|
|
|
|
|
به یاد دارید آیه شریفه "یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض" را؟ پس چه کردید شما با همه موجواتی که در آسمان و زمین بختگان، تا دیروز خداوند را تسبیح می کردند ؟ آیا به خاطر دارید خطبه ۱۶۷ مولای متقیان علی (ع) را در نهج البلاغه ؟ آنجا که ایشان می گوید:" از عذاب خدواند در مورد بندگان او و بلاد او بترسید که در پیشگاهش مورد سئوال واقع می شوید و از شما حتی درباره اراضی و حیوانات نیز پرسش می نمایند." حال اگر از شما پرسش شود که با طبیعت خدا چه کردید چه پاسخ می دهید ؟ آیا می پندارید عذر و بهانه ای همچون " خشکسالی " آن هم در شرایطی که در ترسالی قرار داریم و ایران و دنیا را سراسر سیل و آب برداشته پذیرفتنی است ؟!! 30 مرداد عزای عمومی و اعتراض وبلاگ نویسان به قتل عام پرندگان در بختگان |
||
|
|
|
|
|
ای دوست "امشب همه غم های عالم را خبر کن / بنشین و با من گریه سر کن /گریه سر کن" گریه سر کن بر بختگان ، سرزمینی که اینک به پایان نزدیک شده و هر ساله از شرم نفس های به شماره افتاده هزاران هزار فلامینگو به خود می پیچد و ناله سر می دهد. بختگان ! ای بستر خشکیده ! فریاد بر آر و از دولتمردانی که خرامان و پر افتخار بر سکوی سوم سد سازی جهان تکیه داده اند بپرس آیا از این کارزار و قتلگاه هم می گذرند تا ببینند نفس های بند آمده ۷۰۰۰ پرنده و لاشه های قندیل بسته دو هزار جوجه فلامینگو را ؟ ببین آیا از بختگان عبور می کنند تا ببینند لحظات دردناک جان دادن پرندگانی را که توان پرواز ندارند و به هر سو چنگ می اندازند تا قطره آبی بیابند و مکانی که خود را از غرق شدن در نمک نجات دهند ، آنهم در حالیکه دستگاه تنفسی و گوارش شان مملو از بلورهای نمک شده ؟ آیا می بینند چشمان مظطرب و نگران محیط بانان و روستاییان دریادلی را که با وجود زخم های ناشی از شوری بستر بر روی دست و پاهایشان ، اما همچنان برای نجات آخرین بازماندگان به قعر شوره زار می روند ؟... آنچه خواندید بخشی از متنی است که از وبلاگ دیده بان محیط زیست ایران برداشت شده است. ما نیز نهایت تاثر و تاسفمان را همچون دیگر دوستداران ایران سبز اعلام می کنیم ولی افسوس که درک ، شناخت و اولویت لازم ،برعکس کشورهای خردگرا ،در کشور ما |
||
|
|
|
|||
مشاور ارشد سازمان حفاظت محیط زیست : ۱ ) از بین رفتن زیستگاهها ، ویروس و صید بی رویه را از علت های اصلی کاهش ماهیان خاویاری ومرگ و میر فوک های دریای خزر عنوان کرد. |
||||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
برای من یک درخت به اندازه یک انسان ارزش دارد بتهوون
موضوع: چرا برای تبریک روز خبرنگار، باید درختی راخشک شده ببینیم ! ؟ تنها 2 درخت در آن محل پر رفت و آمد برجای مانده ،و پای یکی از درختها گازوئیل ریخته اند تا درخت خشک بشود !! می دانید چرا؟ علت ، به خیلی چیزها بر می گردد(از آموزش تا اخلاق زیست محیطی و...) ولی از کسانی که آن کار را کرده اند هم نظر خواهی شود دلایلی دارند که جای تامل دارد. آنها می گویند شهرداری از این درختها برای نصب پرده های بزرگ استفاده می کند (نبش خیابان مطهری و شریعتی رشت)،و جلوی دید مغازه ما را می گیرد و حق ما نادیده گرفته میشود. خودم امروز رفتم و از انجا بازدید کردم ،درست بود پرده ای بزرگ ( تبریک روز خبرنگارو...) ، طناب از یکطرف به درخت ! بسته شده و از سوی دیگر به چراغ برق. غمبار بود ، پای درختی تنومند خیس نفت(از یک سو آلودگی خاک ، برهم خوردن زیبایی منظر،ایجاد سایه ،پناهگاه پرندگان و دهها سودی که می تواند داشته باشد همه با سهل انگاری و بی برنامگی دود میشود) احترام به درخت و طبیعت در شهر ما و کشور ما رنگ باخته و این بدور از فرهنگ وخرد است.از پیامبر گفته شده: < شکستن شاخه ای از درخت مانند شکستن بال فرشتگان است>
چرا ما ... ؟ |
||
|
|
|
|
|
بدون شگفتی هم نیست ، دنبال عنوان برای پست امروز بودم ،گفتم بد نیست ،سروش . فرهنگ استاد معین را باز کردم ، دیدم نوشته: واژه ای است پهلوی که در آیین زردشتی، یکی از ایزدان است و موکل بر روز 17 هر ماه شمسی. از قضا امروز هم هفدهم امرداد خورشیدی ! و روز خبرنگار در ایران در جهان امروز که از اون به دهکده (Village of World) یاد می کنن، می توان طبیعت ، فرهنگ ، زندگی،دانش،آینده را جدای از رسانه ،خبر ، آگاهی و مخصوصا خبرنگار که بار بزرگ این کار را بر دوش دارن ، دید؟ ولی اینو همه می دونن ، همه میگن ، حتا اونایی که در آستانه روز خبرنگار ، به زندگی یکی از پرطرفدارترین روزنامه های کشور خاتمه دادن و تعداد زیادی خبرنگارو کسانی که اونجا کار می کردن و برای خانواده شون نان می بردنو، دست کم دچار استرس و چه بسا بحران معاش کردن. حرف امروز من اینا نبود ، ولی در این شرایط میشه چیزی گفت و از رسانه ها هم گله کرد ؟ خودشون که اینهمه گرفتاری دارن، اونوقت من بیام از کاستی ها بگم ،نه بی انصافییه ،دست کم میذارم واسه بعد. در ماه امرداد و روز 17 آن هستیم ،امرداد یعنی نمردنی در برابر مرداد آری می توان به گونه ای در این دهکده کوچک جهانی زندگی کرد که فقط به زنده بودن ،زیستن مسالمت آمیز ، صلح ، دوستی،مهربانی،شادی،زیبایی،محبت ،ایثار ، مدارا،بخشش ،اخلاق و مانند آن اندیشید،و چاره ای جز این نداریم ،جهان کوچکتر از اونیه که فکر می کنیم، به عبارتی دیگرگونه شده چه زیباست نام امرداد .چه جالب ،هفدهمش، آیا رفتار ما با طبیعت، فرهنگ درست و با زندگی متعادل همسازه آینده بهتری بسازیم با دانش با اخلاق
|
||
|
|
|
|
|
آیا خنده بهترین پزشک است؟ این جمله پرسشی در ایسنا خزر، عجیب نگاهمو به خودش جلب کرد،حیفم اومد با شما در میان نزارم، خاهش میکنم نگید چه ربطی به مطالب وبلاگت داره! چون تو خنده : ! ، طبیعت ،فرهنگ ،زندگی ،دانش ، آینده ،دیده میشه، خوب الان براتون علامت ؟ ایجاد نشد ؟ لطفا یه جستجوی کوچولو (مثلن تو http://www.google.com کافیه واژه خنده رو بزنید) ، اونوقت به من میرسید.
*
### 7 تا گزیده بالا رو از http://daneshnameh.roshd.ir انتخاب کردم
به چه بخندیم ۱؟ درست است که با وجود مشکلات اجتماعی فراوان و نوسانات روحی و شرایط زندگی موضوعاتیکه سبب خنده ما می شود کمی کمتر شده اند اما نباید فقط نگران باشیم و به خاطر مشکلاتمان مدام غصه بخوریم.چیزهای زیادی در دنیا هست که می تواند ما را شاد و خندان کند دیدن فیلم های کمدی".شوخی و مزاح با خانواده و دوستان (البته اینها را نباید با مسخره کردن و بی حرمتی طرف اشتباه گرفت) خواندن بعضی کتاب ها و دیدن فیلم های شاد می تواند ما را بخنداند. دهد.(تااینجا هم از www.majidlearn.com/fa
هنر عبارتست از دیدن زیبایی و درک آن و اظهار به وجهی مطبوع و دلپسند بسیار خوب! به گمانم،یه جورایی تونستم مطلبو برسونم.البته دوستان ،جاشه، یه پوزشی از همه بخام چون می دونم به فرمایش بزرگ شیراز ،بر بساط نکته دانان جای دارم و هر کسی به قول مولانا از ظن خود یار میشه و منم بدون تنگنای مجال نیستم،و نمی تونم زیاد وقت بذارم اگه اشکال می بینید ببخشید ، و از نظراتون مارو و علاقه مندانو بهره مند کنید |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ، بعد از ۳ تا نوشته، خوبه چندتا عکس داشته باشیم
|
||
|
|
|
|
|
! ، طبیعت ... ؟ دوست داشتم آغازین نوشته ام،پیرامون این واژه های کلیدی می بود ،که میخام چی بگم. به گونه ای رویکرد این وبلاگ روشن تر میشد،اما همانگونه که دیدید ،چون یک اتفاق بد رخ داده بود ناگزیر شدم به اون بپردازم وآرام آرام به اینام اشاره می کنم : 1- دیدگاه خودم و دوستان از آن واژه ها 2- بررسی و پرداختن به یک خبرو مسئله مرتبط 3- گوناگون (خیلی چیزا میتونه باشه،یه جوری فکر میکنم هم تنوع میده و رفع خستگی و از جدی بودن زیاد هم می کاد، مانند:شعر ،جمله و نکته باارزش، لطیفه،عکس، نکات آموزشی و...)
آب را گل نکنیم
سخن امروز (مرتبط با طبیعت): این خبر تو تعداد زیادی از روزنامه های امروز( شما ل) آمده بود ولی کمتر بهش توجه میشه برای بستر سازی رودخانه پلرود (در شمال) نیاز به 3000000000ریال است علت؟ نبود مدیریت درست و برداشت بی رویه شن و ماسه اول رودخانه را از کیفییت می اندازند بعد خرج دوباره واسه بهسازی ،از بین رفتن ذخایر آبزی ، برهم خوردن تعادل اکولوژیک ،سیل، از بین رفتن زیبایی رود ، خساراتی که به روستاییان میاد و...بخشی از جهل ما به طبیعته. |
||
|
|
|
|
|
فکر می کنم رکورد خوش شانسی یا نتیجه خوب گرفتن رو ،حداقل تو بلاگفا شکسته باشم!
دیروز: من اولین مطلبمو وارد کردم و ان یک خبر خیلی بد بود -تخریب یک ساختمان تاریخی و قدیمی کم نظیر تو مرکز شهر— زمان زیادی نداشتم ،سریع کارگرا داشتن سفالهای سقفو می ریختن پایین،شمارش معکوس برای نابودی،یه نامه تنظیم کردم واسه چندتا نشریه، sms ،تلفن واین وبلاگ
امروز: روزنامه خزر تو صفحه اولش آورد، اعتراض نسبت به تخریب یک ساختمان تاریخی.که جا داره همینجا از این حمایت و کار قشنگشون سپاسگذاری کنم.
ساعت 10صبح از ایرنا اومدن و تعدادی از NGOها، زنگ زدم واسه پنجه ای شاعردر شورای شهر و جکتاجی گیتواو دوستای دیگر هم کمک کردن
جلوی کار(کوبیدن ساختمان) گرفته شد ،فعلا قو ل دادن آنجا را مرمت کنن و تبدیل به یک مکان فرهنگی بشه . |
||
|
|
|
|
|
این اتفاق باعث شد تا زود تر این وبلاگ را داشته باشم. میان ساختمانهای نو، یک بنای تاریخی و قدیمی،همچون نگینی زیبا مانند یک موزه کم نظیر می درخشد با ۲۰ ستون آبی با پنجره ای با شیشه های رنگی کم نظیر و نمای گچبری و سقف سفالی، می گویند زمانی مال روسها بوده سپس یک تاجر ارمنی اونو خریده و چندی پیش نیز اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان آنرا خریده، دلمان خوش شد که یک اداره فرهنگی آنرا در دست گرفته ، لابد برای کارهای فرهنگی ولی امروز با کمال شگفتی می بینیم در حال تخریب آن هستند،برای ساختن پارکینگ خودروها(!!) چنین ساختمانهایی برای یک شهر بسیار با ارزش و به عبارتی یک سرمایه محسوب میشن،و درست به مثابه برج پیزا یاعالی قاپو بومی آن منطقه اند،ودر تمام دنیا این بناها را به دلایل گوناگون(ارزش تاریخی ،اجتماعی،هنری،توریستی،زیبایی،روانشناختی و...)حفظ و پاسداری می کنن
ارزش اینها از پتروشیمی رشت (که می بایست 120 هکتار جنگل از بین می رفت و تاشعاع 10 کیلومتری آن خالی از سکونت بشود و...) که این روز ها تو رشت خیلی ها سنگشو به سینه میزنن به مراتب بیشتره ، اصلن قابل قیاس نیست (به یک گروه دلسوز و عاقل تحویل بدن صدها شغل با کمترین هزینه و بیشترین بازده ای بدست میاد)، بدون آلودگی زیست محیطی و همه مردم شهر و مسافران از آن بهره می برن. باید خون گریست که پول بی زبان نفت، دمار سرمایه های پایدار،طبیعت ،میراث فرهنگی و...را در میاره(زیرا می خواهند آمار بدهند بدون توجه به آثار) ولی آینده چه میشود
در پایان تا دیر نشده از مسئولین بخواهیم جلوی تخریبشو بگیرن و آنجا را تبدیل به یک محل فرهنگی کنن، تا دنیا برامون نخندن(که برامون مهم نیست )ولی در برابر آیندگان مسئولیم.
|
||