تبليغاتX
میراث سبز ایران
طبیعت - فرهنگ - زندگی - دانش - آینده

از همه تقاضای کمک و راهنمایی داریم .چه باید کرد؟ منتظر پیشنهاد شما هستیم تا یک راه حل عملی  برای نجات این تالاب ،پیدا کنیم.لطفا پیام بگذارید.

۱-محمد رحمتی وزیر راه و ترابری با بیان این مطلب درگفت و گو با موج گفت : تعاملات خوبی میان وزارت راه و ترابری و سازمان حفاظت محیط زیست برای ساخت کنارگذر انزلی انجام شده است.

 

۲-مسیر پیشنهادی سازمان حفاظت (؟) محیط‌زیست در جلسه مطرح نشده است‌

 

۳- تعاملات یا تعارفات ،تساهلات ، معاملات ،  یا تجاهلات به جنگ مخلوقات خدا و انفال الهی

 

 ۴ - دكتر برهان رياضي، كارشناس تالاب‌ها، با اشاره به اهميت اين تالاب به همشهري گفت: اين زيستبوم ازيك سو، محلي براي تخم ريزي ماهيان استخواني به‌ويژه ماهي سفيد است واز سوي ديگر، به خاطر عمق‌هاي مختلف، تنوع بيولوژيكي بالايي دارد؛ به‌طوري كه همه پرندگاني كه در شمال ديده مي‌شوند در اين تالاب قابل مشاهده‌اند

 

                                                  

 

۵-دكتر اسماعيل كهرم ،‌مدرس دانشگاه و متخصص علوم حيات وحش  : تالاب بين المللي انزلي علاوه بر اينكه در فهرست تالابهاي بين المللي جهان در كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده به عنوان يكي از ذخيره گاههاي بيوسفري جهان در يونسكو نيز مطرح است . با اين حال امروز نام انزلي در سر ليست تالابهاي در خطر جهان در ليست مونترو نيز ثبت شده است . در اين ليست تالابهايي وارد مي شوند كه شديدا در معرض خطر هستند و نياز به كمك هاي فني و مالي كنوانسيون رامسر دارند

متاسفانه وضعيت تالاب انزلي ،‌ بدون جاده هم بسيار رقت بار است حالا چه رسد به اينكه جاده هم در ان احداث شود

متاسفانه تاكنون هيچ اقدامي از سوي دولت ايران براي نجات اين تالابها صورت نگرفته و مجامع جهاني هم كمكي نكرده اند

 

۶- انحلال  شورایعالی محیط زیست راه را برای نابودی و تخریب  بیشتر، منابع طبیعی و محیط زیست سرزمین ایران ، باز کرده.

از حربه زمان و ضعف و ناتوانی مفرط مدیریت فعلی سازمان حفاظت محیط زیست (والبته فقط ناتوانی مدیریت نیست ، چون خانم جوادی که اینکاره نیست،براش  مهم نیست ، تالاب انزلی که سهل است ، تمام تالابها ی ایران نابود شود ،از ایشان بپرسید چه احساسی دارید مطمئنن در دل خواهند گفت : هیچ!) ، در کنار فقدان حضور موثررسانه های مستقل و  سازمانهای غیردولتی و مردمی ،استفاده شده ، و بدترین اتفاق ممکن برای تالاب بین المللی انزلی ، از بدو پیدایش تا به امروز رقم خورده.

            

 

۷- تالاب 21 هزار هکتاری  انزلي که براثر بی مبالاتی مدیران محیط زیست ، به کمتر از  15 هزار هكتاررسیده  يكي از باارزش ترين و بی نظیرترین اكوسيستم هاي كشور است. که دارای صد ها ارزش افزوده مستقیم و غیر مستقیم  زيست محيطي ، توریستی ، کشاورزی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و به عبارتی، حیاتی برای کشور و سرمایه ملی و جهانی است.

 

               ۸  - آیا از رییس قوه قضائیه بخواهیم؟  

         ۹ - تجمع ؟

                  ۱۰ - راهکار شما چیست؟

                  

 

                  

 

منتظر پیشنهاد شما 

+ نوشته شده در  87/03/30ساعت 1:10  توسط احمدپور  | 

 

  

    سخنرانی عباس پالیزدار _ دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه - در دانشگاه بوعلی همدان ، این روزها، نقل بسیاری از محافل است  و آوازه اش به بسیاری از سایت ها ، خبرگزاریها و مجامع کشیده شده(  چرایی این سخنرانی و مسائل حاشیه ای و سیاسی و... مورد بحث ما نیست) بلکه یک  اشاره ای، آقای پالیزدار(که نه وبلاگ زیست محیطی دارد و نه NGO  سبز) به منابع طبیعی کشور داشت، که این مورد، نگاه بسیاری از  دوستداران محیط زیست را برانگیخت ،در بخشی ازبند3 امده : (...3ـ خوب مجددا آقای آیت الله یزدی نامه ای می نویسد برای آقای فروزش وزیر صنایع که پسرم حمید بیکار است. ترتیبی فرمایید از جنگل های شمال در جهت صادرات چوب بهرمند شود. جالب است که حمید یزدی دراین زمان در قوه قضاییه مدیر کل بود. یعنی بی کار نبود. و به این صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.)

    خیلی ها به سازمانهای های غیر دولتی ومردمی (  NGO ) ، ایراد می گیرند که چرا ( به ویژه در گذشته ) ساکت بوده اند یا اقدام بارز و موثر و...انجام نداده اند ویا نمی دهند.

 

شاید امروز علت را بهتر می توان فهمید

 

 

 داوری با مردم

 

           

+ نوشته شده در  87/03/26ساعت 2:18  توسط احمدپور  | 

1-ترس من این است  ، که در آینده ببینم( وببینیم !)، این وبلاگ نویسی ما هم (حتا گونه علمی و تخصصیش هم )،یک جور بازی بوده ،مانند دیگر بازیهایی که در زندگی شاهدیم،و برایش نامهای بزرگ و پرطمطراق می گذاریم ،که علاوه بر اقناع خودمان و دیگران ، گمان ببریم ،تکلیف ، وظیفه و مسئولیت خودمان را به قول اکثر ماها در حد وسع( !) و بضاعت(!) ، به انجام رسانده ایم، ولی حقیقتن برایندش چنین نباشد...!( چه باشد؟)

 

2-     رفتار امروز ما ، با فرهنگ واقعی ما ، وقتی که به فرمایشات استاد حکیم فردوسی توسی ،نگاه می کنیم ، اصلن جوردرنمی آید.

 

فردوسی یک شاعر معمولی و در حد یک کشور نبود ، او اندیشمند و متفکری بزرگ برای معرفی تمام عیار اندیشه و فرهنگ  ایرانی ، به جهان است ،وقتی این حکیم  می فرماید :

 

میازار موری که دانه کش است          که جان دارد و جان شیرین خوش است  

 

نشان می دهد انسان با فرهنگ  ایرانی،حتا  نسبت به آزار یک مورچه هم ،بی تفاوت نیست و نباید باشد ،آنگاه آزار دیگر موجودات ، تکلیفش معلوم میشود، که درخت ، پرنده ، شیرایرانی ، یوز ، ببر ، گربه ،آلودگی آب و آزار موجودات ریز و درشتش  و انسان که جای خود دارد.

 

ولی چرا چنین است و چنین میشود؟

3- تا چند ماه پیش، بریده یک روزنامه را با خود داشتم ، که مربوط بود به مشکل مادرزادی یک خر از ناحیه پا _ درکشور استرالیا  _ که پزشکان استرالیایی، برای درمانش ، یک تیم پزشکی را تشکیل دادند و چند ساعت بر رویش، کارجراحی کردند ، چندی در بیمارستان تخصصی حیوانات بستری و مراقبت و پس از مرخص کردن از بیمارستان تا 6 ماه  مورد فیزیوتراپی  و... قرار می دادند و به پول خودمان حساب کنیم بیش از 10 میلیون تومان برای یک الاغ ، هزینه کردند.

 

4- دیروز یک بلوتوثی دریافت کردم (با عنوان خرآزاری)و به گمانم خیلی از شما سرورانم، آنرا دیده باشید، چندتا پسر بچه ایرانی ،تفریح وار و به زور، خری سالم و چابک  را هل می دهند و از یک پل مرتفع به داخل رودخانه می اندازند و خندان و شاد ازین کردار

 

چرا ما چنینیم ؟

میازار مور ما چه شد؟

۵-امروز نه تنها به پرنده ، خزنده ، چرنده ، گیاه رونده  ، آزار می رسد، که انسان هم به راحتی مورد آزار روحی و جسمی قرار می گیرد (  معتاد ، به مادرش رحم نمی کند . آیا سلامتی  محیط زیست  من و تو از آزار ، ایمن است)

 

۶-به گمانم ، نگاهمان را باید عمق ببخشیم ، از فرهنگ و هویت و هنر و ذوق و عشق و ویژگیهای ایرانی بیشتر سود ببریم.

 

۷- میزان کتابخوانی ما 2 دقیقه در روز، و بیشتر جوانان و نوجوانان ایرانی ،  با موضوعات جدی فرهنگی و اجتماعی و... دلبستگی و وابستگی نیافته اند و سخن فردوسی و فردوسی ها را یا نشنیده اند یا چنان بی تفاوت که به سخره می گیرند و بهتر از این نیست برای سخنان بزرگان دینی و آن ایرانی  که از هویت ایرانی  خود دور میشود و ناآشنا ، نه چنین است که به دین خواهد گروید و این است که از همه می افتیم 

۸-  دل مشغولی و تفریح بسیاری از جوانان sms ، جک و پر سه زدن در خیابان است ، نه آموزش درست ، که یکی از آنها ، کتابخوانی که منجر به شناخت فردوسی ها و سهرابها و... شود و محیط زیست  و خرآزاری و جمعی را هم خر نامیدن و به جمعی گوشت خر دادن و در جایی دگر، خر را دوست داشتن و برایش حقوق قایل شدن و همه اینها از فرهنگ و دانش ، آب می خورد

، پس آب را گل نکنیم .

 

 ترسم این است که در جایی دگر پسری به جای نوازش عزیزترین آفریده جهان _ مادر _  با داسی دگر مادرش را و زمین ما را آزار که نه ، نابود کند ...

 

+ نوشته شده در  87/03/16ساعت 20:4  توسط احمدپور  | 

۱- تمام صفحه اول نشریه گام 2خرداد به این موضوع اختصاص داشت با این تیتر درشت : << داس مرگ پسر بر پیکر پدر و مادر>>، دربخشی آمده است : ...مشاهده جسد فاطمه یوسفی ( مادر رضا ) بسیار رقت انگیز است ؛ آن چنانکه حتا قابل چاپ و انتشار نیست و از صورت مادر چیزی جز پاره های گوشت و استخوان له شده [با داس !؟]و خون باقی نمانده است و رضا ، آنقدر به سر و صورت مادرش زده است ، تا جایی که صورت آن مادر 50 ساله ، متلاشی شده و هیچ چیز از آن باقی نیست و اصلن قابل شناسایی نیست

 و رضا موقع رفتن، به سوی دست مادر می رود تا النگو را هم در بیاورد و در اینجا دست به کاری می زند که واقعن هراسناک و حتا از لحاظ روانشناسی ،تراژدیک تر است ، او قصد می کند تا دست مادر کشته شده را برای در آوردن النگوها ، ببرد! ...اما در این لحظه خواهرش که شاهد این جنایت فجیع بوده ، با التماس ، از او می خواهد که دست مادر را نبر و من النگوهایم را به تو می دهم و النگوهای مادر را هم با قیچی ببر و دربیاور ....

چه فرقی می کند که این جنایت در کجا ایران اتفاق افتاده ، روزی خفاش شب در تهران ، روزی آن فرد متعصب دینی در کرمان ، روزی هم طایفه ای برای حفظ خون! در خوزستان وروزی در کوچصفهان و...آنچه است همه اینها و بسیار دیگر، که اصلن کسی متوجه نمی شود ، و در هیچ روزنامه و مرجعی ثبت نمی شود.در ایران گل و بلبل اتفاق می افتد، که شعار و دروغ مهر و صلح طلبی ما گوش جهانیان را پر که نه، بلکه کر نموده است .

 از وقتی این خبر را خواندم ، چند روزی دچار وضع عجیبی شدم .البته این نخستین بار نیست که مادری چنین سلاخی میشود و به عقیده من در ایران ، بیشترین شکنجه و ظلم ، اندوه و سوگ و فشار های همه جانبه جسمی و روحی و روانی متوجه مادر مهربان ایرانیست ، فرزند دلبند مادری ،معتاد میشود( زندانی یا آزاد است ،چه بر سر مادرمی آید؟) ، از اعدام فرزندی ولو گناهکار ( چه بر سر مادر می آید؟ )، فرزندی شهید میشود (چه بر سر مادر می آید؟)، پدری بیکار میشود، تمام زحمت و امید روستاییان و کشاورزان با سیاستهای دسته گلهای ، مهر گستر ، نماز شب خوان و با خدا و امام زمانی  وزیر و وکیل ، به هدر می رود ( چه بر سر مادر می آید؟ )،به ورودی بیمارستانها و مطبها نگاه کنیم( چه بر سر مادر می آید؟ ) البته موارد بسیار است، از قتل ناموسی،کتک خوردن ،تهمت ، شک ، سنگسار و... را می توان اضافه کرد

 

 بسیاری ازمادران ایرانی ، ای کاش به اندازه حیوان اروپایی و آمریکایی، ارج و عزت داشتند( البته منظورم در عمل است و گرنه ایران شیعه گل و بلبل، در حرف و شعار، حمایت  از مادران ، در دنیا سرامد است و پیشنهاد می گردد، مانند حوزه های دیگر که بارها از رسانه خیلی خیلی ملی شنیدیم ، خوب است کشورهای دیگر بیایند از ما الگو برداری کنند و برایشان workshop  بگذاریم!

من نشنیدم ، حتا حیوانی را در هیچ جای دنیا اینچنین سلاخی کنند ، او مادر همه ما بود ، مادر من ، مادر تو ، مادر یک ایرانی  بود ، او یک انسان و یک موجود زنده بود، فقط می دانم همه ما مقصریم ، هم من وهم تو

 این روزها  چنین اعمال بسیار کثیف و دور از انسانیتی در کشورزیاد رخ می دهد و با این روند فزونی اعتیاد و بیکاری و فقر و... آخرین نیز نخواهد بود.

این غم ، این درد ، این فاجعه را چگونه باید تحلیل کرد ، ما خبر خوانیم و بس ، ننگمان و شرممان باد، تنها مردمان کره خاکی هستیم که همه چیز را سبک و عادی می پنداریم و خیلی زود فراموش می کنیم ، دو رو ، و پر ادعا هستیم همه ما بلا استثنا ، از سیاست مدار و روشنفکر و مدیران گرفته تا  آن استاد دانشگاه و معلم، همه ما پر ادعا و من و تو

 

شهروند کره جنوبی ، سوئیسی ، ژاپنی و فنلاندی  ، ادعایی ندارد، در عوض دست کم روزی 60 دقیقه کتاب می خواند،و تا گور، دانش ، هنر ، فرهنگ، دانایی ،آزادی ، زیبایی و شادی را پی می جوید،و درامد سرانه آنها ، مانند سرانه کتابخوانی شان 30 برابر ما. ولی همه ما ایرانیها ادعای فضل  و براستی که بیش از  99/99 درصد هنر های دنیا فقط  نزد ایرانیان است و بس ،و اقیانوسی هستیم با عمق چند میلی متر،با سرانه کتابخوانی 2 دقیقه،

 

2-     در روزنامه اعتماد روز چهار شنبه  خواندم ، که جوان 19 ساله خانواده فقیر چینی (که ما آنها را کمونیست و کافر می دانیم) ، برای درمان مادرش  و تهیه پول،با پای پیاده ، کمپینی را آغاز وحتا درس خود را که در آن کشور خیلی اهمیت دارد رها کرده .

 

3-    در این عکس چه می بینید؟

 

 

 View Full Size Image

چهار شنبه (پریروز ) ، داخل اتوبوس . مادری  با پای اسیب دیده در صندلی جلویی من ، از همراهش علت را جویا میشوم، می گوید ، مادرش که دیابت هم دارد (در یکی از روستاهای بندر کیاشهر) روزمزد در شالیزار کار می کرده تا پولی برای خرجی و [...] درآورد و در شالیزار پای او آسیب دیده،حالا گفته اند به تهران ببری بهتر است ... (بیشتر زنان شمالی در مزارع برنج، مجبورند با پای برهنه داخل زمین گلی و پرآب  کار کنند ودر این خاکها، انواع  مخاطرات می تواند وجود داشته باشد از میکروبهای بیماریزای خطرناک  و عوامل شیمیایی تا شیشه و چوب و... که همواره به پایشان آسیب جدی وارد می کند .( هرگز تصور نکنید که در تمام این سالهای اخیر، افزایش قیمت برنج شامل حال روستاییان شده ، بلکه برعکس، همیشه موقع فروش و عرضه، بدلیل ناکارآمدی مدیریت کشاورزی ، اشک روستاییان را درآورده و با ارزانترین قیمت می خرند و برنج را عده ای سرمایه دار در انبار احتکار و با قیمت بالا به مردم می فروشند.)

 

 

 

+ نوشته شده در  87/03/10ساعت 15:19  توسط احمدپور  |