|
|
|
|
|
1-خوب شد این آزمایش مهم و خبرساز جهان دانش ، که این روزها در مرز سوئيس رخ می دهد، در آمریکا ، اسرائیل، انگلیس ، کانادا،دانمارک و گرجستان ! رخ نداد، چه در آن صورت، نوشتن پستی در این زمینه ،کار رو کمی دشوار میکرد و سنسور و شامه فوق پیشرفته ما ، حتمن به آن رنگ و بوی توطئه ، انقلاب مخملی ، ایدئولوژی ، سیاست و هزارو یک چیز دیگر به خود میگرفت ، به جز دانش ، فکر، محیط زیست،خلاقییت و مدیریت آینده نگر و .. . 2- البته سوئيسیها خیلی زرنگند و همگام با علم ، به سرمایه( انسانی و مادی)، ثروت و نفت توجه ویژه دارند ، واسه همین، تنها کشوری هستند که یک سفیر خانم غیرمسلمان محجبه را به تهران میفرستن تا هم حافظ منافع آمریکا در ایران باشند و هم ... و پیشتر هم خانم وزیر با حجابشو با همه انتقادات در کشورش، برای یک معامله نفتی راهی تهران می کند و گرنه چطوری، یه کشوری که اندازه یک استان ایران است(با مساحت ۴۱٬۲۸۵ کیلومتر مربع ، حدودا برابر وسعت آذربایجان غربی) و تمام جمعیت کشورش هم از تهران کمتره ( 7.5 میلیون نفر)، نه به دریا راه داره و بیشتر خاکش هم کوهستان ، یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست (39000 دلار، درامد سرانه یک سوییسی در سال)؟ و حالا هم در عمق 100 متری زمین، مدیریت و سکان یکی از عظیم ترین و پرسروصدا ترین پروژه های علمی تاریخ بشریت را که پنج هزار دانشمند از 30 کشور جهان در آن مشارکت دارند در دست گرفته؟ افسوس که خواجه حافظ شیرازی زنده نیست ، بی شک ، از این رخداد مهم در سوئيس و سرن، در غزلیات خود برای عقب نماندن از قافله توجه همگان به فیزیک و دانش، اشاره ای می نمود. 3- سوئيس نزدیک به 200 سال با هیچ کشوری وارد جنگ نشده (بنده قادر نیستم نظر بدهم ، اینکه دوری و تنفر از جنگ و صلح طلبی ، باعث پیشرفت و بهروزی یک سرزمین میتواند باشد یا خیر؟ ویا جنگ باعث پیشرفت و شادی مردم. و حافظ هم که زنده نیست از او بپرسیم ، بنابراین برای ما ایرانیها فهمش کمی سخته ، و هرچی پیش آمد ، خوش امد. گور بابای سوئیس) و پیشترا ، ساعت سوییسی – سرمایه و اعتبار بانکهاش – نستله – روستای داووس- محیط زیست ، 7 سین و 8 سین و 9 سین معروف توسعه یافتگیشو به دنیا گوشزد میکرد – و امروز سین سرن، نام سوئيس را، از المپیک پکن هم در خبرها بالاتر برده 4- داووس یک روستا (!!؟)در سوییس است.یک دهکده کوهستانی .یک قریه! روستای داووس هر ساله به مدت پنج روز شاهد انبوهی از اقتصاددانان، سیاستمداران، اندیشمندان حوزههای مختلف، تولیدکنندگان بزرگ، بازرگانان و در یک کلام تاثیرگذاران امروز جامعه بینالملل است. در حقیقت هدف اثرگذاری و اثرپذیری ۲۰۰۰فردی است که هر یک در جای مخصوص به خود میتواند منشا تحول باشد ...ادامه در سایت آفتاب ده و دهاتی و روستا و روستایی ، برای سوئيسی آن معنی را که در ایران دارد، ندارد.بر عکس اینجا ،سرورند ۵-روستا در ایران، دهاتی است که مردم آن پشت کوهی اند و درجه چندم، و بیشتر با گاو و گوسفند زندگی می کنند و باید فقط کار کنند و محصولشان را مفت به دلالان ،به ثمن بخس بفروشند (مانند چای، برنج ، میوه و...) و از دل طبیعت و کنار رودخانه ها شان بعضی وقتا ،بیایند شهر و از لابلای ماشینهای جورواجور و خیابانهای پرسروصدا و خشن و مردم خشن ترش، آدرس مطب دکترها و بیمارستانها را بپرسند و در این لابلا میتوانند از شهریها تمدن یاد بگیرند و از همه مهمتر،لهجه غیر پایتخت نداشته باشند و روستا ،جایی است که هنوز تو مدارسش برای ساس و کک و شپشش سياست كلان دستورالعمل تدوين نشده و عزیزان کارشناسان ادارات شهر، پس از سالها بهره و لذت بردن از دست رنج و تولیدات روستاییان ، و پس از مطالعه روزنامه و حل کردن جدول آن ، زیر کولر و همزمان با وبگردی ، مرحمت میکنند و : رييس اداره سلامت نوجوانان، جوانان و مدارس وزارت بهداشت، از تدوين سياست كلان براي مدارس مروج سلامت و دستورالعمل شپش سر(بوكلت پديكولوز) دانش آموزان خبر داد و گفت: براساس اين دستورالعمل، معلمان و به ويژه دانشآموزان روستايي آموزش ميبينند... خبرگزاری ایسنا ۶- و این میشود که جایگاه محیط زیست سوئيس و ایران، مانند المپیک ما، جور در میآید! شاخصهاي بهره وري زيست محيطي براي سال 2008 از خروجي نشستهای داووس سوئيس است و مقایسه جايگاه ايران با دیگر کشورها : که سوئيس در جایگاه نخست و ایران در مرتبه 67 ایستاده و کشور گابن 64 و السالوادر 65 و الجزایر هم با رتبه 66 از ما بالاتر ، گویای بسیار چیزهاست
|
||
|
|
|
|
|
شهرستان بسیار زیبای آستارا، يكي از زيباترين نقاط ایران محسوب میگردد كه در ساحل غربی دریای خزر و در شمالیترین نقطه استان گیلان و آخرین نقطه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان جای گرفته است.با وجود برخورداری از پتانسیلهای کم نظیر منابع طبیعی و زیست محیطی که باعث شگفتی هر انسان و گردشگری میگردد، ولی با کمال تعجب، شاهد نابودی طبیعت زیبای این شهرستان مرزی هستیم. سازمان حفاظت از محیط زیست ! در قالب یک پروژه غیر کارشناسی ، ولی با بودجه چند میلیاردی، با مسئولیت شوهر خانم جوادی ، مدیرکل و رییس حراست محیط زیست گیلان (که همزمان رییس اداره محیط زیست آستارا هم است!!؟) و به نام طبیعت گردی و اکوتوریسم، پناهگاه 949 هكتاری حيات وحش لوندويل آستارا را كه يكي از باارزش ترين جاذبه هاي طبيعي کشور به شمار مي آيد ، با آوردن و زندانی کردن گوزن زرد از اقلیمی متفاوت با زیست بوم آستارا و نیز متاسفانه پیشتر باواگذار شدن بخشی از آن به شهرداری و ارگانهای دیگر و نیز دست اندازی و تغییرات غیرکارشناسی دیگر، چنان بلایی برسر این سرمایه ملی و جاذبه های طبیعی آمده ، که جبران آن امکان پذیر نیست. هرچه بگندد نمکش میکنند وای به روزی که بگندد نمک نوشته زیر، درد دل کسانی است که بومی آستارا هستد و دلسوز و دستی بر قلم و اهل دانش اند، و طبیعت را می فهمند و ناراحت نابودی زیستگاه خود و سرمایه کشور. با هم بخوانیم از: خشک شدن آب تالاب بین المللی استیل آستارا و تبدیل تالاب به زمین فوتبال تالاب استیل یکی از کهن ترین و شگفت انگیز ترین تالاب های ایران و جهان است که با درختان متحرک و شگفت انگیز و پرندگان و جانداران نادر و کمیاب و موقعیت جغرافیایی خاص ( قرار گرفتن نزدیک دریا و در کنار کوه ) به یکی از توریست پذیر ترین جاذبه های استان تبدیل شده است. امسال متاسفانه برای اولین بار در تاریخ استان و کشور ، این تالاب طی یک فاجعه زیست محیطی دچار خشکسالی شد که گاها دیده شد مسافران و همشهریانی که از استیل آستارا قبلا دیدن کرده بودند با حیرت و چشمان اشکبار به این زیست بوم که کشتارگاه هزاران جانور نادر و کمیاب ابزی شده نگریستند. البته با وقایع اخیر پیش بینی این چنین فاجعه ای دور از انتظار نبود. استیل آستارا که تا چند سال پیش با قایق های تفریحی و ورزشی و حتی چند سال دورتر با حضور قایق های ماهیگیری در آن مناظر زیبایی را در یاد و خاطره ی آستارایی ها به یادگار گذاشته بود امسال تبدیل به محل عبور و مرور و خاکبرداری ، وسایل خاکبرداری شده بود. نصب دکل فشار قوی و عبور سیم آن از روی استیل که علی رغم مخالفت بسیاری از مردم و عده معدودی از مسئولین صورت گرفت باعث فراری ساختن پرندگان زیبای مهاجر از این مقصد قدیمی و طبیعی آنها شد. مشکلات استیل هم از سالها ی قبل و کشیده شدن جاده ی دربند و خشک کردن نزدیک به نیمی از استیل به بهانه ایجاد مزارع کشاورزی توسط بعضی اقایان اغاز شد و امروز با نهایت تاسف منجر به این چنین خیانتی در حق نماد زیبای طبیعت آستارا گردید. چند ماه قبل چند نفر از اروپا( کشور آلمان) که قصد عبور از آستارا را داشتند و قبلا نیز از تالاب استارا دیدن کرده بودند با دیدن خشک شدن این تالاب حیرت زده از مردم راجع آن پرس و جو کردند و گفتند که در اروپا در صورت بروز چنین مشکلاتی برای طبیعت عاملین سهل انگاری شدیدا مجازات می شوند اما در اینجا هنوز عاملین اصلی قابل شناسایی نیستند ( و شاید هم در پس پرده تشویق می شوند). اخیرا هم که مطلع شدیم به دلیل خاکبرداری های بی رویه از داخل استیل به دلیل مرغوبیت عالی ان که با قیمت زیادی در حال فروش است عمق استیل افزایش یافته و شاید بارندگی امسال نتواند اب حوزه ی ان را مانند سالهای قبل پر کند و قطعا از زیبایی های ان کاسته خواهد شد بسیار تعجب کردیم وقتی دیدیم مسئولین به سادگی از کنار این پدیده گذشتند و توجهی به ان نکردند. بنابر این دست به کار شدیم و دلایل اصلی را جویا شدیم و پاسخ شنیدیم: ادامه مطلب
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|||||
|
۱- رضازاده
-ترکها روزی بدنبال جذب رضازاده بودند تا با مبلغی هنگفت از نام و توان او برای کشورشان استفاده کنند و آنها خوب قدر سرمایه ای چون رضازاده را میدانستند ، تا برای کشورشان نام و نان و نعمت اورد .برعکس در کشور ما ،نگاه راهبردی به این سرمایه نشد و این جهان پهلوان ایرانی، مدتی ویزیتور یک شرکت در کشور عربی-- که مدعی 3 جزیره ایرانی است -- شد. ۲-خرقانی -ترکها امروز بدنبال سرمایه بزرگ معنوی دیگر کشور ما ــ پس از مولوی و شمس تبریزی ــ هستند ،خرقانی(شیخ ابوالحسن) خرقه دانش و ارشاد پوش دیار بایزید بسطامی ( ...خرقانی از چهرههاي بسيار درخشان عرفان ايراني است كه در آزادانديشي و مردمگرائي جهاني و وسعت نظر انساني و تفكر والاي عرفاني ممتاز و كمنظير است. گفتار و كردار اين عارف كيهانگراي ايراني كه در نيمه دوم قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري در خرقان قومس « كومش » استان حاليه سمنان ميزيسته است...)دنباله در سایت حیات اندیشه همچون مولانا که در تمام دنیا ،مولوی را با ترکیه عجین نمودند،البته به حق هم کار کردند ،و به زیبایی و با سماع و برنامه های تمام عیار و حساب شده که در قونیه، برپا می کنند و نیز شمس تبریزی و شاید فردا حافظ و فردوسی هم سر از ترکیه یا یک کشور عربی درآورد! خرقاني بر سر در خانقاه خود نوشته بود: « هر كس كه درين سرا درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد.چه آن كس كه به درگاه باريتعالي به جان ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد. » و این شعر معروف خرقانی
۳- ساعی اگر ساعی آن یک مدال طلا و محمدی نیز، آن یک برنز را نمی گرفتند، ایران بیش از 100 طبقه سقوط میکرد و به جای ، جای گرفتن یک پله بالاتر از بحرین ردیف 52 ،که کمتر از ۷۰۰ هزار نفر جمعیت دارد(به اندازه حدود ۳خیابان تهران)، در ته جدول وبه عبارتی بیرون جدول جای می گرفت و حتا در کنار کشور توگو و اریتره و افغانستان و مقدونیه که دارای مدال شدند هم نبودیم و حاصلش، نا امیدی و یاس بیشتر جوانان! . و براستی ،گرفتن این 2 مدال ، واقعیت را عوض کرده؟ و باز ،مانند همیشه گرفتار آمار، به جای آثار نشدیم؟ البته هدف این نوشته، کاستی یا کیفیت ورزش ما نیست ، بلکه ارزش آدما و نیروی انسانی، بعنوان بالاترین سرمایه است . واصلن، آیا نیروی انسانی را سرمایه نخست می دانیم یا خیر، و مهمتر، چرا باید به نیروی انسانی، بعنوان بالاترین سرمایه نگاه کنیم؟ ممکن بود ساعی (در اینجا ساعی یک نماد است ، انسانی که از دید همگان __در برهه ای __ مثبت و مفید در یک زمینه خاص تلقی میشود) در درازای زندگی این راه را، نمی رفت وبرعکس ،مانند بسیاری از جوانان به دام اعتیاد می افتاد و انسانی بیکار و نا مفید میشد ،و اکنون میتوان ارزش سرمایه گذاری وحاصل آموزش را دید،ساعی و ساعی ها. اما ... ۴- معتاد چه بسیار جوانان معتاد و بزهکار در زندان هستند ، که می توانستند ساعی باشند،نفرات برتر المپیاد علمی و دانشگاهی باشند، هنرمند ، نویسنده،متخصص و هر چیزی به جز یک انسان نامطلوب ،معتاد وکم مسئول، که نه تنها سرمایه و افتخار نیستند که سرمایه ها را نیز می خورند،اما اگر در مسیر اموزش و رشد درست قرار میگرفتند،یک انسان طبیعی و سازنده می شدند، که طبیعتش را سزاست ۵- ترکیه سال گذشته در سفری به ترکیه ،متوجه شدم فروش قرص و داروهای کدئین دار در کشورشان ممنوع است .چرا آنها این اندازه برنامه ریزی دارند تا زمینه ای برای اینکه یک جوان ترکیه ای ،معتاد و نامفید و مضر به کشورشان باشد فراهم نشود؟ زیرا همه چیز را سرمایه می بینند وارزش جوان سالم و خلاق و مخترع و ورزشکار و نوازنده و خواننده و دانشجو ،ولو منتقد و دگراندیش را میدانند و ترکیه بدون نفت، که در گذشته، افسوس ایران را می خورد، امروز از بسیاری لحاظ، از ایران بالاتر است. ۶ - بهرام بیضایی ، پرویز پرستویی –دکتر ماندگار جراح چیره دستی مانند پروفسور مجید سمعیی هایا دکتر ماندگارها ، یک متخصص محیط زیست مانند پروفسور مجید مخدوم ها،یک اقتصاددان مانند مرحوم حسین عظیمی ها،یک آدم هنرمند مانند شهرام ناظری ها یا پرویز پرستویی ها،خانم شیرین عبادی ها و هزارها ایرانی مانند اینها درهر زمینه که به مرتبه بالا می رسند [با گوشه چشمی به نوشته خرقاني، بر سر در خانقاه خود] حتا نفر نخست آشپزی ایران را میتوان به چشم یک سرمایه که دارای ارزش است، نگریست و حفظ کرد و به این سرمایه ها افزود و آنها را کم نکرد و اگر یک مدال گرفته ،کمک کنیم مدال بیشتری بگیرد و اگر یک فیلم خوب ساخته، کمک کنیم باز هم فیلم بسازد که سرمایه مملکت افزایش یابد وکاری که با حسین رضازاده شد (او خود گفت که حتا تا المپیک لندن هم امید داشتم!)یک نوع سرمایه سوزی است ، حتا امروز ،اسطوره فوتبالمان ،خداداد عزیزی و علی دایی را هم سوزاندیم! و چرا داریوش مهرجویی که چند دهه پیش!، فیلم تاریخی گاو را میسازد و امروز پس رفت کرده و بهمن قبادی ها و چرا ناصر عبداللهی را از دست دادیم و بهرام بیضایی و سوسن تسلیمی باشو غریبه کوچک کجاست و دولت آبادی ها و سیمین ها و........................................................................... و هزاران هزار سرمایه دیگر؟..... شاید مشکل ایمان همه داریم آری ، ای جان جانان!
« هر كس كه درين سرا درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد.چه آن كس كه به درگاه باريتعالي به جان ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد. » ۷- مایکل فیلپس اسطوره واعجوبه شنای دنیا، مایکل فیلپس هم یک نمونه است، که به تنهایی 8 مدال طلا برای کشورش بدست می آورد و باعث بارها اهتزاز پرچم کشورش و نواخته شدن سرود کشورش شد ، او برای هر کشوری چقدر می ارزد و حاضرند حتا پول بدهند و بخرند[برای ایران نمی دانم ] ولی کسی که به تنهایی از تمام مدالهای دهها کشور فراتر میرود یک سرمایه نیست ؟ و کسان دیگر وبیل گیتس که 8/7 میلیارد دلار در سال درآمد دارد (به تنهایی بیش از تمام صادرات غیر نفتی 1 سال ایران!) آنهم در دنیای کامپیوتر و علم (نه پول صرف و نزول خوری!)آری این هم یک سرمایه است که می تواند کشور را از فقر و بدنبالش انواع بزهکاری مصون دارد وکارگردانی مانند اسپیلبرگ فیلمی میسازد که به تنهایی به اندازه بودجه یکسال یک کشور درامد کسب میکند هم هنر است هم سرمایه و هم علم . ولی بشنویم از گله سرمایه های فیلمسازی ما ، که مهرجویی:<<... فیلمم را قیمه قیمه کردند ، و سوزاندند،فقط به دلیل غرض شخصی ، ما را از نان خوردن انداختند ... >> (آدم گریه اش میگیرد ،با ایرانی ،ایرانی ،این می کند ، اگر مدیریت جهان را به این حضرات بسپارند ؟ خدا آن روز را نیاورد) ۸- آدما ، بعنوان جزیی ازطبیعت وآب و خاک این سرزمین، و پر قیمت ترین سرمایه خیلی جای شگفتی است ،بارها می شنویم 8 سال جنگیدیم تا یک وجب از خاک این سرزمین را از دست ندهیم.درست.ولی پس از آن،این سرزمین را برای که و چه میخاهیم ؟نه مگر برای کل طبیعتش و امروز و فردایش و با همه چیزش؟ مگر انسان جزیی از این طبیعت نیست / ولی کدامین انسان ؟انسان طبیعی و نرمال و سازنده یا ...؟ چقدر برای انسان سازنده و سالم ایرانی(بعنوان یک انسان ،که خلق شده ،بدور از خط کشی ایدئولوژیک و...) ، در ایران بها قائل هستیم و از این لحاظ چه رتبه ای در دنیا داریم؟ ۹-حکمرانی خوب ( good governance) حکمرانی خوب ، پاسخگوی بسیاری از این دست نابسامانیهاست، به شرطی که هر کسی و گروهی از ظن خود آنرا تفسیر و مصادره نکند و گمان نبرد که حکمرانی خوب، همین است که آنان بدان راه اند و در این سالیان ،حکمرانی خوب ما ،مانند المپیک، نمره خوبی نگرفته و ما در میان ۶ وضعیت : سبزتیره – سبز روشن – زرد – نارنجی – قرمز روشن – قرمز تیره متاسفانه در موقعیت نامطلوب ارزیابی گردیدیم و نه سبز و حتا زرد جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود ۱۰- همه چیز ، به ویژه آدما، قیمت دارند! « هر كس كه درين سرا درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد.چه آن كس كه به درگاه باريتعالي به جان ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد. »
|
||||||
|
|
|
|
|
ای کاش همچون ورزش برای سازمان تربیت بدنی ،در سایر موضوعات نیز،محک و المپیکی بود تا کاملن شفاف و روشن ودر دید همگان و در برابر رسانه های آزاد ، یک مسابقه و رتبه بندی المپیک گون صورت می گرفت ،تا مردم هر کشوری بدون سانسور و دقیق، نسبت به وضعیت خود آگاهی می یافتند، نه مانند امروز که سازمانها با کمک پول باد آورده نفت بیحساب و امکانات نا محدود و ابزار رسانه ای و... ادعاهایی و آماری به خورد مردم میدهند که با آثار برجای مانده، اختلافش بسیار است و درستی و نادرستی آن، سالها بعد، بهتر و بیشتر بر همگان آشکارمی گردد. راستی اگر در چین، المپیک طبیعت و حفظ محیط زیست برگزار میشد در زمینه حفظ محیط زیست و میراث طبیعی ،ایران در کدام زمینه، مدال طلا ، نقره یا برنز، می توانست دریافت کند؟ *عملکرد ایران دراولین دوره المپیک فرضی محیط زیست ------------------------------------------------------------------------------------------------------- رشته یا موضوع طلا نقره برنز ------------------------------------------------------------------------------------------------------- مدیریت تالاب _ _ _ حفظ تنوع زیستی _ _ _ حمایت از حیوانات _ _ _ مدیریت پسماندها _ _ _ حفاظت از جنگل _ _ _ حفاظت از هوا _ _ _ حفاظت از آب _ _ _ حفاظت از خاک _ _ _ داشتن پول و منابع مالی + _ _ داشتن وسایل تبلیغی و رسانه ای + _ _ مدیریت زباله های بیمارستانی _ _ _ فاضلاب بیمارستانی _ _ _ حمایت و تقویت سازمانهای مردمی _ _ _ توسعه پایدار شهرها _ _ _ توجه به جوامع محلی _ _ _ زنان و توسعه پایدار _ _ _ حفاظت از لایه ازن _ _ _ سرانه فضای سبز شهرها _ _ _ مبارزه با فقر _ _ _ تغییر الگوی مصرف _ _ _ توسعه پایدار کوهستان _ _ _ اگاهی عمومی _ _ _ آموزش عمومی _ _ _ تقویت نقش کشاورزان _ _ _ تقویت نقش کارگران _ _ _ تقویت نقش مردم بومی _ _ _ کودکان و نوجوانان _ _ _ حفاظت از سواحل _ _ _ مدیریت درست فن آوری زیستی _ _ _ توسعه پایدار روستایی _ _ _ مبارزه با بیابان گستری _ _ _ حفظ و توسعه بهداشت انسان _ _ _ مبارزه و کنترل بیماریها _ _ _ کنترل جمعیت _ _ _ حفاظت و مدیریت دریا _ _ _ مبارزه بیولوژیک در کشاورزی _ _ _ تولید محصولات عاری از مواد شیمیایی _ _ _ بهره وری و استفاده بهینه از انرژی _ _ _ کاهش انتشار گازهای گلخانه ای _ _ _ وضعیت آمایش سرزمین _ _ _ ارزیابی زیست محیطی _ _ _ دولت الکترونیک و سبز _ _ _ معماری سبز _ _ _ صنعت سبز _ _ _ مدیریت مناطق حفاظت شده _ _ _ شاخص های پایداری محیط زیست _ _ _ و...
|
||
|
|
|
|
|
الف) سه هنرمند مشهور ایران ،برای نجات جان، جوان در آستانه مرگ، طرحی دارند(که در دنیای امروز مرسوم است) ، این جوان _ بهنود شجاعی _ در سن کودکی، مرتکب قتلی شده و امروز به سن قانونی رسیده و میبایست برابر قانون، قصاص شود و بمیرد ! و از صحنه گیتی حذف گردد چنین رویدادهایی در همه دنیا رخ میدهد، ولی دانش جهانی به دانش و باورهای تازه و داوری نویی که تاثیر مثبت بیشتر و خروجی منفی کمتر داشته باشد رسیده که یکیشان می تواند مجازات با کمترین میزان مرگ باشد - کمک و طرح این ۳هنرمند، برای زنده ماندن آن انسان جوان، نه از روی آشنایی یا نسبت فامیلی است و نه منافع مالی و... آنچه که در کار این سه نفر، دیده میشود و آنان را برآن میدارد که طرحی دراندازند (جدای از حوزه قضاء و حقوقی) کمک به زنده ماندن یک انسان است . - این کار می تواند عملی گردد، اگر خانواده مقتول، رضایت بدهند تا یک انسان جور دیگر مجازات شود و مجازاتش مرگ نباشد. ب) در رسانه ها آمده: ۱-اسفنديار رحيم مشايي نه تنها از سخنان خود مبني بر "دوستي با مردم اسراييل" عقب نشيني نکرده، بلکه اظهارات اخيرش را "عين آموزه هاي ديني" دانسته است ۲- اين روزها چيزهاي زيادي را درباره احتمال حمله اسرائيل به تأسيسات هسته اي ايران مي شنويد که بوسيله کارشناسان پيش کشيده مي شود. جدای از مسایل سیاسی،حقوقی،مذهبی و ایدئولوژیکی مترتب بر سخنان آقای رحیم مشایی و نیز رفتار ۳ هنرمند مشهور ایران، اگر از زاویه طبیعت ، تنوع زیستی و یافتن راهی برای زنده ماندن انسانها، نگاه کنیم ، یک اشتراکی میان رفتار۴ نفر دیده میشود - معاون رییس جمهور ، بعنوان فردی که در راس سازمان مهم امور میراث فرهنگی و ایرانگردی و جهانگردی و نیز مرکز جهانی شدن هستند و از سوی دیگر اخبار یا شایعات و... به گوش ایشان رسیده که اسرائیل ممکن است در شرایطی(؟) ، دست به کاری مشابه در عراق و سوریه ، نسبت به ایران بزند ، حرفی را میزند ، که دست کم، باعث میشود بهانه را از آنها بگیرد و جنگی که باعث کشته شدن انسانهای بسیار ،که ممکن است از سوی هرکدام برای طرف مقابل ارزش گزاری (مانند ؛ خوب و بد، بیگناه و باگناه ، ظالم و مظلوم، مسلمان و یهود و...) را نیز در بر داشته باشد از دو عضو سازمان ملل متحد دور میکند.او می داند، جنگ ، جنگ است وبدنبالش، خرابی بسیار ودیر جبران و مردن انسانهای فراوان .و شاید تفالی برحافظ لسان الغیب زد: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا * این نوشته به سفارش دوستان -- به دلیل اهمیت موضوع -- دوباره ویرایش شد
|
||