
جان يك كودك از آيين مهم‌تر است
The life of a child is only a heartbeat from eternity
جان يك كودك، تنها تپش قلبي از ابديت است
We must believe, for the sake of humanity
ايمان بياوريم، به خاطر انسانيت
We must believe...
ايمان بياوريم...

این بخش، از این سایت برداشت گردید: 

+ نوشته شده در  87/07/19ساعت 22:0  توسط احمدپور  | 

در صورت تصویب نهایی طرح یک فوریتی الحاق میراث فرهنگی و گردشگری به وزارت ارشاد اسلامی ، در این بین آنچه که مانند گوشت قربانی میشود همین مقدار مانده میراث فرهنگی و آثار تاریخی و کارهای هرچند دارای انتقاد است .

 بسیاری از فعالان و حامیان میراث کهن ایران زمین و... از جمله خودم  ، چه بسا از مدیریت کنونی میراث فرهنگی و گردشگری، و در راسش، آقا مشایی، گله مند باشند ، به ویژه در زمینه آبگیری سد سیوند و سد سازیها ، تخت جمشید ،بناهای تاریخی درون شهرها و کم توجهیهای بسیار دیگر ،ولی همه می دانیم ،همه مدیران سرانجام رفتنی هستند و آنچه می ماند رفتار و خود دستگاه و کارهای خوب و بد  است و ما میگوئیم  کاری به دعواهای سیاسی و... نداریم و مشکل را اگر نمی توانید چاره کنید بر مشکل نیفزایید و چرا باید زین میانه ، میراث فرهنگی غنی ما ، فدا و جدا و گدا شود ، که این کار و این مدل تدبیر و چاره کار کردن از نمایندگان مجلس ،که  باید کارشناسانه ، مدافع خواست و نیاز مردم و کشور باشند، باید پرهیز گردد

 و اگر وضع کنونی را خوب ندانیم ، در این تردید نکنیم، با پیوستن این سازمان تخصصی و میان بخشی در وزارت ارشاد ، باید شاهد وضعی به مراتب بدتر باشیم ، همان کاری که ما ایرانیها استادش هستیم !، یعنی عقب گرد و افتادن تو چا!

از همه افراد حقیقی و حقوقی به ویژه رسانه ها و کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی، درخواست می کنیم،کاری برای جلوگیری از این طرح خطرناک انجام دهند و دست کم، از نماینده های  مجلس در حوزه خودشان ،بخواهند، مسائل سیاسی و جناحی و... را به گونه دیگری حل نمایند ، یا به طرح رای ندهند یا اگر خواستار نظارت و پاسخگویی و... سازمان هستند سازمان رابه وزارتخانه تبدیل کنند  .

پیشنهاد:

۱-نام نمایندگان موافق و مخالف طرح را از همین الان در یک جا بیاوریم و شما خوبان به ما کمک کنید تا شفاف سازی شود و نگویند ما نبودیم.

۲-  ... ؟

+ نوشته شده در  87/07/06ساعت 15:14  توسط احمدپور  |