|
|
|
|
|
منبع: ایسنا بخش کوتاهی از شعر استاد شمس لنگرودي با رفتن خسرو شكيبايي بركهی اشك است سینهام و پرندگانی شاد بازیكنان به صورت من آب میفشانند. خسروا ،شکیباییت را چرا از دست دادی و رفتی و نتوانستی حجم سبز سهراب را که زمزمه کردی ، در حجمی زرد! ببینی ،ما هم از حجم زرد در فغانیم ،...
|
||
|
|
|
|
|
این جهاد گران بزرگوار دسته های گل کشاورزی ، کی میخاهند کمی برای کشاورزی و تولید محصولات کشاورزی سالم و عاری از سم ، که بعنوان یک راهبرد در کشاورزی دنیای امروز مد نظر است ، گام موثر بردارند، من نمی دانم ، شاید وقتی داخل بدن همه ایرانیها سموم شیمیایی به اندازه کافی وارد شد و بیمارستانها و گورستانها مشکل جا پیدا کردند و از سازمانهای دیگر به اینها فشار آوردند 1- خطربسیاری از سموم شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی -- بویژه اگر به گونه غیرعلمی استفاده شود-- مانند بمبهای شیمیایی است که در جنگها، نام آن لرزه بر اندام هرکسی می اندازد، اما ، متاسفانه در کشور ما، آنچنان ، مانند سایر تهدیدها جدی گرفته نمیشود، و بی دلیل نیست که هندیها پس از انفجار در کارخانه حشره کش سازی بوپال ، فهمیدند که این مواد فقط حشرات ، آفات ،گیاهان و موجودات موزی را از پا درنمی آورند بلکه برای همه طبیعت و بویژه برای انسان بسیار خطرناک و سرطانزاست وهندیها اینک از مدافعان محیط زیست شده اند. 2- چند ماه پیش در جلسه ای، یکی از اهالی رامسر بیان میکرد در این منطقه سرطان زیاد است ، هر چند درجایی خوانده بودم، مازندران بالاترین میزان کاربرد سموم افت کش در شالیزار را دارد و نیز این استان مقام نخست سرطان دستگاه گوارش و ارتباط معنا دار مصرف سموم و سرطان گویای همه چیز است. 3- دیروز، ساعت حدود 1 پس ازظهر، بوی سم شیمیایی ،در یکی از مناطق زیبای رامسر، یک آن حواسم را پرت کرد ، دیدم یکی از باغداران مرکبات مشغول سمپاشی درختان خود در هوای گرم (و دارای باد) و شدیدن آفتابی است !. 4- از قضا یکی از اساتید دانشگاهی که در این زمینه تحقیقاتی کرده بود میهمان من بود و با تعجب و ناراحتی گفت این سموم انتخابی است و برای تاثیر باید یا صبح یا غروب استفاده شود ، نه در این آفتاب و باد که حتا ما هم بی نصیب نماندیم! 5- پیر مردی بدون ماسک و دستکش ، که هیچ آگاهی از خطر و اشکالات کار خود نداشت همچنان سمپاشی میکرد ، به او گفتم که نباید چنین کند.ولی او به کار خود باور داشت و به پول حاصلش ، بیشتر 6- امروز هم در نقطه ای دیگر از باغات مرکبات داخل شهر رامسر، مورد مشابه را دیدم و پیش تر نیز دیده بودم و ظاهرن پایانش نیست و با تذکرات ما کار درست نمیشود 7- سموم شیمیایی مورد استفاده که اکثرن توسط کارگران بیسواد و کم سواد در کشاورزی بکار میرود بدون کنترل و نظارت بوده و وارد جریان اب ، زنجیره غذایی همه ما ایرانیان ، رودخانه ها و اب دریا شده و حاصلش، پر شدن تخت بیمارستانها و کسب و کار آزمایشگاهها و کلینیکهاست ، ولی بدانیم که خیلی از روستائیان پول دوا و دکتر ندارند و بیچاره ها یا زود پیر میشوندو میمیرند و یا شکنجه وار خود و خانواده شان زنده گی با رنج میکنند 8- آموزش جهاد کشاورزی ، بهداشت ،محیط زیست، شورای شهر و شهرداری و رسانه ها به ویژه صدا وسیما و دیگر دستگاهها را چگونه باید بیشتر از این سوق داد و چرا کسی نمی بیند این خطر و این مهم را در این شهر توریستی و ساحل دریا (البته این مورد را چون خودم شاهد بودم مثال زدم و دیگر جاهای کشور هم چنین است ، از سمپاشی غیر اصولی سبزی و میوه دراطراف تهران که خود دیدم چگونه دوره ماندگاری (کارنس) سپری نشده، محصول روانه بازار وروی سفره من و تو میاید و... 9- واقعن دردآور و ناراحت کننده است ،در حالی که رامسر براستی نه فقط عروس شهرهای ایران، که یک هکتار از طبیعتش را هیچکدام از این کشورهای تازه به دوران رسیده آنسوی خلیج فارس ندارند ، آیا ما گناهکارنیستیم که با داشته هایمان چنین میکنیم؟ 10- زندگی سالم کجاست؟
|
||
|
|
|
|
|
1-خبر 20:30 امروز، که کشاورزان گوجه فرنگی کار، از قیمت 80 تومانی(در حد مفت )، در این گرانی نهاده های کشاورزی و دیگر مشکلات شدیدن ناراحت بودند ، مرا به یاد گفته های یک نماینده مجلس (دوره 7)، انداخت ، که تعریف می کرد ، در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی ، برای رفع مشکل کشاورزان چای کار، پیش ایشان رفتند تا بگویند از رنجی که روستائیان می برند و حتا برای خرید نان شب هم مشکل دارند و... و آقای رییس جمهور فرمودند، 8 ساعت فروش نفت ما( با قیمت پایین آن روز ) برابری میکند با تمام تولید و کسب و کار و باغ چای و محیط زیست آنها و...چرا اینقدر شلوغش کرده اید (نقل به مضمون). به قدرت نفت مفت و بی رنج توجه بفرمایید که به یک فرد فرهیخته ای مانند آقای خاتمی چه دیدی داده بود ! 2- پریروز، این عکس را گرفتم، هندوانه کیلویی 100 تومان. این ارزانی نیست و خوشحالی ندارد، چون چشمان خانواده های بسیاری به آن محصول، که رنج بسیاربرایش بردند ، دوخته شده بود تا گوشه ای از صدها مشکل خود را وا کنند -- از بدهی بانک تا خرج دانشگاه و ازدواج و دکتر و میهمان و... -- این یعنی ورشکستگی یک بخش مهم از بهترین و آرام ترین تولیدگران کشورمان و حراج و به ثمن بخس دادن است به گونه ای که دیده شده هزینه جمع آوری و جعبه زدن، بیشتر از بها تولیدشان بوده و محصولی را که برایش عرق ریختندو آب دادند به حال خود در زمین رها کرده تا بپوسد . مگر نه؟ بنی آدم اعضا یک پیکرند 3- اکنون که نفت به بالای 140 دلار در هر بشکه رسیده ، لابد با فروش 8 دقیقه نفت ، دیگر نیازی به کشت گوجه فرنگی و شاید با فروش 8 ثانیه دیگر ، نیازی به روستایی هندوانه کار نباشد و این کشاورزان هم می توانند زمین خود را بفروشند و یک پیکان بخرند بیایند به شهر و مسافر کشی و...کنند 4- چرا پول نفت ما به جز واردات صنعتی ،برای واردات چای احمد انگلیسی ، رب گوجه چینی ، میوه آمریکای جنوبی و پنبه کشورهای شوروی سابق و...که امکان تولیدش در کشور است صرف میشود درحالی که برای حیات و زیست روستائیان، ضروریست و مشارکت همه بخشهای جامعه را باعث میشود وفقر زدایی و به ویژه توسعه پایدار و... که در دستور کار 21 به تصویب رهبران جهان در ریودوژانیرو رسید بسیار اهمیت دارد. ۵- براستی این سخن کنایه وار که ایرانی تو را چه به تولید چای ، برنج ،پنبه ، میوه ،گوشت ،ماهی و... تو برو نفتتو بفروش را با چشم نمی بینیم؟
محیط زیست مردم و روح و روان مردم را چه خواهد شد؟ |
||
|
|
|
|
|
نمی دانم چند نفر از شما ، از نزدیک با مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست ، برخورد داشته اید؟کسانی که از دور و بیرون ، نگاه می کنند ،شاید گمان می برند ،لابد این سازمان که در حد معاونت رییس جمهوری است( بالاتر از وزارت)، یک دستگاه با دیسیپلین ، دارای تعصب سازمانی و دانا به وظایف خود و... است ولی کافیست یکبار به طبقه آخر سازمان ،در بزرگراه حکیم رفته باشید و از نزدیک، مدیریت آنجا را ببینید، که بسیار سنتی و خانوادگی، مانند اداره یک منزل بحران زده، این سازمان اداره میشود .آنگاه نه از تخریب تالاب انزلی و سایرتالابها ،دچار شگفتی میشوید و نه از احداث پالایشگاه و کارخانه های متعدد فولاد در شمال ، و جاده سازی در دل پارک گلستان و یا برگزاری سیرک داخل خود سازمان و برداشت شن و ماسه از رودخانه ها و سواحل وگرفتاری گوزن زرد در آستارا و هزاران مورد دیگر از ضعفهای مدیریت این سازمان که از بودجه و بیت المال و حق من و تو تغذیه می کند چه جای شگفتی و گله است ، آنها گمان می کنند صاحب و مالک سازمان هستند _ نه مدیر آن _ چون توان مدیریت ندارند و نه دانش آنرا.دلسوزی و عشق و تعصب عاقلانه ( نه خاله خرسی ) پیش کششان. باز می گوییم در ذبح تالاب انزلی و دیگر جاها سازمان حفاظت محیط زیست ، مقصر اصلی است چرا که توان و دانش دفاع از عرصه های خود را ندارد. در زیر به بخشی از بیانیه سازمانهای غیردولتی و مردمی زیست محیطی استان گیلان که پیش از نشست کمیسیون زیر بنایی دولت در تاریخ 13/10 86 صادر شد دقت کنیم تا ببینیم منافع فردی ، چه بلایی بر سر محیط زیست گیلان و کشور آورده است . *در صورت ذبح تالاب بین المللی انزلی در روز های آینده ، سازمان حفاظت محیط زیست ، مقصر اصلی خواهد بود[مورخه 13/10/86] 1- صفحة اوّل روزنامه جام جم ( ارگان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران ) مورخة 4/9/ 86 : « محیط زیست چه آسان قربانی می شود ، برخلاف آنچه مدیریت سازمان محیط زیست معتقد است که وضعیت محیط زیست کشور در شرایط مطلوبی است ، کارشناسان این حوزه شرایط 13 میلیون هکتار حفاظت شده کشور را نامطلوب وبحرانی ارزیابی می کنندو...» آنچه آمد تنها گوشه ای از متن مفصل ومستدل صفحات اول وهفدهم روزنامه رسمی صدا وسیما می باشد.
همه ما می دانیم ، بدترین نوع حمایت ودفاع و به عبارتی بهترین شکل تخریب در هر زمینه ای آن است که از آن بدحمایت وبد دفاع کنیم . . - امروز مدیریت محیط زیست ، مثال بارز مورد فوق است ، یعنی مدیریت محیط زیست ، نه حفاظت وحمایت درست وقاطع بعمل می آورد که از وظایف ذاتی وقانونی اوست که در راستای اصل 50 قانون اساسی ، مورد قبول متخصصان وکارشناسان آن حوزه باشد ونه مخالفت درست علنی وآشکار که زیر سوال نرود. - در جایی مانند ذبح تالاب بین المللی انزلی ، خانم دکتر جوادی بعنوان رئیس سازمان محترم حفاظت محیط زیست به پرسشهای بسیاری از خبرنگاران در فرودگاه رشت پاسخ نمی دهد و بهتر آن می بیند که پشت درهای بسته نظر دهد و همانند گذشته مانند احداث جاده علی آباد به شاهرود که جنگل باستانی ابر را از بین می برد ، جاده پارک ملی گلستان ، احداث پتروشیمی در اکوسیستم شکننده شمال کشور و... تصمیم بگیرند وپاسخگوی رسانه ها ، کارشناسان آگاه ودلسوز ، متخصصان واساتید نباشند و اینان نیز در کوتاه مدت از مکنونات مدیریت محیط زیست ، همچون گذشته بی اطلاع باشند. - در مصاحبه زنده شبکه چهار سیما خانم دکترجوادی، ریاست محترم سازمان می فرمایند : «... ما جاده نزنیم که محیط زیست خراب نشود ، سیرک برگزار نکنیم که مردم تفریح نکنند، پس چکار کنیم؟...» از محاسن مصاحبه زنده، این است که در بعضی مواقع ، مکنونات قلبی مدیران رو می شود وشاید اگر این مصاحبه زنده وغافلگیر کننده نبود ایشان مانند بسیاری از حرفه ایها ، چنین پاسخی نمی دادند تا این سند مهم را از خود برجای گذارد ، حال این پرسش مطرح است . چرا باید عالی ترین مقام سازمان محیط زیست کشور از اولویتهای برنامه سازمان خود که برابر اصل 50 قانون اساسی ، متولی آن می باشد ، کوتاه آید ومدافع دستگاه دیگری که به اندازه کافی حامیان قدرتمندی در دولت ومجلس و.... دارد، باشد ؟ - وضعیت محیط زیست گیلان – که زمانی گل سر سبد ونگین سبز ایران بود – بنا به نظر همه کارشناسان ومتخصصان رو به بحران است ، تقریبا همه رودخانه ها ومنابع آبی ومخصوصاً سفره های آب زیر زمینی بدلایلی از جمله ضعف بسیار شدید مدیریت محیط زیست گیلان روبه آلودگی بوده وشاهرگ حیاتی شمال ایران یعنی رودخانه سپید رود با احداث سدهای متعددد برروی شاخه شاهرود و اخیراً قزل اوزن و برداشت شن وماسه دچار چالش بنیادی شده ، وحفظ این سرمایه ها از جمله تالاب بین الملی انزلی که به تنهایی از همه چاهای نفت جنوب ارزش بیشتری دارد ودر سال 1354 به تنها کنوانسیون زیست محیطی که نام یک شهر ایران را به خود دارد ( رامسر)پیوسته واکنون به علت تغییرات شدید اکولوژیک در لیست قرمز کنوانسیون رامسر سازمان ملل ثبت شده ، یک واجب قانونی وشرعی وملی است. وبدین لحاظ ، روز یکشنبه نمایندگانی از طرف شبکه گیلان ، در پشت در کمیته تصمیم گیری ، در تهران ، حضور خواهند یافت تا نتیجة این تصمیم سرنوشت ساز را از نزدیک دریافت نمایند.وشرمنده امروزیان دلسوز ودانا وآیندگان نشوییم . - شبکه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی استان گیلان -- ۸۶/۱۰/۱۳ |
||
|
|
|
|
|
با توجه به روز قوه قضاییه و قولهای جناب آقای هاشمی شاهرودی ،عزم آن دارم، یک وقت ملاقات دسته جمعی را از رییس قوه قضاییه بگیرم و این همه مصیبت و آزاری که به طبیعت روا میشود را از نزدیک با او درمیان گذاریم.
از همه وبلاگ نویسان و متخصصان ، کارشناسان و ...که حرفی برای گفتن دارند و می خواهند همراه باشند لطفا پیام بگذارند تا شاید بتوانیم جلوی گوشه ای از تخریب بیشتر سرزمین مان را بگیریم. هر روز بخشی از آب ، خاک ، هوا و اکوسیستم سرزمین ایران مورد تعرض و تجاوز قرار می گیرد یک روز خجیر و سرخه حصار - یک روز پارک جنگلی گلستان و جنگل ابر و...، یک روز کوهستان و رودخانه ها و امروز تالاب انزلی این سرمایه جهانی در حال نابودیست. امروز هم دیر شده و فردا!؟ سروران همت کنند و یاری |
||
|
|
|
|
|
زمانه پندی آزاد وار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است بان كي مون ، دبيركل سازمان ملل متحد: «رودكي با سادگي و ظرافت، سنت بزرگي را بنا نهاد و اساس ادبيات كلاسيك فارسي را برپا كرد. او شعر را از عرصهي انتزاعي به زندگي معاصر آورد و دراين فرآيند، پنجرههاي فلسفي جديدي بهروي جامعه گشود. رودكي به راستي سلطان شاعران است ابوعبدالله جعفرابن محمد رودکی در تاريخ ادب به عنوان پدر شعرفارسی شهرت دارد. وی در قرن سوم هجری قمري/ نيمه دوم قرن نهم ميلادی در روستای پنج رودک، دوفرسنگی سمرقند، زاده شد و در همان روستای زادگاه خويش از جهان رفت رفته رفته آوازه رودکی به دربار سامانیان رسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربارفرا خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی فراروددر ، آن چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند
دورهٔ سامانی که امروز در کشور تاجیکستان فارسی زبان، بدان مفتخرند
تندیس رودکی در پنجکنت تاجیکستان
|
||